PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : مطالبی در باب شیطان پرستی


sange_sabur88
05-31-2011, 04:15 PM
سلام دوستان.
راستش خیلی وقت بود میخواستم این پست رو ایجاد کنم تا بالاخره امروز موفق شدم. مطالبی که قرار میدم اینجا کاملا معتبر و بیشتر انها از استاد رافعی پور هست. و سایت ها و مقالات معتبری که در اختیارم قرار گرفته. لطفا سعی کنید در مورد مطالب جبهه گیری نکنید و نگید که اینها ساخته ما ایرانیا هست .بیاید و از بعد مذهبی نگاه کنیم از دید اسلام.
چون دید شیطان پرستی در بیشتر کشورهای مسلمان دیده میشود و اگر دوستان مستند ظهور که ساخته چند تن از جوانان عرب هست را دیده باشند این موضوع را درک میکنند.اگر هم ندیدید من میتوانم به صورت رایگان در اختیارتان بگذارم.
انشالله که همه ما هروز هوشیار تر و اگاهانه زندگی خود را پیش ببریم و اگاه باشیم اطرافمان چه میگذرد و چه بلاهایی سرمان میاید.

و من الله توفیق


فراماسونری چیست؟

میتوان گفت این سوالی است که افراد بسیاری قادر به باسخ دادن به ان نیستندو یا اطلاع دقیق ندارند.
در حالی که این تشکیلات و اعضای ان نقش مهمی در تاریخ داشته اند.و شناخت انها برای ما مسلمانان ضروری است.

کلمه ماسون(mason) یعنی بنّا, و فراماسونری(Freemason) یعنی بنّا ازاد.

ماسونری یک تشکیلات منظم جهانی است که بر ارکان دولت های جهان و اکثر وجوه سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جوامع سلطه داردو بسیار ازادانه عمل میکنندکسی که عضو این گروه باشد ماسون یا فرامسون نامیده میشود.
ساختمان فعالیت این افراد لژ نام دارد.
از مهمترین هدفهای این گروه اماده کردن زمینه حکومت فردی از بین ماسون ها با عنوان نمادین ضد مسیح دجال= Antichrist ) یا به تعبیر بعضی ماسون ها فرعون جدید (New Pharaoh) است.هدف نهایی انها حکومت جهانی شیطانی است.و برای پیاده کردن این امر دست به اجرای فعالیت جهانی زده اند.
در ضمن فعالیت این گروه به صورت مخفی و پنهانی میباشد.






