PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : تاپیک مخصوص متن ترانه های استاد نصرالله معین نجف آبادی


MSN
05-09-2011, 02:14 PM
:قلب::قلب::قلب::قلب:
:قلب:در این تاپیک متن ترانه های استاد نصرالله معین نجف آبادی قرار خواهد گرفت :قلب:
:قلب::قلب::قلب::قلب:

MSN
05-09-2011, 02:16 PM
:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:

یکی را دوست می دارم

یکی را دوست میدارم ولی افسوس او هرگز نمی داند
نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من که او را دوست می دارم
ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند
به برگ گل نوشتم من که او را دوست می دارم
ولی افسوس او گل را به زلف کودکی اویخت تا اورا بخنداند
صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من دوست می دارم
ولی ناگه ولی ناگه ز ابر تیره برقی جست و روی ماه تابان را بپوشانید

من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم
سینه مالامال درد اما دلی بی کینه دارم
پاکبازم من ولی در ارزویم عشقبازیست
مثل هر جنبنده ای من هم دلی در سینه دارم
من عاشق عاشق شدنم
در کدامین مکتب و مذهب جرم است پاکبازی
در جهان صدها هزاران پاکباز از سینه دارم
کار هرکس نیست مکتب داریه این پاکبازان
هدیه از سلطان عشق بر هر دو پایم پینه دارم
من عاشق عاشق شدنم
من از بیراههای حله بر می گردم و اواز شب دارم
هزار و یک شبی دیگر نگفته زیر لب دارم
مثال کوره می سوزد تنم از عشق امید طرب دارم
حدیث تازه ای از عشق مردان حلب دارم
من عاشق عاشق شدنم


راز

چشای تو نور کوچه باغ رازه
چشایه من ظلمت شب نیازه
با همدیگه راز و نیازی داشتیم
حکایت دور و درازی داشتیم
اما پس از اون اشنایی
اون همدلی اون همزبانی
از گرد راه اومد جدایی
رفتی و چشم برام گذاشتی
تو این قفس تنهام گذاشتی
حالا نمی دونم کجایی
کاشکی یکی بود ما رو باهم اشتی میداد
کاشکی چشامون باز تو چشم هم میوفتاد
امروز اگه تاریک وخاموش و سیاهه
فردا که شد دنیا پر از خورشید دوباره



محض رضای خدا

محض رضای خدا به من بگو بی وفا
بعد یه عمر اشنایی چرا گشتی جدا
گفتی تا روز پیری تا وقتیکه بمیری
تا دنیا دنیا باشه پیشم می مونی و نمیری
بگو با که هستی حالا کی و می پرستی
دستای گرمتو گذاشتی تو چه دستی
تو تاریکیه شبهای من زار
بگو شمع شب افروز که هستی
محض رضای خدا به من بگو بی وفا
بعد یه عمر اشنایی چرا گشتی جدا



قسم به عشق

بی تو ای روشنگر شبهای من
بوسه میزد ناله بر لبهای من
در بلور اشک من یاد تو بود
در سکوت سینه فریاد تو بود
مخمل سرخ شفق رنگ تو داشت
پرده های ساز اهنگ تو داشت

تو شادیه گذشتمی بخت سعید رفتمی
تو این هیاهوی غریب بهونه یه قشنگمی
گفتی نگو دوست دارم حرفتو باور ندارم
اشتباه می کنی بازم اشتباه می کنی بازم
دوست دارم قدر خدا قدر تمام قصه ها
تو رو قسم به عشقمون تو رو قسم به عشقمون
یه شب دیگه پیشم بمون یه شب دیگه پیشم بمون
چرا تو باور نداری حرف دل عاشقمو
چرا تو تنها میزاری دستهای سرد خستمو
بیا که با صدای تو مهر سکوتو می شکنم
هزار هزار شعر و غزل نخونده فریاد میزنم



کوچه

امشب ای سرو من در کنار کیستی
دوش بودی یار من امروز یار کیستی
برده ای صبر و قرار از من رفتی از نظر
ای قرار جان و دل صبر و قرار کیستی

امشب سر هر کوچه دنبال تو می گردم
هر رهگذری گوید من عاشق و ولگردم
از رهگذران پرسم من جا و مکان تو
بر هر گذری گویم من نام و نشان تو
گر میشنوی صوتم اواز ده اینجایم
تا پر بکشم سویت من واله و شیدایم
من دور تو می گردم من دور تو میگردم
در مسجد و میخانه من نام تو را گویم
در کعبه و بتخانه من باز تو را جویم

طناز

طناز من ای ناز من ای ناز
باز از تو میگم تو شعر و اواز
باز باهم می خندیم
باز باهم می رقصیم
اما نه به این ساز
این زندگی اینجور نمی مونه
عشق من ازم دور نمی مونه
صاحب داره دنیا همه کاراش
اینجوری که ناجور نمی مونه
دنیام که به تاریکیه شبهاست
تو چشمای من اشک یه دریاست
اخ اونچه منو زنده میزاره
عشق تو عزیز و عشق فرداست
گفتم که خدا عزیزترینه
نازش بکشیم که نازنینه
باز رد میشه ابر پاره پاره
مهتاب میاد و ماه و ستاره



بیا دستم بگیر

من از خورشید عشق تو جوونم
من از تو و تو رو از خودم می دونم
بذار بتابه خورشیدت به جونم
بمون ای خود من تا من بمونم
ببین اوای تلخ گریه هامو
تویی فقط که میشنوی صدامو
تویی تنها که با من همزبونی
تویی که مثل زندگی می مونی
دلم تنگه نخون اواز رفتن
مثل مرگ برام از تو گذشتن
بیا دستم بگیر افتادم از پا
نذار جون بسپارم اینگونه تنها
تو که نیستی غم چشمام یه دنیاست
دلم سیاه تراز تموم شبهاست
بیا بشکن طلسم این شبا رو
بیا نابود کن این سایه ها رو
دارم از دست میرم چاره ای کن
بگو باشم فقط اشاره ای کن



دل بلا

ازاد بودم من گرفتارم تو کردی
مفتون مه رویان عیارم تو کردی
من اهل بودم رند میخارم تو کردی
با می فروشان اینچنین یارم تو کردی

ای دل بلا ای دل بلا ای دل بلایی
ای دل سزاواری که دائم مبتلایی
از مای اخر خصم جان ما چرایی
دیوانه جان اخر چه ای کار کجایی
روزم سیه حالم تبه کردی تو کردی
ای دل بسوزی هر گنه کردی تو کردی
تا چند می سوزی دلا خود را و ما را
ما هیچ رحمی کن به خود اخر خدا را
تا چند خواهی عشق درد بی دوا را
تا کی بجان باید خریدن این بلا را
مجنون شوی دیوانه ام کردی تو کردی
از خود مرا بیگانه ام کردی تو کردی
اخر دلا تا کی غم بیهوده خوردن
ما را به این میخانه ان میخانه بردن
روزم سیه حالم تبه کردی تو کردی
ای دل بسوزی هر گنه کردی تو کردی

:قلب: :قلب::قلب::قلب::قلب:

MSN
05-09-2011, 02:19 PM
:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:

متن کامل ترانه های آلبوم کعبه

كعبه

تو مکه عشقی و من عاشق رو به قبلتم
من اولین قربونی عیدای فطر کعبتم
می میرم از عشق چشات اگه ندی تو حاجتم
هر چی بته به خاطرت کوبوندم و شکوندم
خودمو تو چشم مست تو آتش زدم، سوزوندم
به عشق دیدن گل روی تو اینجا موندم
بین نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کنی
حاجتمو روا کنی
بین تموم عاشقات
نذر منو ادا کنی
یه کاسه گندم می ریزم تا کفترارو سیر کنم
واست می میرم انقدر تا دلتو اسیر کنم
به پات می شینم شب و روز، تا با تو عمرو پیر کنم
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم
بین نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کنی
حاجتمو روا کنی
بین تموم عاشقات
نذر منو ادا کنی
یه کاسه گندم می ریزم تا کفترارو سیر کنم
واست می میرم انقدر تا دلتو اسیر کنم
به پات می شینم شب و روز، تا با تو عمرو پیر کنم
تو مکه عشقی و من عاشق رو به قبلَتم
من اولین قربونی عیدای فطر کعبَتم
می میرم از عشق چشات اگه ندی تو حاجتم

مست

ما هم شکسته خاطر و دیوانه بوده ایم
ما هم اسیر طره جانانه بوده ایم
ما هم به روزگار جوانی ز شور عشق
روزی ندیم بلبل و پروانه بوده ایم
بر کام خشک ما به حقارت نظر مکن
ما هم رفیق ساغر و پیمانه بوده ایم
اونا كه تو زندگیشون قصه های خوب شنیدند
تو قمار زندگانی همه جور بازی رو دیدند
اونا كه تو خلوت شب شعرهای حافظ رو خوندند
همه راه و رفتن اما بر سر دو راهی موندند
بهشون بگین كه اینجا یه نفر همیشه مسته
یه نفر همیشه تنها سر این كوچه نشسته
بهشون بیگید كه قصه اش مثل شاهنومه درازه
کی بوده كجا رسیده چه جوری باید بسازه
حالا قصه هاشو مستها توی میخونه ها میگند
اما اون همیشه مست رو توی اونجا راه نمیدند
دیگه نیست كمند دلها گیسوهای رنگ برفش
تو میخونه كسی نیست كه بیاد رو لب و حرفش
بزارید همه بدونن كه به دست غم اسیر
اخرش یه شب همونجا سر این كوچه میمیره
من امشب سرخوش و دیوانه و مست و غزل خوانم
به جام می پناه آورده ام از غم گریزانم
گر از میخانه باز آیم مرا غم باز می جوید
روید ای دوستان من گوشه میخانه می مانم
به مستی پای در میدان غم بنهاده ام امشب
مگیر ای رهگذر از من اگر افتان و خیزانم

من باهاتم

ناز من ، عشق من از چشم ترم زود مرو
سر و جانم به فدایت ، ز برم زود مرو
نکنم شکوه که دیر آمده ای در بر من
لا اقل دیر چو آیی به سرم ، زود مرو
بنشین یک دمو ، از چشم ترم زود مرو
ای شکسته ، تو شکستی
مویه کردی ، غصه خوردی
از ته دل گریه کردی
من باهاتم ، خاک پاتم
مثل ماتم تو صداتم
من رفیق گریه هاتم
عشق در تو ، شور در تو
بی تو من جایی ندارم
بی تو فردایی ندارم
من باهاتم ، مثل بارون تو چشماتم
مثل غصه تو صداتم ، چون پرنده در هواتم
عشق در تو ، شور در تو
بی تو من جایی ندارم
بی تو فردایی ندارم
من باهاتم ، مثل بارون تو چشماتم
مثل غصه تو صداتم ، چون پرنده در هواتم
ای شکسته ، تو شکستی
مویه کردی ، غصه خوردی
از ته دل گریه کردی
من باهاتم ، خاک پاتم
مثل ماتم تو صداتم
من رفیق گریه هاتم
من رفیق گریه هاتم


وقتی كه تو رفتی

وقتی که تو رفتی خورشید نمرده
دریا و بیابان خدا دست نخورده
وقتی که تو رفتی، قلبی نشکسته
اشکم نشده سیل و مرا سیل نبرده
وقتی که تو رفتی، وقتی که تو رفتی
انگار نه انگار که از تو اثری بود
انگار نه انگار که بیدادگری بود
انگار نه انگار که عشقی به سری بود
انگار نه انگار که در دل شرری بود
وقی که تو رفتی، وقتی که تو رفتی
انگار که عشقی به دلی نطفه نبسته
انگار که مستیم و سبویی نشکسته
انگار که عمری بر باد نرفته
انگار که در دل امیدی ننشسته
وقتی که تو رفتی، چشم من خسته، بی خواب نمانده
وقتی که تو رفتی، در سینه دل من، بی تاب نمانده
برو برو که دگر آشنا نمی خواهم
به درد خو گرفتم و دوا نمی خواهم
تو قبله گاه منی، من ز قبله بیزام
تو گر خدای منی، من خدا نمی خواهم
ما چون ز دری پایی کشیدیم، کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست، نشیند
از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم


دعای شب

در دل شب دعای من، گریه بی صدای من
بانگ خدا خدای من به خاطر تو بود و بس
پاکی لحظه های من، گریه های های من
گوهر اشکهای من به خاطر تو بود و بس
این همه بی پناهیم، این همه سر به راهیم
این همه بی گناهیم غصه به جان خریدنم
از همه کس بریدنم زخم زبون شنیدنم
به خاطر تو بود و بس
رو به خدا نشستنم، نذر و دخیل بستنم
سوز من و گداز من، اشک من و نیاز من
به خاطر تو بود و بس



میپرستم

بازوانت را به مستی حلقه كن برگردم
تا بلرزد زیر بازوهای سیمینت تنم
چهره زیبای خود را از رخ من وا مگیر
جز به آغوش چمن یا دامن من جا مگیر
راز عشق خویش را آهسته خوان در گوش من
جستجو كن عشق را در گرمی آغوش من
من تورا تا آسمان ها
من تو را تابیكرنها
از زمین تا كهكشانها
دوست دارم میپرستم
من تو را همچون اهورا
من تورا همچون مسیحها
همچون عطر پاك گلها
دوست دارم میپرستم
من تو را تا لحظه های انتظارم
عاشقم با این نگاه بیقرارم
من تورا با هستی خود با وجودم
عاشقم با خون خود با تار پودم
من تورا همچون پرستو
یاسمنها نسترنها
من تورا با آنچه هستی
دوست دارم میپرستم
نکته :شعر از خود استاد معین



وقتی سرت رو شونمه

وقتی سرت رو شونمه
درد و بلات تو جونمه
جون به جونم اگه کنند
خاطرخواهی تو خونمه
دلم می خواد باهات باشم
رفیق پا به پات باشم
سایه به سایه، دم به دم
بمیرم و فدات بشم
تصدق رنگ چشمهات
شبها ستاره هاش برات
نخواب بذار نگات کنم
هر چی دارم فدات کنم
ستاره بارونت کنم
جونم رو قربونت کنم
وقتی سرت رو شونمه
درد و بلات تو جونمه
جون به جونم اگه کنند
خاطرخواهی تو خونمه

:قلب: :قلب::قلب::قلب::قلب:

MSN
05-09-2011, 02:22 PM
:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:

متن ترانه های آلبوم هوس

هوس

برای من نوشته
گذشته ها گذشته
تمام قصه هام هوس بود
برای او نوشتم
برای تو هوس بود
ولی برای من نفس بود
كاشكی خبر نداشتی
دیونه نگاتم
یه مشت خاك ناچیز
افتاده ای به زیر پاتم
كاشكی صدای قلبت
نبود صدای قلبم
كاشكی نگفته بودم
تا وقت جون دادان باهاتم
نوشته هرچه بود تموم شد
نوشتم عمر من حروم شد
نوشته رفته ای زیادم
نوشتم شمع رو به بادم
نوشته در دلم هوس مرد
نوشتم دل توی قفس مرد
كاشكی نبسته بودم
زندگیمو به چشمات
كاشكی نخورده بودم
به سادگی فریب حرفات
لعنت به من كه آسون
به یك نگات شكستم
به این دل دیونه
راه گریز و ساده بستم



سفره

بیا دست قشنگ مهربانت را عصایی کن که برخیزم
و شور انگیز و شوق آلود بدامان شقایقها بیاویزم
بدزدم تیشه فرهاد عاشق را و بی پروا چنان رعدی بنای سنگی غم را فرو ریزم
بسازم کلبه عشقی میان باغ فرداها و حافظ وار بر بام فلک طرحی دگر از عشق اندازم و نقش دیگری ریزم
بیا واكن لبانم را به تكرار سرود عشق كه من آن مرغ غمگین شباویزم