ماسونها و مصر باستان

فلسفه مادهگراي مصر باستان پس از اضمحلال اين تمدن همچنان به حيات خود ادامه داد. بعضي يهوديان پذيراي آن شدند و در سايه اصول كابالا به ادامه حيات آن كمك نمودند. از سوي ديگر، گروهي از فلاسفه يونان همان فلسفه را اقتباس كردند و با تفسير مجدد آن مكتب «هرمتيسيسم» (Hermeticism) را به وجود آوردند. كلمه هرمتيسيسم از نام «هرمس» (Hermes)، همتاي يوناني خداي مصري «تاث» (Toth) برگرفته شده است. به عبارت ديگر اين فلسفه نسخه يوناني فلسفه مصري است.
سلامي ايشينداغ در توضيح مبدأ اين فلسفه و جايگاه آن در فراماسونري مدرن مينويسد:
در مصر باستان جامعه مذهبي وجود داشت با طرز تفكري مبتني بر هرمتيسيسم فراماسونري نيز چيزي مشابه آن اتخاذ نمود. كساني كه با گذراندن تشريفات سازمان به سطوح خاص ميرسيدند، افكار معنوي و احساسات خود را آشكار مينمودند و به تربيت افرادي كه در سطوح پايينتر قرار داشتند ميپرداختند. فيثاغورث پيرو اين مكتب بود و در ميان آنها آموزش ديد. نظام فلسفي مكتب اسكندراني و نئوافلاطوني در مصر باستان ريشه دارد و شباهتهاي عمدهاي ميان آن و تشريفات ماسوني وجود دارد.2
ايشينداغ پا را فراتر مينهد و در توضيح تأثير تفكرات مصري بر مبادي فراماسونري چنين اظهار ميكند:
فراماسونري يك سازمان اجتماعي ـ تشريفاتي است كه نقطه آغازش مصر باستان است.3
بسياري از ديگر صاحبنظران ماسون همين عقيده را دربارة خواستگاه فراماسونري دارند و معتقدند اين سازمان از تخم جوامع مخفي تمدنهاي مشرك، همچون مصر و يونان متولد شده است. سليل لييكاتاز، يك ماسون ارشد ترك در مقالهاي با عنوان «اسرار ماسوني: چه چيز محرمانه است و چه چيز محرمانه نيست؟» مينويسد:
«در تمدنهاي كهن يونان، مصر و روم مكاتب پنهاني وجود داشتند كه از مفاهيم مشتركي در زمينه علوم ماوراءالطبيعي و اسرارآميز برخوردار بودند. اعضاي اين مكاتب سرّي تنها پس از گذراندن دوران طولاني تحصيل و تشريفات خاص به عضويت پذيرفته ميشدند. پنداشته ميشود اولين مكتب از اين دست، مكتب «اُسيريس» (Osiris) باشد كه بر مبناي تولد اين خدا دوران جواني او، مبارزهاش با تاريكي، مرگ او و رستاخيزش شكل گرفته است. اين مفاهيم طي مراسمي توسط روحانيون به نمايش درميآمد. با اين روش مراسم و نمادهاي به نمايش درآمده بسيار مؤثرتر واقع ميشدند... .
سالها بعد، طي اين مراسم و تشريفات اولين محافل مجمع برادران تشكيل شدند و با عنوان فراماسونري به فعاليت پرداختند. اين انجمنها آرمانهاي يكساني داشتند و در مواقع فشار قادر به فعاليت بودند. دليل بقاي آنان اين است كه پيوسته نام و القاب و روش خود را تغيير ميدادند. با اين حال به مكتب سري كهن و ويژگيهاي خاص آن وفادار ماندند و تفكرات خود را نسل به نسل منتقل كردند. آنها براي اجتناب از به خطر افتادن تشكيلات قوانين ويژهاي ميان خويش وضع نمودند. ايشان براي محافظت از خود در برابر مردم نادان به فراماسونري عملي كه دربردارندة احكام دقيق حرفهشان بود، پناه بردند و آن را با انديشههاي خود پيوند زدند. اين روند بعدها در تشكيل فراماسونري خرد محور مؤثر واقع گشت.»
نقل قول بالا نيز مؤيد ادعاي ماست. از ميان سه تمدن باستاني مصر، يونان و روم، قديميترين تمدن، تمدن مصر ميباشد. ميتوان گفت عمدهترين منبع فراماسونري مصر است. (پيشتر ديديم كه شواليههاي معبد رابط اصلي فراماسونري مدرن و اين تمدن ملحد بودند.)
لازم به يادآوري است كه تمدن مصر كهن نمونه اصلي «تمدن طاغوتي» است و در قرآن از آن ياد شده است. آيههاي متعددي به فرعونيان، جوامع آنها، ظلم و ستم، بيعدالتي، شرارت و فزونيطلبي آنها اشاره ميكند. فراماسونها در نوشتههاي خود به ستايش اين تمدن ميپردازند. چنانكه در مقالهاي در مجلة ميمارسينان به ستايش معابد مصر به عنوان «منبع حرفه ماسوني» برميخوريم:
... مصريان «هلياپليس» (شهر خورشيد) و ممفيس را برپا كردند و براساس نوشتههاي ماسوني اين دو شهر منبع علم و دانش و به اصطلاح ماسونها «نوربزرگ» بودند. فيثاغورث كه از هلياپليس ديدن كرده بود بيش از اينها از معبد ميدانست. معبد ممفيس، جايي كه او در آن آموزش ديد، از اهميت تاريخي برخوردار است. در شهر صور مكاتب پيشرفتهاي وجود داشتند. فيثاغورث، افلاطون و سيسِرو در اين شهرها به فراماسونري قدم نهادند.5
در جاي ديگر در مجله ميمار سينان چنين ميخوانيم:
وظيفه اصلي فرعون جستجوي نور بود؛ او بايد نور مخفي را به بهترين وجه تعالي ميداد... همانطور كه ما ماسونها تلاش ميكنيم معبد سليمان را بسازيم، مصريان نيز تلاش ميكردند اهرام يا برج نور را بنا كنند. مراسمي كه در معابد مصريان به اجرا درميآمد چندين درجه داشت. اين درجات از دو بخش كوچك و بزرگ برخوردار بودند. درجه كوچك به يك، دو و سه تقسيم ميشد و بعد از اينها درجات بزرگ آغاز ميشدند.6
روشن است كه «نور»ي كه فراعنه مصر و ماسونها به دنبال آن ميگردند يكي است. ميتوان چنين استنباط نمود كه فراماسونري نسخه مدرن فلسفه فراعنه مصر است. خداوند ماهيت اين فلسفه را در قرآن آشكار ميكند؛ در جايي كه دربارة فرعون و پيروانش چنين حكم ميكند:
فرعون و قوم او مردماني طغيانگر و نافرمان هستند.7
و در آيات ديگر ميخوانيم:
فرعون به ميان قوم آمد و گفت: «اي قوم! آيا سلطنت مصر به من تعلّق ندارد و اين نهرهايي كه در اين سرزمين در پاي قصر من جاري است تحت حاكميت من در جريان نيستند؟ آيا نميانديشيد؟» ... بدينگونه فرعون قومش را فريفت و تحت تأثير قرار داد. آنها از او اطاعت كردند چرا كه قومي به واقع عصيانگر و فاسد بودند.8

نمادهاي مصر باستان در لژهاي ماسوني

نمادها از مهمترين نشانههاي ارتباط فرماسونري و تمدن مصر هستند. از آنجا كه ماسونها در انتقال مفاهيم از علائم و نشانهها بهره ميبرند، در فراماسونري نمادها از اهميت بسياري برخوردارند. ماسوني كه مرحله به مرحله، سلسله مراتب سي و سه گانه را طي ميكند، در هر مرحله معناي تازهاي از علائم ميآموزد. به اين ترتيب اعضا گام به گام به عمق فلسفه ماسوني حركت ميكنند. در مجله ميمارسينان در نحوه عملكرد علائم چنين ميخوانيم:
همه ميدانيم فراماسونري در تفهيم آرمانها و انگارههاي خود از علائم، حكايات و تمثيل استفاده ميكند. اين حكايات به نخستين اعصار تاريخ بازميگردند. حتي ميتوان آنها را به افسانههاي ماقبل تاريخ بسط داد. به اين صورت فراماسونري قدمت آرمانهاي خود را به اثبات رسانده و به منبع غني از علائم دست يافته است.9
درميان اين علائم و اسطورهها وجود مفاهيم مصري بيش از همه برجسته است. نقوش اهرام، مجسمههاي ابوالهول و همچنين نوشتههاي هيروگليف در سراسر لژها و نشريات ماسوني به چشم ميخورد.
بار ديگر در مقالهاي در همان نشريه دربارة منابع كهن فراماسونري چنين آورده شده است:
اگر مصر باستان را «كهنترين تمدن» تصور كنيم اشتباه نكردهايم. به علاوه اين حقيقت كه تشريفات، درجات و فلسفه كشف شده در مصر شبيهترين نوع به فراماسونري هستند توجه ما را بيشتر جلب ميكند.10
و باز در مقالهاي با عنوان «مبادي اجتماعي و اهداف فراماسونري» ميخوانيم:
در دوران باستان در مصر، آيينهاي معبد ممفيس مدتها با شكوه و توجه بسيار اجرا ميشد و از شباهت بينظيري با فراماسونري برخوردار بود.11
بياييد چند نمونه از اشتراكات مصر كهن و فراماسونري را بررسي كنيم.