دلم می خواد تو سفره مون

یه لقمه نون داشت پر عشق

وسط برکتش میشد

هر چی که خواست از خود عشق

دلم می خواست تو باغچه مون می کاشتمت

گل می دادی

رنگ و وارنگ از همه رنگ نرگس و سنبل می دادی

دلم می خواست میشد واست

دشت رو چراغونش کنم

ماه رو بزارم تو چشات

ستاره بارونش کنم

وسط میدون ببرم بازار رو ارزونش کنم

داد بزنم خاطر خواتم عشق رو فراوونش کنم

گلاب قمصر میشدی به مرگ گل جون میدادی

شاخه به شاخه برگ به برگ به لپشون خون میدادی

گریه عاشق میشدی نم نم بارون میدادی

به شاعرای در به در شعر فراوون میدادی



پنجره

صبح که در پنجره تون وا می شه
خورشید از اون روزنه پیدا می شه
خاطره انگیز میشه باغ لبت
وقتی گل خنده شکوفا می شه
به که چه زیبایی گرم و دل آرایی مثل یه رویایی
دل من دیوونه برای تو پریشونه
بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه جدا
دل من دیوونه برای تو پریشونه
بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه

آسمون قلب تو آفتابیه
شهر شب از روی تو مهتابیه
آسمون قلب تو آفتابیه
شهر شب از روی تو مهتابیه
به که چه زیبایی گرم و دل آرایی مثل یه رویایی
دل من دیوونه برای تو پریشونه
بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه جدا
دل من دیوونه برای تو پریشونه
بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه جدا


صبح که در پنجره تون وا می شه
خورشید از اون روزنه پیدا می شه
خاطره انگیز میشه باغ لبت
وقتی گل خنده شکوفا می شه
به که چه زیبایی گرم و دل آرایی مثل یه رویایی
دل من دیوونه برای تو پریشونه
بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه جدا
دل من دیوونه برای تو پریشونه
بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه جدا




لیلی و مجنون

بیا تا لیلی و مجنون شویم، افسانه اش با من
بیا با من به شهر عشق رو کن، خانه اش با من
بیا تا سر به روی شانه هم را ز دل گوییم
اگر مویت چو روزم شد پریشان، شانه اش با من
در میخانه چشمت، به گلگشته نگه وا کن
خرابم کن خراب، آبادی ویرانه اش با من
سلام ای غم، سلام ای همزبان مهربان دل
پر پرواز وا کن چون پرستو، لانه اش با من
مگو دیوانه خو زنجیر گیسو را ز هم وا کن
دل دیوانه دیوانه دیوانه اش با من
در این دنیای وانفسای حسرت زای بی فردا
خدایا عاشقان را غم مده، شکرانه اش با من
مگو دیگر سمندر در دل آتش نمی سوزد
تو گرمم کن به افسون، گرمی افسانه اش با من
چه بشکن بشکنی دارد، فلک در کار سر مستان
تو پنهان بشکن این، نشکستن پیمانه اش با من



دلم گرفت از آسمون

دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون
تو زندگیم چقدر غمه، دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی، تلخه بهت هر چی بگم
من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم

امشب از اون شبهاست که من، دوباره دیوونه بشم
تو مستی و بی خبری اسیر میخونه بشم
امشب از اون شبهاست که من، دلم می خواد داد بزنم
تو شهر این غریبه ها دردم رو فریاد بزنم

از این همه دربه دری تو قلب من قیامته
چه فایده داره زندگی این انتهای طاقته
از این همه در به دری به لب رسیده جون من

:قلب: :قلب::قلب::قلب::قلب:

MSN
05-09-2011, 02:28 PM
:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:

متن کامل ترانه های آلبوم بی بی گل

بی بی گل ۱

بگو که گل نفرستد کسی به خانه من
که عطر یاد تو پر کرده آشیانه من
تو چلچراغ سعادت فروز بخت منی
بجای ماه تو پرتو فشان به خانه من
به شوق روی تو من زنده ام خدا داند
برای زیستن اینک تویی بهانه من

صدام کن ای صداقت پیشه، بی بی گل عتیقه
تمام دلخوشیم اینه که دل با تو رفیقه
صدام کن ای هوای تازه ای عطر رمنده
هوا پر شه پر از پرهای رنگی پرنده
بزن بارون بزن خیسم کن، آبم کن، ترم کن
کمک کن تازه بارون من غریبم پرپرم کن
بزن آتیش به جونم شعله کن خاکسترم کن
بذار سر روی دوشم سایه ت رو تاج سرم کن
صدام کن ای صداقت پیشه، بی بی گل عتیقه
تمام دلخوشیم اینه که دل با تو رفیقه
تو عاشق پیشه ای همیشه ای محشر بپا کن
منو عاشق ترین آواره عالم صدا کن
من از مکتب سراغ قبله عشقو گرفتم
تو اینجا تا ابد از عشق مردن رو بنا کن

عشق من

عشق من . منو صدا کن . منو از خودم رها کن
تو اجاق مرده دل . آتشی تازه به پا کن
تو منو از نو بنا کن
عشق من . منو صدا کن . قصه امو بی انتها کن
روبروت آیینه بگذار . ابدیتی بنا کن
عشق من . منو صدا کن
قصه نگفته ام من . تو بیا روایتم کن
عشق من . مرمتم کن . از عذابم راحتم کن
ای صدای تو نهایت . راهی نهایتم کن
عشق من . منو صدا کن . تو منو از نو بنا کن
رهسپار قصه ها کن
تو به خاکستر نگاه کن . آتشی تازه به پا کن
ای بهارم . انتظارم . من زمین بی بهارم
شوره زار انتظارم . شوره زارم . انتظارم
چهره شکسته دارم . روح و جسم خسته دارم
به در ویرونه دل . بغض قفل بسته دارم
عشق من . ....



ای آنکه بجز تو


ای آنکه به جز تو هوایی به سرم نیست
کسی در نظرم نیست
جز یاد عزیزت . جز یاد عزیزت . کسی هم سفرم نیست
مرا یار دگر نیست
قدر تو و احساس تو رو کسی نفهمید
دلت از همه رنجید
از عالم و آدم همه جا رنگ و ریا دید
دلت از همه رنجید
من مثل تو از دست همه رنج کشیدم
به جز غصه ندیدم
یک جرعه وفا از لب دریا طلبیدم
لب تشنه دویدم
ای تو نایاب . گوهر ناب
راز مخمل . ترمه خواب
ای توهمدل . ای تو همدرد
عاقبت عشق از تو گل کرد
عاشقم من . عاشق تو
ای تو تنها خوب دنیا
با تو دارم گفتنیها
ای وفادار . نازنین یار
ای نشسته بر دلت خار
ای بریده از من و ما
از گذشته مانده تنها
عاشقم من . عاشق تو

ای تو تنها خوب دنیا
با تو دارم گفتنیها
ای آنکه ....


دلبرم دلبر

دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
چشم شهلایش دیده پر آبم کرد

به چشمان سیاه تو اسیرم
خدا می دونه دلم از تو نگیرم
بیا دردت به جان عاشق تو
نمیری تو به جای تو بمیرم
دلبرم دلبر ....

گفتم میری سفر آروم می گیرم
ندونستم که از دوریت می میرم
بهت گفتم برو هرجا که میری
به شرطی خاطراتم رو نگیری
دلبرم دلبر ....

به چشمان ...
دلبرم دلبر ....
جداییتو رو دوش خسته بردم
تموم شب نفس ها تو شمردم
چشمامو بستمو خواب تو دیدم
رو لبام طعم لبها تو چشیدم
دلبرم دلبر......


خونه

گلهای خشك تو گلدون خبر از درد میده
خبر از جدایی و زندگی سرد میده
وقتی با شوق فراوون به خونه رو می آرم
به من آزار تو فرمان عقب گرد میده
نذار ساز زندگیمون خشن آهنگ بشه
یه كاری كن یه كاری كن واسه خونه دلم تنگ بشه

خونه آخرین پناه واسه ی خستگیهام
خونه آخرین امید واسه دلبستگیهام
من خسته واسه گفتگو یه همراز می خوام
واسه پر كشیدنام رفیق پرواز می خوام
نذار ساز زندگیمون خشن آهنگ بشه
یه كاری كن یه كاری كن واسه خونه دلم تنگ بشه


بی بی گل ۲

بی بی گل فدات بشم دیگه بی تو خستم بی بی گل
یکی از همین روزا می بینی شکستم بی بی گل
بی بی گل فدات بشم دل شده رسوای غمت
آخ دلم تنگه بیا بیا روی چشمام قدمت
بی بی گل تو که منو کشتی بی بی گل
واسه چی منو دوست نداشتی بی بی گل
تو واسم زندگی نذاشتی بی بی گل
واسه چی منو دوست نداشتی بی بی گل
بی بی گل فدات بشم ......
بی بی گل دنیا دوروزه مهربونی تو می خوام
کجا پیدات بکنم بگو نشونی تو می خوام
دیگه تو از عاشقت رازت رو پنهون نکنی
هر کسی دل به تو بست خونشو ویرون نکنی
بی بی گل تو که منو کشتی ......
بی بی گل فدات بشم ......
مگه از جون نخریدم ناز چشمای تو رو
میدونی هیچکی تو قلبم نگرفت جای تو رو
خوشه خوشه اون موهات روی شونه هات بریز
اشک رو از چشمای من بردار و زیر پات بریز



کرشمه

خواهم كه بر مویت ، مویت ، مویت
هر دم زنم شانه ، هر دم زنم شانه
ترسم پریشان كند بسی حال هركسی
چشم نرگست مستانه مستانه ، مستانه مستانه
خواهم كه بر چشمت ، چشمت ، چشمت
هر دم كشم سرمه ، هر دم كشم سرمه
ترسم مجنون كند بسی مثل من كسی
چشم نرگست مستانه مستانه ، مستانه مستانه
یه شب بیا منزل ما
حل كن تو صد مشگل ما
ای دلبر خوشگل ما
دردت به جان ما شد
روح و روان ما شد

خواهم بر ابرویت ، رویت ، رویت
هر دم كشم وسمه ، هر دم كشم وسمه
ترسم كه مجنون كند بسی مثل من كسی
چشم نرگست مستانه مستانه ، مستانه مستانه
خواهم كه بر رویت ، رویت ، رویت
هر دم زنم بوسه ، هر دم زنم بوسه
ترسم كه نالان كند بسی حال هر كسی
چشم نرگست مستانه مستانه ، دیوانه دیوانه

:قلب: :قلب::قلب::قلب::قلب:

MSN
05-09-2011, 02:31 PM
:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:

متن ترانه های آلبوم پریچهر

اصفهان

دلم میخواد به اصفهان برگردم
بازم به اون نصف جهان برگردم
برم اونجا بشینم در کنار زاینده رود
بخونم از ته دل ترانه و شعر و سرود ترانه و شعرو سرود

خودم اینجا دلم اونجا همه راز و نیازم اونجا
ای خدا عشق منو یار منو اون گل نازم اونجا
چه کنم با کی بگم عقده دل رو پیش کی خالی کنم
دردمو با چه زبون به اینو اون حالی کنم

اسمون گریه کند بر سر جانانه من
اشک ریزان شده دلدار در ان خانه من
از غم دوری او همدم پیمانه شدم
همچو شبگرد غزل خون سوی میخانه شدم
مست و دیوانه شدم مست و دیوانه شدم
به خدا این دل من پر از غمه تموم دنیا برام جهنمه
هر چه گویم من از این سوز دلم
به خدا بازم کمه بازم کمه

چکنم با کی بگم عقده دل رو پیش کی خالی کنم
دردمو با چه زبون به اینو اون حالی کنم

دلم میخواد به اصفهان برگردم
بازم به اون نصف جهان برگردم



سفر

سفر کردم که از عشقت جدا شم
دلم میخواست دیگه عاشق نباشم
ولی عشقت تو قلبم مونده ای وای
دل دیونمو سوزونده ای وای
هنوزم عاشقم هنوزم عاشقم دنیای دردم
مثل پروانه ها دورت میگردم
مثل پروانه ها دورت میگردم


سفر کردم که از یادم بری دیدم نمیشه
اخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه
غم دور از تو بودن یه بی بال و پرم کرد
نرفت از یاد من عشق سفر عاشق ترم کرد
هنوز پیش مرگتم من بمیرم تا نمیری
خوشم با خاطراتم اینو از من نگیری


دلم از ابر و بارون بجز اسم تو نشنید
تو مهتاب شبونه فقط چشمام تو رو دید
نشو با من غریبه مث نامهربونا
بلا گردون چشمات زمین و اسمونا

میخوام برگردم اما میترسم
میترسم بگی حرفی نداری
بگی عشقی نمونده
میترسم بری تنهام بذاری
تو رو دیدم تو بارون دل دریا تو بودی
تو موج سبز سبزه تن صحرا تو بودی


مگه میشه ندیدت تو مهتاب شبونه؟
مگه میشه نخوندت تو شعر عاشقونه؟


دلسوخته

دلسوخته تر از همه ی سوختگانم
از جمع پرکنده ی رندان جهانم
در صحنه ی بازیگری کهنه ی دنیا
عشق است قمار من و بازیگر آنم
با آنکه همه باخته در بازی [عشقند]
بازنده ترین است در این جمع نشانم
ای عشق از تو زهر است به [جامم]
دل سوخت ، تن سوخت ، ماندم تنها من
دلسوخته تر از همه ی سوختگانم
از جمع پرکنده ی رندان جهانم
عمری ست که می بازم و یک برد ندارم
اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم
ای دوست مزن زخم زبان جای نصیحت
بگذار ببارد به سرم سنگ مصیبت
من زنده از این جرمم و [حاضر به] مجازات
مرگ است مرا گر بزنم حرف ندامت
باید که ببازم با درد بسازم
در مذهب رندان این است نمازم
عمری ست که می بازم و یک برد ندارم
اما چه کنم ، عاشق این کهنه قمارم
من در به در عشقم و رسوای جهانم
چون سایه به دنبال سر عشق روانم
او کهنه حریف من و من کهنه حریفش
سرگرم قماریم من و او ، بر سر جانم
باید که ببازم ، با درد بسازم
در مذهب رندان ، این است نمازم
عمری ست که می بازم و یک برد ندارم
اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم



بانو

داغ بوسه ات رو لبامه بانو جونم
تا ابد مال منی اینو می دونم
تو گلا پنهون شدی ای بهتر از گل
تا بیام بین گلا تو رو بچینم
بانو جون مهربون دوای دردم
بانو جون بانو جون دورت می گردم
گلای محمدی بوی تو دارن
نرگسا چشم تو رو یادم میارن
خرمن موهای تو بنفشه زارن
بازوهات نسترن صبح بهارن

می گیره دلم بهونه ت
شب میام بسوی خونه ت
می دونی که این دیوونه ت
بی قراره
خواب و آروم که نداره
بانو جون مهربون دوای دردم
بانو جون بانو جون دورت می گردم


یکی را دوست میدارم

یکی را دوست می دارم
يكي را دوست مي دارم ، ولي افسوس او هرگز نمي داند
نگاهش مي كنم ،شايد بخواند از نگاه من ، كه او را دوست دارم
ولي افسوس او هرگز نگاهم را نمي خواند ‹ و ا ي ›
به برگ گل نوشتم من ، كه او را دوست مي دارم
ولي افسوس ، او گل را به زلف كودكي آويخت ، تا او را بخنداند
صبا را ديدم و گفتم صبا ، دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم ، تو را من دوست مي دارم
ولي ناگه ، ز ابر تيره برقي جست و روي ماه تابان را بپوشانيد
من به خاكستر نشيني ، عادت ديرينه دارم
سينه مالا مال درد ، اما دلي بي كينه دارم
پاكبازم من ولي ، در آرزويم عشق بازي
مثل هر جنبنده اي ، من هم دلي در سينه دارم
من عاشق ، عاشق شدنم
در كدامين مكتب و مذهب ، جرم است پاكبازي
در جهان ، صدها هزاران پاكباز ، در سينه دارم
كار هر كس نيست مكتب داري اين پاكبازان
هديه از سلطان عشق ، بر هر دو پايم پينه دارم
من عاشق ، عاشق شدنم
من از بيراهه هاي هله بر مي گردم و آواز شب دارم
هزار و يك شبي ديگر ، نگفته زير لب دارم
مثال كوره مي سوزد تنم از عشق ، اميد طَرب دارم
حديث تازه اي از عشق مردان حَرب دارم
من عاشق عاشق شدنم ، من عاشق عاشق شدنم