هرم و چشم (مثلث نورافشان)





[Only registered and activated users can see links]

شناختهشدهترين نشان ماسوني را ميتوان در مهر ايالات متحده آمريكا و همچنين بر روي اسكناس يكدلاري يافت. در اين مهر يك هرم كه بالاي آن چشمي درون مثلث جاي دارد، ترسيم شده است. علامت چشم درون مثلث در همه لژ و مجلات اين گروه به چشم ميخورد.
اين علامت زياد مورد توجه واقع نميشود، با اين حال براي درك فلسفه ماسوني بسيار معنيدار و بااهميت است. يك نويسندة آمريكايي به نام رابرت هيرائيموس، موضوع پاياننامه رساله دكتري خود را به اين مهر اختصاص داد و در آن به اطلاعات مهمي اشاره نمود. عنوان پاياننامه وي «تجزيه و تحليل تاريخي مهر سلطنتي ايالات متحده و ارتباط آن با ايدئولوژي روانشناسي اومانيستي» است. رساله او بيانگر اين است كه بنيانگذاران آمريكا كه اين نشان را برگزيدند فراماسونر و حامي اومانيسم بودند. هرم روي مهر، تمثال «هرم چياپس» (Cheops)، بزرگترين مقبره فراعنه ميباشد.

ستاره ششگوشه
-
-

[Only registered and activated users can see links]

يكي ديگر از علائم مشهور فراماسونري ستاره ششگوشه است كه از قرار گرفتن يك مثلث روي مثلثي ديگر شكل ميگيرد. اين علامت نشان سنتي يهوديان نيز ميباشد و امروز روي پرچم اسرائيل به چشم ميخورد. معروف است كه سليمان نبي(ع) اولين بار از آن به عنوان مهر استفاده نمود. بنابراين اين علامت مهر يك پيامبر و در نتيجه نشاني الهي است. اما فراماسونها تصور ديگري از آن دارند و آن را نه نشان سليمان نبي بلكه يادآور الحاد مصر باستان ميپندارند. در مقالهاي با عنوان «علائم و نمادها در تشريفات ما» به حقايق جالبي اشاره شده است:
مثلث متساويالاضلاع نماد ارزشهاي برابر است و ماسونها آن را با نام ستاره داوود ميشناسند كه از جاي گرفتن يك مثلث متساويالاضلاع بر روي يك مثلث ديگر شكل ميگيرد. امروز آن را سمبل قوم يهود ميدانند كه بر پرچم اسرائيل نيز ديده ميشود. اما در حقيقت اصل آن مصري است. اولين بار شواليههاي معبد آن را در تزيين ديوار كليساها به كار بردند، چون آنها اولين كساني بودند كه در اورشليم به حقايق مهمي دربارة مسيحيت دست يافتند. بعد از ازميان رفتن معبديان اين نشان در كنيسهها به كار رفت. اما ما در فراماسونري بيشك با همان مفهوم كهن مصري از آن بهره ميگيريم و به اين صورت دو نيروي مهم را با هم تركيب ميكنيم. با پاك كردن قسمت بالا و پايين دو مثلث به علامت نادري ميرسيم كه آن را خوب ميشناسيد.12
در واقع بايد همه نشانهاي فراماسونري را در ارتباط با معبد سليمان تفسير كرد. در قرآن آمده كه بعضي ميخواستند به سليمان(ع) افترا بزنند و وي را ملحد معرفي كنند:
يهود از افكار و اوراد جادوگري كه شياطين در عصر سليمان براي مردم ميخواندند و ياد ميدادند، پيروي ميكردند [و آنها را براي پيشبرد مقاصد خود به كار ميگرفتند] سليمان هرگز به سحر و كفر آلوده نشد.13
ماسونها به غلط اين تفكرات باطل را به سليمان(ع) نسبت ميدهند و آن حضرت را نماينده الحاد مصري قلمداد ميكنند. به همين علت نيز در تعاليم خود جايگاه خاصي براي وي قائلند. مايكلهاوارد، مورخ آمريكايي در كتاب خو د به نام توطئه دانش مكتوم خاطرنشان ميكند كه پس از قرون وسطي از سليمان نبي(ع) به عنوان جادوگر و فردي كه مفاهيم شركآميز را وارد اورشليم نمود ياد ميشود. هاوارد در ادامه توضيحات خود ميافزايد ماسونها معبد سليمان را «معبد مشركان» ميدانند.14