پریچه

میخونم به هوای تو پریچه
چه قدر خالیه جای تو پریچه
دلم کرده هوایت ، وای پریچه
دلم تنگه برایت

تو رو میطلبم ، لحظه به لحظه
تویی تاب و تبم ، لحظه به لحظه
چشات شهر من که شهر قصه است
برای هر شبم ، لحظه به لحظه
تو از هزار و یک شبی پریچه
بجز تو زندگی هیچه پریچه
یه دنیا همه هیچه وای پریچه
دنیا بی تو هیچه

من از نگاه تو شب و شناختم
غزل دیدم و عاشقانه ساختم
تو هر بیت غزل قصه چشمات
دلم قافیه شد ، قافیه باختم

شب چشم تو قیمتیترینه ، به انگشتر عمر من نگینه
همه دنیای من فقط همینه ، همین شرقیترین شهر زمینه
تو از هزار و یک شبی پریچه
بجز تو زندگی هیچه پریچه
یه دنیا همه هیچه وای پریچه
دنیا بی تو هیچه

تو معجون گل و مخمل نوری
پریواره قصه های حوری
تموم قصه ها بی تو میمیرن
که تو حوصله سنگ صبوری
تو رو میطلبم ، لحظه به لحظه
تویی تاب و تبم ، لحظه به لحظه
چشات شهر من که شهر قصه است
برای هر شبم ، لحظه به لحظه
تو از هزار و یک شبی پریچه
بجز تو زندگی هیچه پریچه
یه دنیا همه هیچه وای پریچهر
دنیا بی تو هیچه

تو رو میطلبم ، لحظه به لحظه
تویی تاب و تبم ، لحظه به لحظه
چشات شهر من که شهر قصه است
برای هر شبم ، لحظه به لحظه
تو از هزار و یک شبی پریچه
بجز تو زندگی هیچه پریچه



دلشکسته

پشت درهاي بسته ، عاشق دلشكسته ، داره هواي خوندن
با تو عزيز خسته ، با تو عزيز خسته
دوست دارم عزيزم عاشقتم هنوزم
نذار تا بيشتر از اين به پاي تو بسوزم
آره خودم فداتم فداي اون چشاتم
به قربون نگاتم هميشه خاك پاتم
بيا كه زندگي رو به چشم تو ببينم
تو اين ديار غربت كنار تو بشينم
كي از تو نــخــونه كـيـه بـــا تــــو نمونه
مي خونم عاشقونه واست خونه به خونه
بيا بازم با من باش اميد آخرم باش
تو اين ديار غربت تو تنها ياورم باش



خالق

ای خالق هر قصه من این منو این تو
بر ساز دلم زخمه بزن این منو این تو
هر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالی
با هر نفسم داد میزنم جای تو خالی
منم عاشق ناز تو كشیدن
بخاطر تو از همه بریدن تنها تو رو دیدن
منم عاشق انتظار كشیدن
صدای پا تو از كوچه شنیدن تنها تو رو دیدن

تو اون ابر بلندی كه دستات شفای شوره زاره
تو اون ساحل نوری كه هر موج به تو سجده میاره
تو فصل سبز عشقی كه هرگل بهارو از تو داره
اگه نوازش تو نباشه گل گلخونه خاره

تو آخرین كلامی كه شاعر تو هر غزل میاره
بدون تو خدا هم تو شعراش دیگه غزل نداره
بمون كه شوكت عشق بمونه كه قصه گوی عشقی
نگو كه حرمت عشق شكسته تو آبروی عشقی

:قلب: :قلب::قلب::قلب::قلب:

MSN
05-09-2011, 02:35 PM
:ستاره::ستاره::ستاره::ستاره:: تاره:

متن کامل ترانه های آلبوم سفر


سفر

سفر کردم که از عشقت جدا شم
دلم می خواست دگر عاشق نباشم
ولی عشقت تو قلبم مونده، ای وای
دل دیوونمو سوزونده ای دل
هنوزم عاشقم، دنیای دردم
مثل پروانه ها دورت می گردم
سفر کردم که از یادم بری، دیدم نمیشه
آخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه
غم دور از تو موندن، یه بی بال و پرم کرد
نرفت از یاد من عشق، سفر عاشقترم کرد
هنوز پیش مرگتم من، بمیرم تا نمیری
خوشم با خاطراتم، اینو از من نگیری
دلم از ابر و بارون به جز اسم تو نشنید
تو مهتاب شبونه فقط چشمام تو رو دید
نشو با من غریبه مثل نا مهربونها
بلا گردون چشمهات زمین و آسمونها
می خواهم برگردم اما می ترسم، می ترسم، بگی حرفی نداری
بگی عشقی نمونده، می ترسم بری تنهام بزاری
تو رو دیدم تو بارون، دل دریا تو بودی
تو موج سبز سبزه، تن صحرا تو بودی
مگه میشه ندیدت، تو مهتاب شبونه
مگه میشه نخوندت، تو شعر عاشقونه



خالق

ای خالق هر قصه من این منو این تو
بر ساز دلم زخمه بزن این منو این تو
هر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالی
با هر نفسم داد میزنم جای تو خالی
منم عاشق ناز تو كشیدنبخاطر تو از همه بریدن تنها تو رو دیدن
منم عاشق انتظار كشیدن
صدای پا تو از كوچه شنیدن تنها تو رو دیدن
تو اون ابر بلندی كه دستات شفای شوره زاره
تو اون ساحل دوری كه هر موج به تو سجده میاره
تو فصل سبز عشقی كه هرگل بهارو از تو داره
اگه نوازش تو نباشه گل گلخونه خاره
تو آخرین كلامی كه شاعر تو هر غزل میاره
بدون تو خدا هم تو شعراش دیگه غزل نداره
بمون كه شوكت عشق بمونه كه قصه گوی عشقی
نگو كه حرمت عشق شكسته تو آبروی عشقی



پریچه

ميخونم به هواي تو پريچه
چه قدر خالي جاي تو پريچه
دلم كرده هوايت واي پريچه
دلم تنگه برايت
تو رو ميطلبم لحظه به لحظه
تويي تاب و تبم لحظه به لحظه
چشات شهر من كه شهر غصه است
براي هر شبم لحظه به لحظه
تو از هزارو يك شبي پريچه
بجز تو زندگي هيچه پريچه
يه دنيا همه هيچه واي پريچه
دنيا بي تو هيچه
من از نگاه تو شب و شناختم
غزل ديدم و عاشقانه ساختم
تو هر بيت غزل قصه چشمات
دلم قافيه شد قافيه باختم
شب چشم تو قیمتی ترین
به انگشتر عمر من نگین
همه دنیای من فقط همین
همین شرقی ترین شب زمین
تو معجون گل و مخمل نوري
پريواره قصه هاي حوري
تموم قصه ها بي تو ميميرن
كه تو حوصله سنگ صبوري



رسم

اين چه رسميست كه تو ناز كني يك طرفه
اين نشد كار كه من ناز كشم يك طرفه
عين ظل مست كه تو مست تفرعن باشي
من به خاري حقارت برسم يكطرفه
نازنينم اين چه رسميت اين چه رسميت
اين چه رسميت كه تو عاشق خود باشي و من

در غم سستي پيمان تو پرپر بزنم
اين چه گفته است كه تو غرق هوس بازي خويش
من عاشق به دل غم زده خنجر بزنم
نازنينم اين چه رسميت اين چه رسميت
اين چه گفته است كه من خسته ترين باشم و تو

غافل از آتش افروخته در سينه من

اين چه كاريست كه من مهر تو بر دل گيرم
تو شب و روز بگيري به دلت كينه من
نازنينم اين چه رسميت اين چه رسميت


ساده

یه عمر که دل ای دل رمیدیو رووندی
کبوترای عشقو یکی یکی پروندی
هم منو خسته کردی هم خودتو سوزوندی
هم منو خسته کردی هم خودتو سوزوندی
عجب ساده ای ای دل
واسه سوختنو پر پر زدنو مرده ای دل
هر جا که غمی بود ای دل تو شکستی
یک عمر که ای دل تو غصه پرستی
تو هر شب هر روز دنبال حقیقت
من عاشق دنیا یار میو مستی ای دل
در مجمع خوبان بیهوده نشستی
با چشم خماری عهدی که نبستی
هرگز نرسوندی ما را تو به مقصود
چی فهمیدی اخر از عالم هستی ای دل
من مست تمنا تو همره درویش
من خیره سرو تو دنبال ره خویش ای دل
یه عمر که دل ای دل رمیدیو رووندی
منو به هر جا خواستی به دنبالت کشوندی

هم منو خسته کردی هم خودتو سوزوندی
هم منو خسته کردی هم خودتو سوزوندی
عجب ساده ای یا دل
واسه سوختنو پر پر زدنو مرده ای دل




صفای اشک

نه از آشنايان وفا ديده ام
نه در باده نوشان صفا ديده ام
زنامردميها نرنجد دلم
كه از چشم خود هم خطا ديده ام

به خاكستر دل نگيرد شرار
من از برق چشمي بلا ديده ام
وفاي تو را نازم اي اشك غم
كه در ديده عمري تورا ديده ام

نه از آشنايان وفا ديده ام
نه در باده نوشان صفا ديده ام
زنامردميها نرنجد دلم
كه از چشم خود هم خطا ديده ام

طبيبا مكن منعم از جام مي
كه درد درون را دوا ديده ام
حريم خدا شد چه شبها دلم
كه خود را ز عالم جدا ديده ام

از آن رو نريزد سرشكم ز چشم
كه در قطره هايش خدا ديده ام
برو صاف شو تا خدابين شوي
ببين من خدا را كجا ديده ام

نه از آشنايان وفا ديده ام
نه در باده نوشان صفا ديده ام
زنامردميها نرنجد دلم
كه از چشم خود هم خطا ديده ام

طبيبا مكن منعم از جام مي
كه درد درون را دوا ديده ام
حريم خدا شد چه شبها دلم
كه خود را ز عالم جدا ديده ام
از آن رو نريزد سرشكم ز چشم
كه در قطره هايش خدا ديده ام
برو صاف شو تا خدابين شوي
ببين من خدا را كجا ديده ام

نه از آشنايان وفا ديده ام
نه در باده نوشان صفا ديده ام
زنامردميها نرنجد دلم
كه از چشم خود هم خطا ديده ام



دلسوخته

دلسوخته تر از همه ی سوختگانم
از جمع پرکنده ی رندان جهانم
در صحنه ی بازیگری کهنه ی دنیا
عشق است قمار من و بازیگر آنم
با آنکه همه باخته در بازی عشقند
بازنده ترین است در این جمع نشانم
ای عشق از تو زهر است به جامم
دل سوخت ، تن سوخت ، ماندم من و نامم
دلسوخته تر از همه ی سوختگانم
از جمع پرکنده ی رندان جهانم
عمری ست که می بازم و یک برد ندارم
اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم
ای دوست مزن زخم زبان جای نصیحت
بگذار ببارد به سرم سنگ مصیبت
من زنده از این جرمم و [حاضر به] مجازات
مرگ است مرا گر بزنم حرف ندامت
باید که ببازم با درد بسازم
در مذهب رندان این است نمازم
عمری ست که می بازم و یک برد ندارم
اما چه کنم ، عاشق این کهنه قمارم
من در به در عشقم و رسوای جهانم
چون سایه به دنبال سر عشق روانم
او کهنه حریف من و من کهنه حریفش
سرگرم قماریم من و او ، بر سر جانم
باید که ببازم ، با درد بسازم
در مذهب رندان ، این است نمازم
عمری ست که می بازم و یک برد ندارم
اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم



آرزو

آرزو داشتم يار من تو باشـــــــي
چراغ شام تار من تو باشــــــــي
حالادونستم كه دنياپرستـــــــي
خوردي شراب دورنگي و پستي
آخه واي واي واي ازاين دنيــــــا
آخا حيف حيف حيف ازاين دنيــــا

بنویسم وفا نه طاقه بستان
تا كی وکیشم جور ناكسان



کفتر کاکل به سر

کفتر کاکل به سر های های
این خبر از من ببر وای وای
بگو به یارم
که دوسش دارم
بگو برگرده چشم براشم من
خاطر خواشم من
من برات هر چی میگفتم همه از دل بود
همه از دل بود
همه از دل بود
تو برام هر چی می گفتی همه باطل بود
همه باطل بود
همه باطل بود
کفتر کاکل به سر های های
این خبر از من ببر وای وای
بگو به یارم
که دوسش دارم
بگو برگرده چشم براشم من
خاطر خواشم من



سفره

بیا دست قشنگ مهربانت را عصایی کن که برخیزم
و شور انگیز و شوق آلود بدامان شقایقها بیاویزم

بدزدم تیشه فرهاد عاشق را و بی پروا چنان رعدی بنای سنگی غم را فروریزم
بسازم کلبه عشقی میان باغ فرداها
و حافظ وار بر بام فلک طرحی دگر از عشق اندازم و نقش دیگری ریزم
بیا واکن لبانم را به تکرار سرود عشق که من آن مرغ غمگین شباویزم
دلم می خواد تو سفره مون
یه لقمه نون داشت پر عشق
وسط برکتش میشد
هر چی که خواست از خود عشق
دلم می خواست تو باغچه مون می کاشتمت
گل می دادی
رنگ و وارنگ از همه رنگ نرگس و سنبل می دادی
دلم می خواست میشد واست
دشت رو چراغونش کنم
ماه رو بزارم تو چشات
ستاره بارونش کنم
وسط میدون ببرم بازار رو ارزونش کنم
داد بزنم خاطر خواتم عشق رو فراوونش کنم
گلاب قمصر میشدی به مرگ گل جون میدادی
شاخه به شاخه برگ به برگ به لپشون خون میدادی
گریه عاشق میشدی نم نم بارون میدادی
به شاعرای در به در شعر فراوون میدادی



شاه خترون

شاه دخترون دختر گل به سر سرون دختر
شاه دخترون دختر گل به سر سرون دختر
برده اون نگاه تو عقل و هوش من از
ای گل گلستانم ای نو گل بستانم
چشمان سیاه تو چشمان سیاه تو
اتش زده بر جانم اتش زده بر جانم
این دل سرکش من تاب وتوان نداره
برای دیدن تو همیشه بی قراره
اگه پیش من بیایی اگه پیشه من بیایی
دل دیگه غم نداره دل دیگه غم نداره
شاه دخترون دختر، گل به سر سرورن دختر
برده اون نگاه تو عقلو هوش من از
با اون راه رفتنت خندیدنت میون گلها
با اون راه رفتنت خندیدنت میون گلها
پروانه شدیو پر می زنی می بری دلها
چرارحمی نداری مروتی نداری
چرا بر من مسکین محبتی نداری
شاه دخترون دختر گل به سر سرون دختر
چشمان سیاه تو برده هوش من از سر

:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:

MSN
05-09-2011, 02:39 PM
:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:

آلبوم صبحت بخیر عزیزم


صبحت بخیر عزیزم

در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست
خو کرده قـفـس را مـیـل رهـا شدن نیست
مـن با تـمام جانم پر بسته و اسیرم
باید که با تو باشم در پـای تـو بـمیرم
صبحت بخیر عزیزم
با آنکـه گفتـه بودی
دیشـب خـدانگهدار
با آنکه دست سردت
از قـلـب خـستـه تـو
گویـد حدیث بـسـیـار
صــبـحت بـخـیـر عزیزم
بـا آنــکـه در نــگــاهــت
حرفی برای من نیست
بـا آنـکـه لـحـظـه لـحـظـه
می خوانم از دو چشمت
تـن خـسـتـه ای ز تـکـرار
در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست
خو کرده قـفـس را مـیـل رهـا شدن نیست
مـن با تـمام جانم پر بسته و اسیرم
باید که با تو باشم در پـای تـو بـمیرم
صبحت بخیر عزیزم
با آنکـه گفتـه بودی
دیشـب خـدانگهدار
با آنکه دست سردت
از قـلـب خـستـه تـو
گویـد حدیث بـسـیـار
صــبـحت بـخـیـر عزیزم
بـا آنــکـه در نــگــاهــت
حرفی برای من نیست
بـا آنـکـه لـحـظـه لـحـظـه
می خوانم از دو چشمت
تـن خـسـتـه ای ز تـکـرار
این بار غصـه ها را از دوش خسته بردار
من کوه استوارم به مـن بگـو نـگـه دار
عهدی که با تو بستم هرگز شکستنی نیست
این عشق تا دم مرگ هرگز گسستنی نیست
صبحت بخیر عزیزم
با آنکـه گفتـه بودی
دیشـب خـدانگهدار
با آنکه دست سردت
از قـلـب خـستـه تـو
گویـد حدیث بـسـیـار
صــبـحت بـخـیـر عزیزم
بـا آنــکـه در نــگــاهــت
حرفی برای من نیست
بـا آنـکـه لـحـظـه لـحـظـه
می خوانم از دو چشمت
تـن خـسـتـه ای ز تـکـرار




ترمه و اطلس

ترمه و اطلس بيارين تا بپوشونم تنت
سينه ريزي از جواهر بنذازم به گردنت
نکنه دست رقيبون برسه به دامنت
نکنه خونم بيفته عاقبت بر گردنت
اي بلا . بالا بلا .قربون اون نگاهت
قربون راه رفتنت . قربون خاک راهث
من روزي هزار دفه به پاي تو مي ميرم
با يه بوسه ي تو باز دوباره جون مي گيرم
با يه بوسه ي تو باز دوباره جون مي گيرم
ترمه و اطلس بيارين تا بپوشونم تنت
سينه ريزي از جواهر بنذازم به گردنت
نکنه دست رقيبون برسه به دامنت
نکنه خونم بيفته عاقبت بر گردنت
اي بلا . بالا بلا .قربون اون نگاهت
قربون راه رفتنت . قربون خاک راهت
من روزي هزار دفه به پاي تو مي ميرم
با يه بوسه ي تو باز دوباره جون مي گيرم
با يه بوسه ي تو باز دوباره جون مي گيرم
ترمه و اطلس بيارين تا بپوشونم تنت
سينه ريزي از جواهر بنذازم به گردنت
نکنه دست رقيبون برسه به دامنت
نکنه خونم بيفته عاقبت بر گردنت
ترمه و اطلس بيارين تا بپوشونم تنت
سينه ريزي از جواهر بنذازم به گردنت
نکنه دست رقيبون برسه به دامنت
نکنه خونم بيفته عاقبت بر گردنت
ترمه و اطلس بيارين تا بپوشونم تنت
سينه ريزي از جواهر بنذازم به گردنت
نکنه دست رقيبون برسه به دامنت
نکنه خونم بيفته عاقبت بر گردنت


دشمن اگه هزار هزار

دشمن اگه هزار هزار
فشنگاشون قطار قطار
حلقه به دورت بزنن
صد تا با سي صد تا سوار
خودم ميام مي برمت
با يک نگاه مي دزدمت
خودم مي يام مي برمت
با يک نگاه مي دزدمت
اين دل بي قرارم
به دام تو اسيره
براي ديدن تو
نفسم داره مي گيره
نفسم داره مي گيره
قد نگو نگو نگو . سرو خرامانه
چشم نگو نگو نگو . نرگس مستانه
لب نگو نگو نگو . غنچه ي خندانه
دل نگو نگو نگو . خيلي پريشانه
اين دل بي قرارم
به دام تو اسيره
اين دل بي قرارم
به دام تو اسيره
براي ديدن تو
نفسم داره مي گيره
نفسم داره مي گيره
اميد من تو هستي براي زندگاني
ارزوي دلم رو توي چشام مي خوني
من ديگه خاک پاتم. هر جا بري باهاتم
من عاشق تو هستم . من تو رو مي پرستم
اين دل بي قرارم
به دام تو اسيره
براي ديدن تو
نفسم داره مي گيره
نفسم داره مي گيره
دشمن اگه هزار هزار
فشنگا شون قطار قطار
حلقه به دورت بزنن
صد تا بسي صد تا سوار
خودم مي يام مي برمت
با يک نگاه مي دزدمت
خودم مي يام مي برمت
با يک نگاه مي دزدمت
اين دل بي قرارم
به دام تو اسيره
اين دل بي قرارم
به دام تو اسيره
براي ديدن تو
نفسم داره مي گيره
نفسم داره مي گيره



باورم کن

در کار عشق ما همیشه اما بود
بی جانی ریشه از ساقه پیدا بود
آن شب که گفتی باورم کن با تو میمانم
دلواپسی های من از صبح فردا بود
آن شب که گفتی با تو هستم تا که دنیا هست
باور نکردم گرچه این جمله زیبا بود
در عمق دریا هرگز یک قطره پیدا نیست
پایان عشق ما پایان دنیا نیست
مثل زلال آب من باورت کردم
مینای یک رنگی در ساغرت کردم
سلطان قلب خود تاج سرت کردم
در چشم دل تا خود پیغمبرت کردم
آن شب که گفتی باورم کن با تو میمانم
دلواپسی های من از صبح فردا بود
آن شب که گفتی با تو هستم تا که دنیا هست
باور نکردم گرچه این جمله زیبا بود
در عمق دریا هرگز یک قطره پیدا نیست
پایان عشق ما پایان دنیا نیست




عاشق تر از من چه کسی

بهتر از من چه کسي . عاشق تر از من چه کسي
واسه ي عشق تو ديوونه تر از من چه کسي
اگه قربوني مي خواستي بهتر از من چه کسي
واسه پيش مرگ تو اماده تر از من چه کسي
تو اگه چشمه بودي تشنه تر از من چه کسي
واسه دلداري دادن خسته تر از من چه کسي
بهتر از من چه کسي . عاشق تر از من چه کسي
همه راه ها رو به من سد کردي
عشقم و رد کردي
به خودت بد کردي . به خودت بد کردي
فصل گل . فصل اقاقي . فصل سازگاري ساغر و ساقي
فصل خوب انتظار از پشت شيشه
فصل دل بستگي ساقه و ريشه
همه راه ها رو به من سد کردي
عشقم و رد کردي
به خودت بد کردي . به خودت بد کردي
واسه تسليم و رضا دست و پا بسته تر از من چه کسي
در پرستيدن تو ديگه وا رسته تر از من چه کسي
بهتر از من چه کسي . عاشق تر از من چه کسي
واسه ي عشق تو ديوونه تر از من چه کسي
بهتر از من چه کسي . عاشق تر از من چه کسي
واسه ي عشق تو ديوونه تر از من چه کسي
بهتر از من چه کسي . عاشق تر از من چه کسي
واسه ي عشق تو ديوونه تر از من چه کسي


چگونه چگونه

تو ديونه رفتي يه شب بي نشونه
تو خواستي که قلبم پريشون بمونه
واست گريه ي من ديگه بي امونه
دل از درد عشقم يه درياي خونه
مي خوام با تو باشم . مي خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولي نازنينم . چگونه چگونه . چگونه چگونه
من از سبزه سبزم .ولي خسته خسته
من از شهر عشقم .ولي دل شکسته
مي گفتم يه ابري . يه هم رنگ بارون
يه بارون رحمت . واسه سبزه زارون
مي خوام با تو باشم . مي خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولي نازنينم . چگونه چگونه . چگونه چگونه
مي خواستم بگم من که عاشق ترينم
تو فرصت ندادي . تو فرصت ندادي . تو فرصت ندادي
مي خواستم بگم من که عاشق ترينم
تو فرصت ندادي . تو فرصت ندادي . تو فرصت ندادي
حقيقت چه تلخه . چه تلخ شکستن
حقيقت همينه که رفتي تو بي من
که رفتي تو بي من
مي خوام با تو باشم . مي خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولي نازنينم . چگونه چگونه . چگونه چگونه
من از سبزه سبزم .ولي خسته خسته
من از شهر عشقم .ولي دل شکسته
مي گفتم يه ابري . يه هم رنگ بارون
يه بارون رحمت . واسه سبزه زارون
مي خوام با تو باشم . مي خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولي نازنينم . چگونه چگونه . چگونه چگونه


تنها ترین مرد

تنها ترين مردم به دوشم کوله باره غم
از غمها لبريزم
کوه صبور شانه ام از بار غمها خم
من قصه ي دردم . تنها ي شبگردم
تنها دو دست مهربان تو پناه من
چشمان تو تنها چراغ کوره راه من
تنها تو ماندي از همه دنيا براي من
آن شانه هاي نازک تو تکيه گاه من
تنها تو هستي در تمام لحظه هاي من
تنها تو ماندي جز خداي من براي من
آه اي هستي من . شور مستي من
بر چين اشک مرا برچين
هستي مي گذرد . مستي مي گذرد
بنشين پيش دلم . بنشين
از ازل خالم زد رقم با تو. نقش تقدير است
خود تو مي داني . با تو مي مانم . بي تو مي ميرم
آه اي هستي من . شور مستي من
بر چين اشک مرا برچين
هستي مي گذرد . مستي مي گذرد
بنشين پيش دلم . بنشين
از ازل خواند زجر و غم با تو . نقش تقدير است
خود تو مي داني . با تو مي مانم . بي تو مي ميرم
عاشق ترين مردم که مي ميرم براي تو
اي واي اگر باشد به تو عاشق خداي تو
من قصه ي دردم . تنها ي شبگردم
تنها دو دست مهربان تو پناه من
چشمان تو تنها چراغ کوره راه من
تنها تو ماندي از همه دنيا براي من
آن شانه هاي نازک تو تکيه گاه من
تنها تو هستي ذر تمام لحظه هاي من
تنها تو ماندي جز خداي من عزيز من براي من



پا به پای تو

پا به پاي تو مي يام هر جا بري
گوش به حرف تو مي دم هر چي بگي
من گذشتم از همه براي تو
جونم و برات مي دم به سادگي
تو بدون که شيشه ي عمر مني
خدا اون روز و نياره که بشکني
تو بدون که شيشه ي عمر مني
خدا اون روز و نياره که بشکني
براي گفتن خوبي هاي تو
يه عالم کوچيکه . يک دنيا کمه
نمي شه از تو گذشت به سادگي
تو که خوبي هات به قد عالمه
تو که خوبي هات به قد عالمه
براي گفتن خوبي هاي تو
يه عالم کوچيکه . يک دنيا کمه
نمي شه از تو گذشت به سادگي
تو که خوبي هات به قد عالمه
تو که خوبي هات به قد عالمه
پا به پاي تو مي يام هر جا بري
گوش به حرف تو مي دم هر چي بگي
من گذشتم از همه براي تو
جونم و برات مي دم به سادگي
تو بدون که شيشه ي عمر مني
خدا اون روز و نياره که بشکني
تو بدون که شيشه ي عمر مني
خدا اون روز و نياره که بشکني
سفره ي دل و برات باز مي کنم
تا که در کنارت اروم بگيرم
زندگي دوباره اغاز مي کنم
حتي اون لحظه که دارم مي ميرم
با تو خوبه .با تو خوبه . به تو خوبه
هم طلوع و هم غروب
پا به پاي تو مي يام هر جا بري
گوش به حرف تو مي دم هر چي بگي
من گذشتم از همه براي تو
جونم و برات مي دم به سادگي
تو بدون که شيشه ي عمر مني
خدا اون روز و نياره که بشکني
تو بدون که شيشه ي عمر مني
خدا اون روز و نياره که بشکني

:ستاره::ستاره::ستاره::ستاره:: تاره:

MSN
07-11-2011, 10:57 AM
:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:آلبوم به تو می اندیشم:قلب::قلب::قلب::قلب::قل :

سکه

پرنده قشنگي بود و پر زد
رفيق روز تنگي بود و پر زد
خيال کردم دلش دنبال عشقه
پي خوش آب و رنگي بود و پر زد

اگه سکه دو رو داره اسير دست بازاره
نه عشقي داره تو کارش نه مهري داره بازارش
تو که سکه نبودي يار بودي
به ظاهر عاشق و غمخوار بودي
منو گمراه کردي واي بر من
تو هم افسونگر و مکار بودي

خيال کردم که تو فصل بهارم
بها ر و يار و قلب بي قرارم
خيال کردم که تو قلب بهشتم
از اين بهتر نميشه سرنوشتم
پرنده رفت و پژمرد و دل مرد
پرنده رفت و عشق رو با خودش برد

چطور پنهون مي کردي از من اون روتو
چطور پنهون مي کردي عطر گيسوتو
مني که عطر گيسوتو به يک دنيا نميدادم
چي شد من عاقبت از چشم مشتاق تو افتادم



ننه

پشت در ننداختی ننه
با خوب و بدم ساختی ننه
سرم رو بگیر تو دامنت
قربون بوی پیرهنت
قربون بوی پیرهنت
قربون بوی پیرهنت
دنیا رو می خواستی برام
عمرت و گذاشتی به پام
عشق تو فقط زیارت
نماز بود و عبادت
نماز بود و عبادت
حرف و حدیثت منم
عاشق گیست منم
سفید مثل برفه
راس راسی خیلی حرفه
راس راسی خیلی حرفه
پشت در ننداختی ننه
با خوب و بدم ساختی ننه
سرم رو بگیر تو دامنت
قربون بوی پیرهنت
قربون بوی پیرهنت
قربون بوی پیرهنت
به انتظار دیدنم نشستی
چفت در و به عشق من نبستی
نشستی هی خدا خدا می کنی
اسم منو همش صدا می کنه
دنیا رو می خواستی برام
عمرت و گذاشتی به پام
عشق تو فقط زیارت
نماز بود و عبادت
نماز بود و عبادت
حرف و حدیثت منم
عاشق گیست منم
سفید مثل برفه
راس راسی خیلی حرفه
راس راسی خیلی حرفه
دل ناگرونم تویی
آروم جونم تویی
دل ناگرونت منم
آروم جونت منم
دل ناگرونم تویی
آروم جونم تویی
دل ناگرونت منم
آروم جونت منم
دنیا رو می خواستی برام
عمرت و گذاشتی به پام
عشق تو فقط زیارت
نماز بود و عبادت
نماز بود و عبادت
حرف و حدیثت منم
عاشق گیست منم
سفید مثل برفه
راس راسی خیلی حرفه
راس راسی خیلی حرفه



بتو می اندیشم

نه به ابر
نه به آب
نه به برگ
نه به این آبی آرام بلند
من مناجات درختان را هنگام سحر
نفس پاک شقایق را در دامن کوه
رقص عطر گل یخ را با باد
همه را میبینم ، می شنوم
من به این جمله نمی اندیشم
به تو می اندیشم
اي سرا پا همه خوبي
تک و تنها به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
همه وقت . همه جا
من به هر حال که باشم
به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
تو بدان اين را . تنها تو بدان
تو بمان با من . تنها تو بمان
تو بدان اين را . تنها تو بدان
تو بمان با من . تنها تو بمان
به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
اي سرا پا همه خوبي
تک و تنها به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
جاي مهتاب به تاريکي شبها تو بتاب
من فداي تو .به جاي همه گلها تو بخند
من همين يک نفس از جرعه ي جانم باقي ست
اخرين جرعه ي اين جام تهي را تو بنوش
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ي ابر و هوا را تو بخوان
تو بمان با من . تنها تو بمان