دو ستون
-
-

[Only registered and activated users can see links]

از اجزاي لاينفك لژ ماسوني وجود دو ستون در مدخل آن است كه كلمات «ياكين» و «بوعز» بر روي آنها حكاكي شده و تقليدي از دو ستون مدخل معبد سليمان ميباشد. اما حقيقت اين است كه اين نماد نه يادگاري از سليمان(ع) بلكه تجلي عقايد منحرف اين گروه از آن حضرت است. منشأ اين ستونها بار ديگر به مصر بازميگردد. مثلاً در مقاله «علائم و نمادها در تشريفات ما» ميخوانيم:
«در مصر «هوروس» (Horus) و «ست» (Set) معماران دوقلو و پشتيبان عالم روحاني بودند. دو ستوني كه در لژهاي ما بنا شده منشأشان مصر باستان است. يكي از ستونها در جنوب مصر در شهر صور واقع بود و ديگري در شمال، در شهر هلياپليس. در مدخل معبد «امنتا» (Amenta) كه مختص خداي بزرگ مصر بود، مانند معبد سليمان دو ستون قرار داشت. در كهنترين اساطير مربوط به خورشيد از اين دو ستون به عنوان نماد بينش و قدرت ياد شده كه در برابر دروازه جاودانگي بنا شدهاند.»15


واژگان مصري لژها

از نكات جالب توجهي كه دو نويسنده كتاب كليد حيرام افشا ميكنند واژگاني است كه در مراسم ترفيع يك ماسون به مقام ماسون اعظم به كار ميرود. به اين ترتيب:
مَعَت نِب مِن آ، مَعَت بَ آ.16
براساس توضيح نايت و لوماس اين لغات كه اغلب بدون توجه به معنايشان مورد استفاده قرار ميگيرند مصري هستند و مفهومشان اين است:
بزرگ است استاد فراماسونري، بزرگ است روح فراماسونري.
نويسندگان توضيح ميدهند لغت «مَعَت» به معني مهارت در ساختن ديوار و نزديكترين ترجمه براي آن فراماسونري است. اين يعني ماسونهاي نوين با وجود گذشت هزاران سال هنوز زبان مصر باستان را در لژهاي خود حفظ نمودهاند.


اپراي فلوت سحرآميز موزارت

از جالبترين آثار فراماسونري «اپراي فلوت سحرآميز» اثر آهنگساز معروف، موزارت است. موزارت فراماسون بود. در جايجاي اين اپرا پيامهاي ماسوني وجود دارد كه قرابت بسياري به الحاد مصري دارند:
مهم نيست چقدر تلاش شده تا فلوت سحرآميز را «داستاني دربارة شرق دور» معرفي كنند. مهم اين است كه اساس اين داستان رسوم مصري است. اين خدايان و الهههاي معابد مصر بودند كه بر خلق شخصيتهاي فلوت سحرآميز تأثير گذارند.17

ستون چهارپهلو با نوك هرمي
-
-

[Only registered and activated users can see links]


ستونهاي چهارپهلو با نوك هرمي (Obelisk) كه در مصر حجاري ميشدند قرنها زير خاك مدفون بودند تا اينكه در قرن نوزدهم كشف شدند و به شهرهاي غربي همچون نيويورك، لندن و پاريس انتقال يافتند. بزرگترين آنها به ايالات متحده فرستاده شد و انتقال آن را ماسونها ترتيب دادند. چون ادعا ميشود اين نوع ستونها، به علاوه نقوش حكاكي شده بر آنها از سمبلهاي ماسوني باشند. ميمارسينان اين موضوع را دربارة ستون 21 متري نيويورك با قطعيت بيان ميكند:
برجستهترين نمونه كاربرد نمادين معماري، اثر تاريخي سوزن كلئوپاترا است كه در سال 1878 از سوي اسماعيل، حكمران مصري، به ايالات متحده هديه شد. اين اثر تاريخي در اصل در قرن شانزدهم پيش از ميلاد در مدخل معبد خداي خورشيد در هلياپليس برافراشته شده بود.18