همصدا

اي همصداي ديروز و فردا
عاشقتر از ما کي مي شه پيدا
وقتي تو باشي هر لحظه با من
فرقي نداره اينجا و اونجا

اي هميشه ناجي من
من حبيبم، زخمه اين تن
سخته بي تو زنده بودن
اين روزها که عاشقي هم
ديگه از ياد رفته کم کم
با تو عاشق با تو خوبم
با تو روز بي غروبم


برای دیدن تو

هنوزم يار تنهايم، به ديدار تو مي آيم، باز مي آيم
اگر که فرصتي باشد، مجال صحبتي باشد، حرف خواهم زد
براي ديدن تو از حادثه ها گذشته ام
کفر اگر نباشد اين من از خدا گذشته ام

عذاب اين دقیقه ها، مرا شکسته بي صدا
دستي بکش به زخم من، که از شفا گذشته ام
باورم کن، باورم کن، من که با تو صادقم
اگه خسته ام، يا شکسته ام، هر چه هستم، عاشقم

منو بشناس و باور کن که خسته ام، خیلی خسته ام، اما هستم
تهی ماند و نشد آلوده دستم، من به دنیا دل نبستم
هر چه بلا کشیده ام، من از وفا کشیده ام
که از وفاداری این اهل وفا گذشته ام، من از وفا گذشته ام



هم پیاله

هم پیاله ی ما باش
هم پیاله ی ما باش
ما که رفته بر بادیم
زیر گنبد این چرخ
از تعلق آزادیم
هم پیاله ی ما باش
هم پیاله ی ما باش
بی نیاز و تنها باش
تشنه باش و دریا باش
فارغ از من و ما باش
هم پیاله ی ما باش
هم پیاله ی ما باش
هم پیاله ی ما باش
در مرام ما رندان حرص مال دنیا نیست
گوش ما بدهکار قیل و قال دنیا نیست
بر بساط این دنیا پشت پا بزن چون ما
تشنه باش و دریا باش
هم پیاله ی ما باش
بزن بزن به سنگ می آیینه های کور و کر
بمان به نام عاشقی رفیق خانه و سفر
رفیق هم پیاله باش
که می نبوده بی اثر



وقتی نیستی

وقتی نیستی خونمون با من غریبی می کنه
دل اگه میگه صبورم خود فریبی می کنه
صدای قناری محزون و غم آلود میشه
واسه من هر چی که هست و نیست نابود میشه

وقتی نیستی گل هستی خشک و بی رنگ میشه
نمی دونی چقدر دلم برات تنگ میشه

وقتی نیستی گلهای باغچه نگاهم می کنن
با زبون بسته محکوم به گناهم می کنن
گلها میگن که با داشتن یه دنیا خاطره
چرا دیوونگی کردی و گذاشتی که بره!

وقتی نیستی گل هستی خشک و بی رنگ میشه
نمی دونی چقدر دلم برات تنگ میشه

وقتی نیستی همه ی پنجره ها بسته میشن
با سکوت تو خونه قناری ها خسته میشن
روز واسم هفته میشه هفته برام ماه میشه
نفسهام به یاد تو یکی یکی آه میشه

وقتی نیستی گلهای باغچه نگاهم می کنن
با زبون بسته محکوم به گناهم می کنن
گلها میگن که با داشتن یه دنیا خاطره
چرا دیوونگی کردی و گذاشتی که بره!

وقتی نیستی گل هستی خشک و بی رنگ میشه
نمی دونی چقدر دلم برات تنگ میشه

MSN
07-11-2011, 10:59 AM
:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:آلبوم نماز:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:


زندگی

دل بریدم از تمام زندگی
در تو گم گشتم به نام زندگی
با تو بودن شد برایم هر نفس
معنی ناب کلام زندگی
اوج خواهش های تو اما کشید
عاقبت ما را به کام زندگی
نوش دارویم بمان تلخی نکن
تا ننوشم زهر جام زندگی
معنی هر دل بریدن مرگ بود
تو نبودی التیام زندگی
با تولد رنج ما آغاز شد
رنج افتادن به دام زندگی
با تو بودن شد برایم هر نفس
معنی ناب کلام زندگی



نماز

نماز مغربو امشب به نام عشق بر پا کن
.....الـلّـه اکــبــر.....الـلّـه اکــبــر.....
نماز مغربو امشب به نام عشق بر پا کن
واسـم از درگه حـق مهربونـیـتـو تمنا کن
بخواه عشقو از اون قادر که هر ناگـفـته می دونه
که هر ناخونده می خونه
هوا اونه صدا اونه خدای عاشقا اونه
هوا اونه صدا اونه خدای عاشقا اونه
از امشب تا نماز مغرب هر شب
کـــنـــارم بــاش و یـــارم بــاش
و با من با من عاشـق مـدارا کـن
بـگـو یـا رب منو رسـوای رسوا کن
تو قلبم آتش افروزان کن غوغا کن
هوا اونه صدا اونه خدای عاشقا اونه
هوا اونه صدا اونه خدای عاشقا اونه
اگه عشق منی امشب نمازو هم صدا با قلب من
امشب نمازو هم صدا با قلب من ذکر خدایا کن
الــهــی هوا اونه صدا اونه خدای عاشقا اونه
هوا اونه صدا اونه خدای عاشقا اونه



حیران

تو حیرانی در این هنگامه، من هم از تو حیرانتر
تو در آغاز آبادی، منم هر لحظه ویرانتر
در این بن بست ظلمانی، رهایی را چه میدانی
فرار از خود به سوی هم، و یا از هم گریزانتر
اگر از راه برگردیم سراپا حسرت دردیم
گذشتن، مرگ؛ ماندن، درد كدامینند آسانتر
كدام این پیك را گویم كه من هم از تو می جویم
نشانت را و ماندم بی خبر در آن پریشانتر
در این تنهایی ممتد فقط دست تو بر در زد
ندیدم از تو ای دیرآمده ناخوانده مهمانتر



ایران

با تو روینده و رویانم من
بی تو سوزنده و سوزانم من
چه کنم عاشق ایرانم من
وه چه گمگشته سری دارم من
یوسف رفته ز کنعانم من
همچو فرزند جدا از مادر
در هوای تو پریشانم من
مگرم نیست بجز تحفه جان
شرمسار از همه یارانم من
چه کنم عاشق ایرانم من
گاه گاهی که تو غمناک شوی
گریه ابر بهارانم من
گریه ام دست خودم نیست از اوست
پس نپرسید چه گریانم من
دلکی دارم و انسانم من
چه کنم عاشق ایرانم من


نیرنگ

به من اونكه بدی آموخت توبودی
من و آتیش زد و خود سوخت تو بودی
اونكه با تیغ به زهر آلوده عشق دل و دیدم و بهم دوخت تو بودی
اونكه با شعبده بازی به نیرنگ لب فریاد من و دوخت تو بودی
آخر این قصه ما از خود ما از ابتدا پیدا بود نیرنگ بود رویا بود
دشمن ما از خود ما هر لحظه بین ما بود از ما بود با ما بود
تو من و به بازی تلخی كشوندی
كه ندونسته به انتها رسوندی
من به خواب تو تو جادو شده خواب
دشمن ما رو سر سفره نشوندی
اونكه دل به قصه ها باخت توبودی
خونمون را روی آب ساخت توبودی



تا از در اومد

تا از در اومد بوی گل اومد
بوی بهار و سوز دل اومد
وقتی نگام کرد آشفته بودم
حرف دلم رو کاش گفته بودم
حرف دلم رو کاش گفته بودم
نشست موهاشو شونه کرد
این دلو خوب دیوونه کرد
دل که پی بهونه بود شکایت از زمونه کرد
نشست موهاشو شونه کرد
این دلو خوب دیوونه کرد
دل که پی بهونه بود شکایت از زمونه کرد
تا از در اومد بوی گل اومد
بوی بهار و سوز دل اومد
وقتی نگام کرد آشفته بودم
حرف دلم رو کاش گفته بودم
حرف دلم رو کاش گفته بودم
نشست موهاشو شونه کرد
این دلو خوب دیوونه کرد
دل که پی بهونه بود شکایت از زمونه کرد
نشست موهاشو شونه کرد
این دل رو خوب دیوونه کرد
دل که پی بهونه بود شکایت از زمونه کرد
دل دیگه سر به راه نشد یه روز ازش جدا نشد
دل دیگه سر به راه نشد یه روز ازش جدا نشد
می میره نباشه یارش خیلی خرابه کارش
می میره نباشه یارش خیلی خرابه کارش
دل دیگه سر به راه نشد یه روز ازش جدا نشد
دل دیگه سر به راه نشد یه روز ازش جدا نشد
می میره نباشه یارش خیلی خرابه کارش
می میره نباشه یارش خیلی خرابه کارش

MSN
07-11-2011, 11:01 AM
:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:آلبوم تولد عشق:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:




میلاد

براي روز ميلاد تن من، نمي خوام پيرهن شادي بپوشي
به رسم عادت ديرينه حتي، برايم جام سر مستي بنوشي
براي روز ميلادم اگر تو، به فکر هديه اي ارزنده هستي
منو با خود ببر تا اوج خواستن، بگو با من که با من زنده هستي
که من بي تو نه آغازم نه پايانم، تويي آغاز روز بودن من
نذار پايان اين احساس شيرين، بشه بي تو غم فرسودن من
نمي خوام از گلهاي سرخ و ابي، برايم تاج خوشبختي بياري
به ارزشهاي ايثار محبت، به پايم اشک خوشحالي بباري
بذار از داغي دستهاي تنها، بگيره هرم گرما بستر من
بذار با تو بسوزه جسم خستم، ببيني آتش و خاکستر من
تو ای تنها نياز زنده موندن، بکش دست نوازش بر سر من
به تن کن پيرهني رنگ محبت، اگه خواستي بيايي ديدن من


حلقه طلا

يه حلقه طلايي اسمتو روش نوشتم
مي خوام بيام دستت کنم بياي تو سرنوشتم
دو تا دل از جواهر مي خوام برات بيارم
که بندازم به گردنت هميشه يادگارم
مي گيره دل بهونت ميام بسوي خونت
اگه کسي ببينه مي گم شدم ديوونت
مي دوني توي دنيا به غير تو ندارم
اگه بخواي دلم رو به زير پات مي ذارم
نمي دوني دلي که بي قراره
اگه بگي بله چه حالي داره
برات لباسي از حرير ميارم
نگينش از ماه پولک از ستاره
خدا کنه تا جون دارم باشي گل بهارم
يه روز نياد به من بگي ديگه دوست ندارم
بريز به روي شونه هات
زلفهاتو دسته دسته
مي خوام که تاج مرواريد روي موهات بذارم



تمنا

هر کس به تمناي کسي غرق نياز است
هر کس به سوي قبله ي خود رو به نماز است
هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
با عشق در اميخته در راز و نياز اسث
اي جان من تو . جانان من تو در مذهب عشق ايمان من تو
هيهات که کوتاه شود با رفتن جانم
اين دست تمنا که به سوي تو دراز است
هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
با عشق در اميخته در راز و نياز اسث
هر که در عشق تو گم شد از تو پيدا مي شود
قطره ي نا قابل دل از تو دريا مي شود
دستي که به درگاه خدا بسته پل عشق
کوتاه نبينيد که اين قصه دراز است
خاصييت عشق مي جوشد از تو
دل رنگ اتش مي پويد از تو
هر گوشه ي اين خاک که دل سوخته اي هست
از دولت عشق تو در ميکده باز اسث


دیگر چه خواهی

من که عمرم را به پایت ریختم
زندگیها را به پایت ریختم
ای تو دیروز من و امروز من
من که فردا را به پایت ریختم
دیگر چه خواهی؟ دیگر چه خواهی؟
من که با خوب و بد تو ساختم
ابرویم را به خاک انداختم
در سفر تا هفت شهر عشق تو
من که مرزی تا جنون نشناختم
دیگر چه خواهی؟ دیگر چه خواهی؟
من که همچون بت پرستیدم تو را
هر کجا رفتم فقط دیدم تو را
با تمام گریه ها از دست تو
می شکستم بغض و خندیدم تو را
پس چرا ازردنم را دوست داری؟
حسرت و غم خوردنم را دوست داری؟
مثل من هرگز کسی عاشق نبوده
سوختن از عشق را لایق نبوده
از توام بر اتش و خاموشم از تو
تا نگویی در وفا صادق نبوده
هر چه می سوزم تو می گویی کم است
قصه ام ورد تمام عالم است
پس چرا ازردنم را دوست داری؟
حسرت و غم خوردنم را دوست داری؟




پدر سوخته

این پدرسوخته عاشق بی تاب دله
این که می گیره ز من شب همه شب خواب دله
مست می ناب دله، اونی که میشه آب دله
یا میگه بمون بمون، یا که برو، یا که بیا
من یه فرمانبر بیچاره و ارباب دله
مست می ناب دله، اونی که میشه آب دله
تار و پود من و این ناله و فریاد و فغان
تن من ساز و هر قصه و مضراب دله
این که بی صبر و قراره همه شب تا به سحر
خلق عالم همه در خوابن و بی خواب دله
تو ز من غافل و من روی نیازم همه تو
تو نماز منی و گوشه محراب دله
مست می ناب دله، اونی که میشه آب دله



با من باش

گلکم، نازکم گله کم کن، کمکم کن، کمکم
باش تا بهتر و بهتر باشم
باش تا از این همه سر باشم
باش تا هق هق من بند بیاد
باش که چشم من آفتاب می خواد
چون که از همیشه دیوونه ترم، با من باش
چون که آبروی عشق رو می خرم، با من باش
چون که بدجوری سزاوار توام، با من باش
حالا که حوصله تو سر می برم، با من باش


بابا

چشماتو وا کن و ببین ببین که بابا اومده
بابا با یک عروسک خوشگل و زیبا اومده
چشماتو تو چشم بابا یه بار باز و بسته کن
نظر به حال دل این عاشق دل شکسته کن
چه شب هایی به شوق تو اومدم و خواب بودی
تو دست های عاشق من همیشه کم یاب بودی همیشه کم یاب بودی
اینها همش تقصیر ماست تو که گناهی نداری
به جز به آغوش پدر به جایی راهی نداری به جایی راهی نداری
کبوتر دو برجم الهی که فدات بشم
نذار که بیچاره ی اون گریه بی صدات بشم گریه بی صدات بشم
من واسه تو دلواپسم تو واسه ی عروسکهات
من واسه تو می میرم و تو واسه ی بازیچه هات
دلشادم از شادی تو سر مستم از خنده تو
اما ته دل نگران برای آینده ی تو


نیاز

بدون تو چه پروازي، چه احساسي چه آوازي
تويي که از صداي من، شراب کهنه مي سازي
بيا خوبم که مي دانم، در اين بازي نمي بازي
نياز رو تو خودم کشتم، که هرگز تا نشه پشتم
زدم بر چهره ام سيلي، که هرگز وا نشه مشتم
من آن خنجر به پهلويم، که دردم را نمي گويم
به زير ضربه هاي غم، نيفتد خم به ابرويم
مرا اينگونه گر خواهي، دلت را آشيانم کن
من آن نشکستني هستم، بيا و امتحانم کن
غرور اي ناجي حرمت، تو با من پا به پايي کن
به هنگام سقوط من، تو در من خودنمايي کن
من آن خورشيد زرپوشم، که با ظلمت نمي جوشم
بجز آغوش دريا را، نمي گيرم در آغوشم

MSN
07-11-2011, 11:04 AM
:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:آلبوم مسافر:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:


مسافر

هر یار اهل نیرنگ هر دوست اهل حیله
با پشت خورده خنجر موندم تو این قبیله
راتو برو مسافر بر گشتنت عذابه
من تشنه لب تکیدم آب این طرف گلابه
از دورها چه زیباست امواج ابیه عشق
اما دریغ و افسوس چون میرسی سرابه
هر یار اهل نیرنگ هر دوست اهل حیله
با پشت خورد خنجر موندم تو این قبیله
نشنیدام من از تو یک حرف از صداقت
افسانه های دل را بردم بسوی ظلمت
زهر است درد هجران ریزی چو باده در کام
گویند نوش و در دل صدها هزار دشنام
جاده دروغ نمیگه فریاد از رهاییست
برای پای خسته پیغام اشنایست
کنار خط جاده هر سایه بون یه طاقه
یه سر پناه امن تصویری از اتاقه

اواز *

جانا به غریبستان تا چند ز چه می مانی
بازا از ان غربت تا چند پریشا نی
صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم
یا نامه نمی خوانی یا راه نمی دانی
بازا که در ان محبس قدر تو نداند کس
با سنگدلان منشین تو گوهر این خوانی
اگر خواهم غم دل با تو گویم جا نمی یابم
اگر جایی شود پیدا تو را تنها نمی یابم
اگر جایی کنم پیدا و هم تو را تنها یابم
ز شادی دست و پا گم می کنم خود را نمی یابم


ارباب وفا

بیا با من بزن جام بیا بخون تو چشمام
که با تو شاد شعرام که بی تو خیلی تنهام
گرفتار تو هستم نگهدار تو هستم
به من تکیه کن از عشق که من یار تو هستم
حیف است که ارباب وفا را نشناسی
ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
حیف است عزیزم که تو با این همه احساس
این پاکترین عشق خدا را نشناسی
ما را نشناسی
بشناس منو بشناس تو دوست داشتن و بشناس
تو باد بهاری گل و گلشن و بشناس
پنهون نشو از من گریزون نشو از من
دور تو بگردم روگردون نشو از من
در دست تو هست دلم ای داد
سر مست تو هست دلم ای داد
دنبال کسی غیر تو نیست
پا بست تو هست دلم ای داد
گلبانگ منو نبر از یاد
عاشق شدن نبر از یاد
من هستم و عشق یه جهان عشق
این یک سخن و نبر از یاد


اگه داشتم تو رو

اگه داشتم تو رو دنیام یه صفای دیگه داشت
شب عشقم واسه من حال و هوای دیگه داشت
اگه داشتم تو رو رسوای عبادت می شدم
دلم این خسته یه عاشق یه خدای دیگه داشت
اگه داشتم تو رو اون قصه نویس
واسه من یه قصه های دیگه داشت
می دونم زندگیم اینجوری نبود
می دونم مرد عاشق یه شبای دیگه داشت
اگه داشتم تو رو اون میخونه که جای منه
شبا اونجا جای من یه بینوای دیگه داشت
نمی گم با تو واسم گریه دیگه گریه نبود
با تو این زمزمه ها یه های های دیگه داشت
میدونم پیش تو اروم میشدم
حتی اگه قهر ونازت واسه من درد و بلای دیگه داشت
اگه یارم میشدی صاحب دنیات میشدم
فکر نکن چشمای تو یه عاشقای دیگه داشت



باز آمدم

باز امدم از راه سفر یکبار دگر در خونه ی تو
گل داده باز گلخونه دل از بوی تو و دوردونه تو
سر می نهد این خانه بدوش شادان وخموش
بر شونه تو پر می کند از
باده ی شوق چشمون خود را پیمونه تو
باز امشب این دیوونه دل دردام و بر سر می زنه
غم اومده تا پشت در باز حلقه بر در می زنه
یاد تو و دوریه تو اتیش به جونم می زنه
من می روم اما دلم در سینه پر پر می زنه
سرد و غمین می خونه این ویرونه دل
باز امشب این دیوونه دل بر بام و بر سر می زنه

MSN
07-11-2011, 11:08 AM
:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:آلبوم پنجره:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:



پنجره


باز کن پنجره را و به مهتاب بگو

صفحه ذهن کبوتر آبیست ، خواب گل مهتابیست

باز کن چشمت را تا که گل باز شود

قصه زندگی آغاز شود

تا که از پنجره چشمانت،عشق آغاز شود

تا دلم باز شود

دلم اینجا تنگ است،دلم اینجا سرد است

فصلها بی معنی،آسمان بی رنگ است

سرده سرد است اینجا،باز کن پنجره را

باز کن چشمت را،گرم کن جان مرا

ای همیشه آبی،ای همیشه دریا

ای تمام خورشید،ای همیشه گرما

سرده سرد است اینجا،باز کن پنجره را

ای همیشه روشن،باز کن چشم مرا



ناجی

امان امان از دل من، از این دل غافل من

اگر تو ناجی نبودی، دلم میشد مشکل من

دلم یه همزبون می خواست، سرم یه سایبون می خواست

تو دنیای نامهربون، یه یار مهربون می خواست

تو ناجی من شدی باز، رسیدی در اوج نیاز

شدی برام مثل یه بت، خدای عشق بنده نواز

پیش از اینا چه بین جمع چه تنها

قشنگ نبود دنیا به چشمم اینجا

تو اومدی دنیامو زیبا کردی

مثل یه آرزو یه خواب، یه رویا

اشکامو پاک کردی به روی گونه

به بغل کشیدی منو عاشقونه

فرشته نجات من شدی تو

عشقت واسم هدیه آسمونه




هم قسم

عزیز هم قسم مگر،که مرگ من تو را دگر،ز قلب من جدا کند

فدای چشم مست تو،اگر براه عشق تو،خدا مرا فدا کند

ای نفسهای تو عاشق،ای تو خوب موندنی

زنده ام با نفس تو،تو همیشه با منی

مثل شبنم رو پر گل،منو با خودت نگهدار

سینتو گهواره ای کن،برای این تن تب دار

یاس عاشقی تو واشو، منو از خودم جدا کن



به دیدارم بیا

به دیدارم بیا ماه در اومد

چراغ روشن راه ور اومد

اگر شب شده مهتاب توی راهه

نشون ما دو تا فانوس راهه

بذار بخنده چشمات به نگاهم

کتاب عاشقی توی نگامه

عزیز من چشم انتظارم نزار

بیا و زندگی رو با خود بیار

با تو نفس کشیدم و دوست دارم

همیشه با تو بودن و دوست دارم

بیا که بسته پر پرواز من

دوباره پر گشودن و دوست دارم

بسته دیگه مردم از این بی کسی

اینهمه تنهایی و دلواپسی

دل واسه دیدار تو پر می زنه

کاشکی بدونی که ندارم کسی


عاشقانه

ای شب از رویای تو رنگین شده

سینه از عطر توام سنگین شده

ای به روی چشم من گسترده خویش

شادی ام،بخشیده از اندوه بیش

همچو بارانی که شوید جسم خاک

هستی ام زآلودگیها کرده پاک

ای تپش های تن سوزان من

آتشی در سایه مژگان من

ای مرا با شور شعر آمیخته

این همه آتش به شعرم ریخته

چون تب عشقم چنین افروختی

لاجرم شعرم به آتش سوختی

ای دو چشمانت چمن زاران من

تا دو چشمت خورده بر چشمان من

بیش از اینت گر که در خود داشتم

هر کسی را تو نمی انگاشتم


گناه

پیش تو روسیاهم،تو بگذر از گناهم

ندامت و تو دیدی،تو عالم نگاهم

تو خواستی من نخواستم،با هم باشن دلامون

نشستی من نشستم،به پای لحظه هامون

تو بودی من نبودم،دیوونه مثل مجنون

تو موندی من نموندم،به پای عهد و پیمون

نمیشه باورمن کنار من نشستی

کسی که می پرستم،تو بودی و تو هستی

نمیشه باور من،هنوز به پام نشستی

چشمات و رو بدیهام،تو عاشقونه بستی

نمیشه باور من،که با تو من چه کردم

کی داشت خبر که یک روز،پیش تو بر می گردم


کسی مثل تو نشد

دو تا چشمام همه جا،دنبال تو می گرده

با نبودنت دلم ،با غصه هات سر کرده

شب و روز در پی تو،من همه جا گشتم

یکی گفت غصه نخور،اون داره بر می گرده

زندگی با عشق تو رنگ دیگه داشت برام

رفتی و بدون تو پخش شده روز و شبهام

دل من با هیچ کسی نمو تونست خو بگیره

شب و روز منتظره چشم به راهت مونده نگام

کسی مثل تو نشد،کسی مثل تو نبود

همش از خدا می خواهم که بیایی زود زود

کاش میشد دوباره باز همو پیدا بکنیم

کاش میشد سفره عشقمونو با همدیگه وا بکنیم

کاشکی این شهر غریب صدای آشنا بیاد

دل من هوا تو کرده فقط هم تو رو می خواهد



دعا

خودش می دونه داره ، هر کسی آرزویی

این باشه آرزومون ، نریزه آبرویی

با هم بیاییم دعا کنیم ،خدامونو صدا کنیم

که آسمون بباره ، فراوونی بیاره

ازش بخوایم برامون ، سنگ تموم بزاره

راههای بسته واشه ، هیچکی غریب نباشه

صورت و شکل هیچ کس مردم فریب نباشه

شفا بده مریض و خط بزنه ستیز و

رو هیچ دیوار و بومی نخونه جغد شومی

دعا کنیم رها شن ، اونا که توی بندن

از بس نباشه نا اهل زندونارو ببندن

سیاه و سفید یه رنگ بشه

زشتی هامون قشنگ بشه

کویرا آباد بشن ، اسیرا آزاد بشن

MSN
07-11-2011, 11:10 AM
:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:آلبوم معما:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:


معما


تن رود همهمه آب، من پر از وسوسه خواب

واسه رویای رسیدن، منه بی حوصله بی تاب

میون باور و تردید، میون عشق و معما

با تو هر نفس غنیمت، با تو هر لحظه یه دنیا

با تو پر شورو نشاطم، تو هیاهوی نگاهتم

تو یه آواز قشنگی، من تو آهنگ صداتم

مثل خنده رو لبهاتم، مثل اشک رو گونه هاتم

تو رو می بوسم و انگار، شاعر شعر چشمهاتم

دشت پونه های وحشی، رنگ التماس و خواهش

موج خاکستری باد، شعله گرم نوازش

بیا گلواژه عشقو، با تو همصدا بخونم

تو رو دوست دارم و ای کاش، تا ابد با تو بمونم


سایه


شاید اون جوری که باید، قدر تو من ندونستم

حرفهایی بود تو قلبم، من نگفتم، نتونستم

من به تو هرگز نگفتم، با تو بودن آرزومه

نقش اون چشمهای معصوم، لحظه لحظه رو برومه

نیومد روی زبونم، که بگم بی تو چی هستم

که بگم دیوونهتم من، زندگیمو به تو بستم

تو رو دیدم مثل آینه، توی تنهایی شکستی

من کلامی نمی خواستم، که برام زندگی هستی

نم دونستی که چون گل، توی قلب من شکفتی

چشم تو پر از گلایه است، اما هرگز نمی گفتی


عشق موندگار



روی رقص شاپرک، زیر بارون چشمهات

دل من می لرزه، واسه بوسه رو لبهات

روی اسب باله دار، تویی تنها تک سوار

عشق رویایی من، تویی عشق موندگار

فصل بارونه و عشق، رو غبار نسترن

من وتو عاشق هم، توی خواب گمشدن

شعله وحشی عشق، بی گناه و بی صدا

یه ترانه وسوسه، رنگ سرخ غروبها

با حضور آرزو، لحظه های دم به دم

هم قطار خاطره، همیشه دنبال هم

کفش جنگل های سبز، پای جاده های دور

توی تاریکی راه، رنگ چشمهات مثل نور


گل ستاره


صدای پای ماه میاد تو آسمون

انگار عروسیه تو شهر عاشقون

حریر مهتاب رو سرش، ستاره دور و برش

الهی که کسی نیاد، به غیر من در نظرش

دل پر انتظاره، مژده وصل یاره

از آسمون می باره، امشب گل ستاره


من می خواهم تو چشم تو نگاه کنم

اسمتو شبانه روز صدا کنم

وقتی که سحر میشه دوباره باز

چشمهامو تو چشمهای تو وا کنم

خدا کنه که زندگی همیشه آفتابی باشه

شبها برای عاشقا، همیشه مهتابی باشه


سوز دل


من اگر عاشق نباشم، از خودم سیرم

من اگر عاشق نباشم، زود می میرم

من اگر عاشق نباشم

از خودم سیرم، زود می میرم


سینه سردش پیش ماست، لبریز دردش پیش ماست

هم سفر آتش کجاست

سفره دل خالی و بی روزی است

سینه ام محتاج آتش سوزی است

نازنین تو همرهی، با رازداران می کنی

آتشی را زیر خاکستر تو پنهان می کنی

من که خود در معبد دلدادگان آینه ام

تل خاکستر نمی خواهم درون سینه ام



تاج سر


شهر و چراغون می کنم، آینه بندون می کنم

تاج روی زلف تو، ستاره بارون می کنم

عطر و گلابدون میارم، آینه و شمعدون میارم

بس که نازکه تنت، چو حریره بدنت

مثل ژاله سحر، رو برگ گل می شونمت

بیا که آشیونه رو، دیوار و سقف خونه رو

برات گلستون بکنم، دنیای عاشقونه رو


بسته ام بار سفر، ای که تویی بال و پرم

با تو ای هستی من، تا به ابد هم سفرم

من گلستون و دارم، گل نمی یاد در نظرم

تاج خورشید نمی خواهم، تا که تویی تاج سرم

زنده ام با نفس تو، بسته جون تو به جونم

بی تو من حتی یه لحظه، نمی تونم که بمونم



فردا


ما ز فردا نگرانیم، که فردا چه کنیم

زیر این بار گرانیم که جان را چه کنیم

تو ز من ثانیه هایی که نه از ان من است می خواهی

آتشی را که نَه در جان من است می خواهی


روزگار روز مرا پیش فروشی کرده

دل بیدار مرا پیر خراشی کرده

هیچ در دست ندارم که به تو عرضه کنم

چه کنم نیست هوایی که دلی تازه کنم



قصد من نیت آزار نبود، جنس من در خور بازار نبود

جنسم از خاک و دلم خاکی تر

روح من از تو ز من شاکی تر

جنسم از رنگ طلا بود و نه از جنس طلا

دل گرفتار بلا و سزاوار بلا


بیقرار


برای دیدن تو بیقرارم تا بیام از سفر

بیام و حلقه بر در بزنم ، که اومدم بی خبر

بیا تا سر بزارم، روی سینه ات تا که باور کنی

نفسگیره برام، بی تو دیگه زندگی بی خبر

الهی من فدات، فدای اون چشات

می خواهم اینو بدونی، که می میرم برات

حالا یارم بیا، دلدارم بیا

حالا دل به تو دادم، تو رو دارم بیا



بیا تا عطر موهات باز دوباره به تنم جون بده

بیا تا گرمی بوسه تو به رگم خون بده

بکش دست محبت بر سر من، خستگیمو بگیر

بزار عمری بمونم توی دست مهربونت اسیر



تنت رو تکیه گاهم کن، محبت رو پناهم کن

تو اون چشمون عاشق را، بیا فانوس راهم کن

کنار تو اگه باشم، عقاب قله قافم

تو شیرینم بخواه از من، تا قلب کوه و بشکافم

MSN
07-11-2011, 11:11 AM
:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:آلبوم پرواز:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:


بهانه


ای تو بهانه، واسه موندن، ای نهایت رسیدن

ای تو خود لحظه بودن، تو طلوع صبح و خورشید و دمیدن

ای همه خوبی، همه پاکی، تو کلام آخر من

ای تو پر از وسوسه عشق، تو شدی تمامی زندگی من

اسم تو هر چی که میگم، همه تکرار تو حرفهای دل من

چشم تو هر جا که میرم، جاریه تو چشمهای منتظر من


تو رو اون لحظه که دیدم، به بهانه هام رسیدم

از تو تصویری کشیدم، که اونو هیچ جا ندیدم

تو رو از نگاهت شناختم، قصه از عشق تو ساختم

تو رو از خودت گرفتم، با تو یک خاطره ساختم


اما نمیشه


می خوام ازت دور شم اما نمیشه

مثل تو مغرور شم اما نمیشه

هزار هزارون بار دل و شکستی

می خوام که رنجور شم اما نمیشه

دوستت دارم، تویی بال وپرم

دنیای منی، ای تاج سرم، دردت به سرم


تا دنیا دنیاست تو مال منی، تو سرنوشت و دنیای منی

به باغ و بستان من گل نمی خواهم، تو بهار هر سال منی

اگه هر لحظه با من قهر کنی، زندگی رو به کام من تلخ کنی

اگه با بهانه های جور واجور، منو رسوا توی این شهر کنی

دل پر از غصه و غم نمیشه، عشق من ذره ای کم نمیشه

من فدای قهر و آشتی هاتم، به خدا دوستت دارم همیشه


این چه عشقیست

این چه عشقیست، چه عشقیست، که در دل دارم

من از این عشق، از این عشق، چه حاصل دارم

می گریزی ز منو در طلبت، باز هم، باز هم، کوشش باطل دارم


باز لبهای عطش کرده من، عشق سوزان تو را می جوید

می تپد قلبمو با هرتپشی،قصه عشق تو را می گوید

بخت اگر از تو جدایم کرده، می گشایم گره از بخت چه باک

ترسم این عشق سرانجام مرا، بکشد تا به سرا پرده خاک



رویا


من از این دنیا چی می خوام، دو تا صندلی چوبی

که منو تو رو بشونه، واسه گفتن خوبی

من از این دنیا چی می خوام، یه وجب زمین خاکی

همون قدر که یک اتاقک، بشه خونه خیالی

من از این دنیا چی می خوام، یه جعبه مداد رنگی

بکشم رو تن دنیا، رنگ خوبی و قنشگی

آدم های دست و دلباز، از تو قلک طاقچه

بردارند بذر محبت، واسه بارداری باغچه


من از این دنیا چی می خواهم، دو تا بال برای پرواز

برم تا روز تولد، برسم به فصل آغاز

برم پیش بچه هایی، که یه لقمه نون ندارند

که یه شب با یک دل سیر، چشماشون رو هم بزارند

بگم که غصه ها سر اومد، گریه بس که بهتر اومد، گریه بس که بهتر اومد

ستاره


نور و چراغ خونه این دل دیوونه تویی

ماه تویی، مهر تویی، عزیز در دونه تویی

اومدی شبهای عمرم و چراغونی کنی

خوش قدم تو هر قدم، غمها مو قربونی کنی


ستاره خونه ام شدی، تو وصله جونم شدی

واسه شبهای زندگی ستاره درمونم شدی

چشم و دل حریصم از دیدم تو سیر نمیشه

راز و رمز عشق تو، هیچ جوری تعبیر نمیشه

دعای خیر مو می خواهم، سرمه چشمونت کنم

از هر چی چشم بد که هست، یه جوری پنهونت کنم


تو خوبی

اومدی که عشق و با تو بشناسم، دنیای شور و نشاط و بشناسم

اومدی که زیر سایه تو من، چشمه آب و حیات و بشناسم


تو خوبی، تو ماهی ، فدات بشم الهی الهی الهی

واسه من تو دنیا، تو تنها تکیه گاهی، امیدی پناهی


چو نسیم نوبهاران، به نوازش گلستان اومدی

مثل یک بارون رحمت، به نجات سبزه زاران اومدی

تو همون فرشته ای که روز و شب لحظه شماری کردم

واسه دلداری دادن، به من زار و پریشون اومدی

شب بی ستاره بودم، تو همان خورشیدی که به من تابیدی

در هوای چاره بودم، گنج خوشبختی رو تو به من بخشیدی


زندگی با تو

زندگی با تو چقدر قشنگه، خوب من

آسمون عشق چه آبی رنگه

سر بزار آروم به روی شونم شیرینم

وقتی که خسته از این زمونم


ای غم عشق تو چاره من

بودنت عمر دوباره من

توی این شبهای بی ستاره

چشمهای قشنگ تو ستاره من


خوبه من، ای طبیب مهربون دل بیمار من

مال من، چشم تو چراغ روشن به شب تار من

راه من، وقتی که پر از بهونه ام، تویی غمخوار من


الهه ناز

باز، ای الهه ناز، با دل من بساز

کین غم جانگداز، برود ز ببرم

گر

دل من نیاسود، از گناه تو بود

بیا تا ز سر، گنهت گذرم

باز

می کنم دست یاری به سویت دراز

بیا تا غم خود را با راز و نیاز، ز خاطر ببرم

گر

نکند تیر خشمت دلم را هدف

به خدا همچون مرغ پر شور و شرر، به سویت بپرم

آنکه او ز غمت دل بندد چون من کیست

ناز تو بیش از این بهر چیست

تو الهه نازی در بزمم بنشین

من تو را وفا دارم، بیا که جز این، نباشد هنرم

این همه بی وفایی ندارد ثمر

به خدا اگر از من نگیری خبر، نیابی اثرم

MSN
07-11-2011, 11:13 AM
:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:آلبوم لحظه ها:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:




گذشته ها

مخور غم گذشته، گذشته ها گذشته

هرگز به غصه خوردن، گذشته بر نگشته

به فکر آینده باش، دلشاد و سرزنده باش

به انتظار طلعت، خورشید تابنده باش

عمر کمه صفا کن، رنج و غمو رها کن

اگه نباشه دریا، به قطره اکتفا کن

عمر کمه صفا کن، گذشته رو رها کن

اگه نباشه دریا، به قطره اکتفا کن



قسمت تو همین بوده که بر سرت گذشته

نکن گلایه از فلک، این کار سرنوشته

عمر گران می گذرد خواهی نخواهی

سعی بران کن نرود رو به تباهی

مطلب دل را طلب از سوی خدا کن

زان که بود رحمت او لا یتناهی




لحظه ها

لحظه ها رو با تو بودن، در نگاه تو شکفتن

حس عشق و در تو دیدن، مثل رویای تو خوابه

با تو رفتن با تو موندن، مثل قصه تو رو خوندن

تا همیشه تو رو خواستن، مثل تشنگی آبه



اگه چشمهات منو می خواست، تو نگاه تو می مردم

اگه دستهات مال من بود، جون به دستهات می سپردم



اگه اسممو می خوندی، دیگه از یاد نمی بردم

اگه با من تو می موندی، همه دنیا رو می بردم



بی تو اما سر سپردن، بی تو و عشق تو بودن

تو غبار جاده موندن، بی تو خوب من محاله

بی تو حتی زنده بودن، بی هدف نفس کشیدن

تا ابد تو رو ندیدن، واسه من رنج و عزابه



توی آسمون عشقم غیر تو پرنده ای نیست

روی خاموشی لبهام جز تو اسم دیگه ای نیست

توی قلب من عزیزم هیچ کسی جایی نداره

دل عاشقم به جز تو هیچ کسی رو دوست نداره


قسم نخور


قسم نخور به جونم، که بی قسم می دونم

نور ستاره تو، رفته از آسمونم

چشمهام اشکی نداره، به پای تو بباره

یک قلب پاره پاره، قسم خوردن نداره

نگینی بودی بر انگشتر من

امیدی در دل عاشق تر من

تو که آتش زدی بر هستی من

به باد دادی چرا خاکستر من

تو که با قلب عاشق می پریدی

شکستی پس چرا بال و پر من

چرا می خواهی قسم های دروغین

بشه یکبار دیگر باور من

تو دنیایی که آوار محبت، با دستهای تو ریخته بر سر من

چرا می خوای بدونم با یه حس حقیقی هستی یار و یاور من

تو که بیگانه بودی با سپیدی، تو که دلبستگی هامو ندیدی

در این بازار داغ ناامیدی، تو رو باور کنم با چه امیدی


یاد تو

بی چه بی تابم من، امید بر بادم من

یه دنیا فریادم من

تو رو که می بینم، عاشق و دیوونه ام

تو با اون چشم سیاهت، خواب نگاهت، خونه دلم رو ویرون می کنی

تو با موهای پریشون و رها، منو سرگشته و حیرون می کنی



باز دلم اسیر عشق تو شد، عمر من همه به پای تو شد

یاد تو همه تو خاطر من، تا ابد همیشه خاطره شد

بیا هنوز عشقت توی قلبمه، تو رو که می بینم، قلبم می زنه

اینو بدون نیاز من به عشق تو، تا آخر دنیا تو وجودمه

تو ای ترانه من، همه بهانه من

تو در سکوت دلم، صدای عشق منی

تو در نهایت من، ندای باغ ارمی

تو در سکوت دلم، تو داد عشق منی

تو با خنده های شیرین لبهات، منو سرگشته و حیرون می کنی

تو با اون کرشمه و ناز و ادا، مثل جادو منو افسون می کنی


شبهای رفتن تو

شبهای رفتن تو، شبهای بی ستاره است

ببین که خاطراتم، بی تو چه پاره پاره است

با هر نفس تو سینه، بغض تو توگلومه

با هر کی هر جا باشم، عکس تو روبرومه

آخ چقدر تنگه دلم، برای اون شبهامون

کاشکی اون عشق بشینه، دوباره تو دلهامون

چی میشه برگردی بازهم، به روزهای گذشته

هوای پاییزی چرا، تو عشق ما نشسته


سپردی عهدمونو، به دست باد و بارون

منو زدی به طوفان، خودت گرفتی آروم

قهر تو راهمو بسته، غم دلمو شکسته

تو این صدای خسته، یاد تو پینه بسته


غم دلمو شکسته

غروب باز دوباره، شب توی انتظاره

ابر تو نگاهم نشسته، خیال گریه داره

اسم تو فریادمه، درد تو صدام ترانه است

خنده آینه تلخ و، بی تو پر از بهانه است


ظالم

قلبتم مثل دو تا چشم سیاهته

ظلم عالم توی اون برق نگاهته

آخه ظالم زیر پاتم یه نگاه کن

تا ببینی چه دلهایی زیر پاته

دل من هر جا که تو باشی باهاته

عاشقی دیوونه چشم سیاهته

پا بزار روی چشمهامتا ببینی

فرشی از عشق و محبت زیر پاته



چشمهای تو چه ردیفه، تو نگاهت چه دل فریبه

اما حرفهای قشنگت، یه سرابه یه فریبه

باورم کن، باورم کن، ای تو شکوه، باور من

ای همیشگی ترینم، ای تو عشق آخر من

من می خواهم که عاشقونه، با تو باشم تا همیشه

سایه عشق تو باشه تا قیامت بر سر من


فراموشم نکن

هنوزم عاشق ترینم، ای تو تنها باور من

به غیر از با تو بودن، نیست هوایی بر سر من

هنوز عطر تو مونده، در فضای خانه من

هنوزم بیقراره، این دل دیوونه من

فراموشم نکن، فراموشم نکن

تویی تنها دلیل من، به یاد من باش، فراموشم نکن



من تشنه محبت، دردآشنای هجرت

دلم به این جدایی، هرگز نکرده عادت

ناکامی از تولد، همزاد بخت من بود

ندارم از تو شکوه، این سرنوشت من بود

بی تو حدیث عشق و، دیگر باور ندارم

جز با تو بودن، آرزویی در سر ندارم

می پیچه عطر خاطرت در خلوت شبهای من

تکرار اسم قشنگت شده عادت لبهای من


قصر آرزوها

با هم عشقو شناختیم، دل به همدیگه باختیم

که قصر آرزوهامونو، با همدیگه ساختیم

من آن باده پرستم که از عشق تو مستم

امید و آرزوهامو به چشمون تو بستم

منو رها کن از من، بیگانه از خویشم کن

در هوای عشقت، عاشق تر از پیشم کن



بزار به شوق روی تو زندگی آغاز کنم

زمزمه های عاشقی با دل خود ساز کنم

مرغک دلشکسته ام، دست نوازشی بکش

که در هوای عشق تو هوایی پرواز کنم



سرو و سنوبر شرمنده تو، گل متحیر از خنده تو

حرفهات شیرینه، مثل قند و عسل، شعر و غزل

سرو سنوبر شرمنده تو، گل متحیر از خنده تو

بگو همیشه تو مال منی، جان و تنی وای

MSN
07-11-2011, 11:17 AM
:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:آلبوم طلوع:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:



ملاقات

قسم به عشقمون قسم
همش برات دلواپسم
قرار نبود اینجوری شه
یهو بشی همه کسم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

به ملاقات آمدم ببین که دل سپرده داری
چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری
نگاهم کن دلم را عاشقانه هدیه کردم
تو دریا باش و من جویبار عشقو در تو جاری

من از پروانه بودن ها
من از دیوانه بودن ها
من از بازی یک شعلهٔ سوزنده که آتش زده بر دامان پروانه نمی ترسم

من از هیچ بودن ها
از عشق نداشتن ها
از بی کسی و خلوت انسانها می ترسم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

من از عمق رفاقت ها
من از لطف صداقت ها
من از بازی نور در سینهٔ بی قلب ظلمت ها نمی ترسم

من از حرف جدایی ها
مرگ آشنایی ها
من از میلاد تلخ بی وفایی ها می ترسم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم


خوشبینی

بیا با دیدهٔ خوشبینی به دنیا بنگریم
غصه را رها کنیم ، مژدهٔ شادی آوریم

بیا به قشنگی های زندگی نظر کنیم
روی بال آرزو به شهر عشق سفر کنیم

بیا از هر چی غم فرار کنیم
بیا پاییز دلو بهار کنیم

لحظه های عمر ما زود گذره
با یه چشم به هم زدن میگذره

پس چه خندون ، چه گریون داره میگذره عمرا
خودت رو نرنجون به کامت باشه دنیا

چه خندون ، چه گریون داره میگذره عمرا
خودت رو نرنجون به کامت باشه دنیا

بيامو شكستو باور نكنيم
گلهای امیدو پرپر نکنیم

بیا سرنوشت بسازیم واسه هم
نخوریم غصه برای بیش و کم

بیا از هر چی غم فرار کنیم
بیا پاییز دلو بهار کنیم

لحظه های عمر ما زود گذره
با یه چشم به هم زدن میگذره

پس چه خندون ، چه گریون داره میگذره عمرا
خودت رو نرنجون به کامت باشه دنیا

چه خندون ، چه گریون داره میگذره عمرا
خودت رو نرنجون به کامت باشه دنیا

دنیا وفا نداره ، چشمش حیا نداره
با همه نا رفیقه ، ما و شما نداره

اگه به روش بخندی به روی تو می خنده
و گرنه تیره روزی چون و چرا نداره

پس چه خندون ، چه گریون داره میگذره عمرا
خودت رو نرنجون به کامت باشه دنیا

چه خندون ، چه گریون داره میگذره عمرا
خودت رو نرنجون به کامت باشه دنیا

چه خندون ، چه گریون داره میگذره عمرا
خودت رو نرنجون به کامت باشه دنیا

چه خندون ، چه گریون داره میگذره عمرا
خودت رو نرنجون به کامت باشه دنیا


جدایی

از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

من که تو بن بست غربت
زخمی از آوار پاییز
فکر چشمای تو بودم
با دلی از گریه لبریز
شب عاشقونه ی من که حروم شد
مهلت بودن با تو که تموم شد
ندونستم باید از تو می گذشتم
وقتی از غربت چشمات می نوشتم

بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم


ای عشق

بی تو من خرابم ٬ در رنج و عذابم
چه ویرانگر ولی شیرینی ای عشق
گهی شاد و گهی غمگینی ای عشق
بیا که با همه افسون گری باز
برای درد دل تسکینی ای عشق
بی تو من خرابم در رنج و عذابم
بی تو من خرابم در رنج و عذابم
ای عشق ای عشق
ای عشق
نیایش هایم از تاثیر عشقه
که پایم بسته با زنجیر عشقت
ندارم چاره ای جز عشق و مستی
که این بیچارگی تدبیر عشقه
بی تو من خرابم ٬ در رنج و عذابم
بی تو من خرابم در رنج و عذابم
ای عشق ای عشق
ای عشق
راستی اگه یار نبود چی می شد؟
احساسی در کار نبود چی می شد؟
تو لحظه لحظه های نا امیدی
عشق اگه غمخوار نبود چی می شد؟
بی تو من خرابم ٬ در رنج و عذابم
بی تو من خرابم در رنج و عذابم
ای عشق ای عشق
ای عشق ای عشق

وقتی تو با من نیستی

وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه می ماند

غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی
غیر از غباری در لباس تن چه می ماند
از روزهای دیر بی فردا چه می آید؟
از لحظه های رفته ی روشن چه می ماند؟

وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه می ماند

از من اگر کوهم، اگر خورشید، اگر دریا
بی تو میان قاب پیراهن چی می ماند
بی تو چه فرقی می کند دنیای تنها را
غیر از غبار و آدم و آهن چه می ماند

وقتی تو با من نیستی از من که می پرسد
از شعر و شاعر جز شب و شیون چه می ماند

وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه می ماند


به تو گفتم نگفتم

به تو گفتم منو عاشق نکن ديوونه ميشم
منو از خونه آواره نکن بي خونه ميشم
به تو گفتم!!!
نگفتم؟!!!
خطر کردي نترسيدي منو دلداده کردي
تو کردي هرچي با اين ساکته افتاده کردي
ديگه از کوچه ی من راهه برگشتن نداري
منم دوست و منم دشمن کسي جز من نداري
به تو گفتم!!!
نگفتم؟!!!
نگفتم دل من بي اعتباره
اگه عاشق بشه پروا نداره
نمي فهمه خطر اين مرغ بيدل
قفس ميشکنه ميره تا ستاره
به تو گفتم!!!
نگفتم؟!!!
به تو گفتم اگه مستم کني مثل پرنده
ديگه از من نپرس مستيه عاشق چون و چنده
چنان دلسوخته ميزنم به اسمت زير آواز
که آوازه ی من راهه فرارتو ببنده
به تو گفتم!!!
نگفتم؟!!!

MSN
07-11-2011, 11:18 AM
ادامه آلبوم طلوع (بدلیل طولانی بودن در یک پست جا نشد)
:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:: لب::قلب::قلب::قلب:



طلوع

پس از آن غروب رفتن
اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر
تو بیا شروع من باش

شبو از قصه جدا کن
چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای
گریه های آخر من

اسمتو ببخش به لبهام
بی تو خالیه نفسهام
قد بکش تو باور من
زیر سایه بون دستام

خواب سبز رازقی باش
عاشق هميشگي باش
خسته ام از تلخی شب
تو طلوع زندگی باش

من پر از حرف سکوتم
خالیم رو به سقوطم
بی تو و آبی عشقت
تشنه ام کویر لوتم

نمیخوام آشفته باشم
آرزوی خفته باشم
تو نـذار آخـر قصه
حرفـمو نگفته باشم

تو مگه قلب منی

اونقدرعاشق میشم
عاشق میشم
عاشق میشم
عاشق میشم
عاشق میشم ...

اونقدر از تو میگم که به مییون اسم تو
توی آسمون عشق رنگین کمون پیدا بشه

اونقدر عاشق میشم که تو سرزمین عشق
بعد مجنون یه نفر صاحب نشون پیدا بشه

تو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه ؟
تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه ؟
فقط تو رو ، داره فریاد میزنه

تو هوای تازهٔ زندگی هستی
که تو قصر آرزو هایم نشستی

تو همون معجزه و لطف خدایی
که طلسم نا امیدی رو شکستی

تو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه ؟
تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه ؟
فقط تو رو ، داره فریاد میزنه

میون گلها نرو ، سخته پیدا کردنت
آخه تو خودت گلی ، چه قشنگه دیدنت

میون گلها نرو ، سخته پیدا کردنت
گل خجالت میکشه از تو و خندیدنت

تو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه ؟
تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه ؟
فقط تو رو ، داره فریاد میزنه

تو هوای تازهٔ زندگی هستی
که تو قصر آرزو هایم نشستی

تو همون معجزه و لطف خدایی
که طلسم نا امیدی رو شکستی

تو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه ؟
تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه ؟
فقط تو رو ، داره فریاد میزنه

بت پرست

شب هجرون دیگه تمومه ، گل مهتاب بر سر بومه
عاشقی جز بر تو حرومه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

شده ام بت پرست تو ، قسم به چشمون مست تو
به کنج میخونه روز و شب شده ام جام دست تو
آه ، شده ام جام دست تو

به تو چون سجده میکنم ، شرر تو هر سينه ميزنم
به قصه میخوام که بعد از این بت روی تو بشکنم
آه ، بت روی تو بشکنم

شب هجرون دیگه تمومه ، گل مهتاب بر سر بومه
عاشقی جز بر تو حرومه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

روم از هر خونه به خونه که بگیرم از تو نشونه
دل من یک کاسهٔ خونه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

شده ام بت پرست تو ، قسم به چشمون مست تو
به کنج میخونه روز و شب شده ام جام دست تو
آه ، شده ام جام دست تو

به تو چون سجده میکنم ، شرر تو هر سينه ميزنم
به قصه میخوام که بعد از این بت روی تو بشکنم
آه ، بت روی تو بشکنم

شب هجرون دیگه تمومه ، گل مهتاب بر سر بومه
عاشقی جز بر تو حرومه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

روم از هر خونه به خونه که بگیرم از تو نشونه
دل من یک کاسهٔ خونه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

عزيزم كاسه چشمم سرايت
ميون هر دوچشمم جاي پايت

شب هجرون دیگه تمومه ، گل مهتاب بر سر بومه
عاشقی جز بر تو حرومه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

روم از هر خونه به خونه که بگیرم از تو نشونه
دل من یک کاسهٔ خونه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

شراب

برو برو که خسته ام از شکستنم
من عاصی از هر عشق و هر دل بستنم
کبوترم که پر زدم ز بام تو
بیزارم از نامت به لب آوردنم
آ........ه
یه روز سراب من و خواب من و شراب من تو بودی و تو
امروز شهاب من و تاب من و عذاب من تو هستی وتو
یه روز بهار من و یار من و قرار من تو بودی و تو
امروز خزان من و زوال من و زیان من تو هستی و تو
ستاره ها رو شمردم نیومدی و نمردم
بیا که جون نسپردم
بیا که جون نسپردم
میون گریه دویدم حباب اشکو دریدم
ندیدمت که ندیدم
ندیدمت که ندیدم

ای دریغ

چون سرابی در کویر ، چون خیالی دلپذیر
رفته بودی آمدی ، اما چه دیر ، اما چه دیر

رفتی و آمد بهار ، بیقرارم بیقرار
خاطراتت را فقط از من مگیر ، از من مگیر

از میان قاب دودی رنگ شیشه
می بریدی از من اما تا همیشه
تا همیشه ، تا همیشه

با همه دریا دلی دل را به دریاها زدم
پشت پا بر اصل بی بنیاد این دنیا زدم

با هزاران آرزو ، با صد هزار شوق و امید
از پس دیروز و امروز ناگهان فردا رسید

ای دریغ از عمر رفته ، ای دریغ
قصهٔ ابریشم و بیداد تیغ

ای دریغ از عمر رفته ، ای دریغ
قصهٔ ابریشم و بیداد تیغ

خاطراتم لحظه لحظه رنج موعودم شده
چشمه وقت تشنگی آب گل آلودم شده

همچو ماه آسمان از من گریزان میشوی
مثل شب در ظلمت هر سایه پنهان میشوی

چون سرابی در کویر ، چون خیالی دلپذیر
رفته بودی آمدی ، اما چه دیر ، اما چه دیر

رفتی و آمد بهار ، بیقرارم بیقرار
خاطراتت را فقط از من مگیر ، از من مگیر

از میان قاب دودی رنگ شیشه
می بریدی از من اما تا همیشه
تا همیشه ، تا همیشه

با همه دریا دلی دل را به دریاها زدم
پشت پا بر اصل بی بنیاد این دنیا زدم

با هزاران آرزو ، با صد هزار شوق و امید
از پس دیروز و امروز ناگهان فردا رسید

ای دریغ از عمر رفته ، ای دریغ
قصهٔ ابریشم و بیداد تیغ

ای دریغ از عمر رفته ، ای دریغ
قصهٔ ابریشم و بیداد تیغ

MSN
07-11-2011, 11:23 AM
:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:خاطره ها:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:


لحظه ها پر شده از دوست داشتن تو
واسه من قشنگ عشق و خواستن تو

میشه باتو همنفس ستاره باشم
با تو همسفر تا مرز قصه ها شم

بی تو این گلایه ها چه بی شماره
شب و روز برای من فرقی نداره

زندگی رو با تو و عشق تو می خوام
تو نباشی بی تو من همیشه تنهام

تمامه قصه هام رو از تو دارم
بهترین خاطره هام رو از تو دارم

تو این شبای خالی از ستاره
آخرین ترانه هام رو از تو دارم

سایه شو، رو سر این همیشه عاشق
بی تو خالیه تمامه این دقایق

من بجز خاطره هام چیزی ندارم
بی تو هر لحظه همیشه بی قرارم

بی تو این گلایه ها چه بی شماره
شب و روز برای من فرقی نداره

زندگی رو با تو و عشق تو می خوام
تو نباشی بی تو من همیشه تنهام

تمامه قصه هام رو از تو دارم
بهترین خاطره هام رو از تو دارم

تو این شبای خالی از ستاره
آخرین ترانه هام رو از تو دارم

تمامه قصه هام رو از تو دارم
بهترین خاطره هام رو از تو دارم

تو این شبای خالی از ستاره
آخرین ترانه هام رو از تو دارم

تمامه قصه هام رو از تو دارم
بهترین خاطره هام رو از تو دارم

تو این شبای خالی از ستاره
آخرین ترانه هام رو از تو دارم

MSN
07-11-2011, 11:30 AM
:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:متن ترانه همدم:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:



کنارم هستی و اما دلم تنگ می شه هر لحظه

خودت می دونی عادت نیس، فقط دوس داشتن ِ محظه


کنارم هستی و بازم بهوونه هامو می گیرم

می گم وای چه قد سرده ، می یام دستاتو می گیرم ۱


یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی می میرم

از اینجا تا دم ِ در هم بری ، دلشوره می گیرم


فقط تو فکر این عشقم، تو فکر ِ بودن ِ باهم

محاله پیش ِ من باشی ، برم سرگرم ِ کاری شم


می دونم که یه وقتایی، دلت می گیره از کارم

روزایی که حواسم نیس، بگم خیلی دوست دارم


تو هم مثل ِ منی انگار ، از این دلتنگیا داری

تو هم از بس منو می خوای ، یه جورایی خودآزاری


کنارم هستی و انگار ، همین نزدیکیاس دریا

مگه موهاتو وا کردی ، که موجش اومده اینجا


قشنگه رد ِ پای عشق ، بیا بی چتر زیر ِ برف

اگه حال ِ منو داری ، می فهمی یعنی چی این حرف


می دونم که یه وقتایی ، دلت می گیره از کارم

روزایی که حواسم نیس، بگم خیلی دوست دارم


تو هم مثل ِ منی انگار ، از این دلتنگیا داری

تو هم از بس منو می خوای ، یه جورایی خودآزاری

MSN
07-11-2011, 11:31 AM
:قلب::قلب::قلب::قلب::قلب:بچه های نجف آباد:چشمک::چشمک::چشمک::چشمک:: شمک:


وای اگه خون سیاوش دامن شبو بگیره
اگه باز به زخم رستم سهراب قصه بمیره سهراب قصه بمیره
وای اگه درفش کاوه بشه باز خنجر ضحاک
اگه باز از تخت جمشید خسرویی بیوفته رو خاک

وای اگه کمون آرش بشکنه به دست کینه
وای اگه دوباره شیرین مرگ فرهاد و ببینه
دیگه از غرور این خاک چی میمونه چی میمونه
واسه بچه های البرز چه کسی قصه میخونه

کاشکی از بغض دماوند خون نشه قلب ستاره
کاش نیاد روزی که مهتاب توی کوچه پا نزاره
کاشکی از چشمای مجنون خواب لیلی رو نگیرن
کاش فرشته های عاشق توی آسمون نمیرن توی آسمون نمیرن

وای اگه کمون آرش بشکنه به دست کینه
وای اگه دوباره شیرین مرگ فرهاد و ببینه
دیگه از غرور این خاک چی میمونه چی میمونه
واسه بچه های البرز چه کسی قصه میخونه

غم سردارای جنگل به دل خزر میمونه
دوباره خروش کارون قلب شب رو میسوزونه
چشمای معصوم زرتشت از یاد ارس نمیره
قلعه ها میریزن اما بغض بابک نمیمیره


دیگه از غرور این خاک چی میمونه چی میمونه
واسه بچه های البرز چه کسی قصه میخونه

soheil
03-02-2013, 10:59 PM
:قلب::قلب::قلب:متن ترانه پرنده:قلب::قلب::قلب:


ميشه پرنده باشي اما رها نباشي
ميشه دلت بگيره اسير غصه ها شي

حالا که آسمونم دنياي تازه اي نيست
اونوقت يه جا بشيني محو گذشته ها شي

ترسيده باشي از کوچ اوجو نديده باشي
واسه يه مشت دونه اهليه آدما شي

تو سايه ها بموني درگير سايه ها شي
مفهوم زندگي رو از ياد برده باشي

دلت بخواد دوباره از ته دل بخوني
از ترس ريزش اشک غمگين و بي صدا شي

miss jalali
08-21-2013, 09:06 PM
Flash version 9,0 or greater is required
You have no flash plugin installed
بچه ها کی متن ترانه ی نیرنگو دارهو.....دلم آب شد...

خو باشه میرم نصب میکنم....صبر کن.....

MSN
08-21-2013, 11:34 PM
Flash version 9,0 or greater is required
You have no flash plugin installed
بچه ها کی متن ترانه ی نیرنگو دارهو.....دلم آب شد...

خو باشه میرم نصب میکنم....صبر کن.....

[Only registered and activated users can see links]


نیرنگ

به من اونكه بدی آموخت توبودی
من و آتیش زد و خود سوخت تو بودی
اونكه با تیغ به زهر آلوده عشق دل و دیدم و بهم دوخت تو بودی
اونكه با شعبده بازی به نیرنگ لب فریاد من و دوخت تو بودی
آخر این قصه ما از خود ما از ابتدا پیدا بود نیرنگ بود رویا بود
دشمن ما از خود ما هر لحظه بین ما بود از ما بود با ما بود
تو من و به بازی تلخی كشوندی
كه ندونسته به انتها رسوندی
من به خواب تو تو جادو شده خواب
دشمن ما رو سر سفره نشوندی
اونكه دل به قصه ها باخت توبودی

خونمون را روی آب ساخت توبودی

miss jalali
08-22-2013, 01:11 PM
مچکرم....
خیلی ممنون ...من این دو تا پستمو بردارم دیگه.....