افسانه ايزس، زن بيوه

از مهمترين نمادهاي انديشه ماسوني مفهوم زن بيوه است. فراماسونها خود را فرزندان زن بيوه ميخوانند و تصوير او بر نشريات آنها به چشم ميخورد. اصل اين تفكر چيست؟ و اين زن بيوه كيست؟
با بررسي منابع ماسوني درمييابيم نماد زن بيوه در اصل از افسانههاي مصري نشأت گرفته و از مهمترين اسطورههاي مصر باستان، داستان اُزيريس و ايزس ميباشد. «اُزيريس» يكي از خدايان حاصلخيزي و «ايزس» همسر او بود. براساس اسطورهها اُزيريس قرباني هوي و هوس شد و درپي آن ايزس بيوه گشت. زن بيوه ماسوني ايزس است.


پرگار و گونيا

پرگار و گونيا (كه پرگار روي گونيا قرار دارد) از مشهورترين علائم فراماسونري است. اگر از ماسونها دربارة مفهوم اين علامت بپرسند، خواهند گفت اين نشان نماد علم، نظم هندسي و تفكر فردگراست. با اين وجود اين علامت مفهومي كاملاً متفاوت دارد. اين موضوع را ميتوان در كتاب يكي از بزرگترين ماسونها يافت. آلبرت پايك در كتاب خود با عنوان اخلاق و تعصب مينويسد: «گونيا نماد زمين است. اين شكل دوگانه (زن و مرد) نماد طبيعت دوگانهاي است كه از دوران باستان به خداوند اتلاق ميشد و مفهوم مولد توليدكننده يا همان برهما و مايا نزد آرياييها و اُزيريس و ايزس نزد مصريان را دارد؛ مانند خورشيد كه مذكر است و ماه مؤنث.»19
يعني پرگار و گونيا، مشهورترين نماد فراماسونري، نماد الحاد آريايي است و به دوران پيش از مسيحيت تعلق دارد. ماه و خورشيد نيز كه پايك به آنها اشاره ميكند، نمادي بسيار بااهميت هستند و در لژها به وفور مورد استفاده قرار ميگيرند. بايد افزود اين افكار چيزي جز انعكاس عقايد باطل مشركان پيشين كه به پرستش ماه و خورشيد ميپرداختند نيست.

sange_sabur88
05-31-2011, 04:21 PM
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])




بسیاری در جهان فراماسونری و صهیونیسم را یکی میدانند، اما آیا واقعا چنین است یا این که این گفته ادعایی بیش نیست، در این مقاله تلاش شده با استناد به تاریخ به ادعای فوق پاسخ گفت این که باید این گفته را پذیرفت یا رد کرد.




برخی معتقدند، افکار و اعتقاداتی که بر محافل فراماسونری حاکمیت داشته، بسان همان افکار و اندیشههایی است که بر سازمانهای صهیونیستی کنونی حاکم است، به همین دلیل هنگام صحبت از فراماسونری و صهیونیسم از دورهها و مراحلی سخن میگویند که بر هر دو سازمان گذشته و از آنجا که مرحله اول تشکیل این دو سازمان ریشه در دوران بسیار گذشته دارد و از موضوع بحث ما خارج است، سخن را از زمان آغاز نشو و نمای این دو سازمان در تاریخ معاصر شروع میکنیم.

اما در همین ابتدا جالب است بدانید، اولین سازمان فراماسون جهان بدست شاه "هیرودس" یهودی و با کمک مشاوران یهودیاش تاسیس و "قدرت مخفی" نامیده شد که هدف آن کشتن و مهاجرت دادن مسیحیان جهت ممانعت از انتشار دیناشان بود.

اما وقتی تاریخ را ورق بزنیم و به جلوتر بیاییم ملاحظه میکنیم، اولین محفل فراماسونی در سال 1717 در اسکاتلند تشکیل شد که محفلی شبه مذهبی و دارای آداب و رسوم سری و مخفیانه بود که اعضای آن بر حفظ آن آداب و رسوم تاکید بسیار داشتند.

بنابراین می توان گفت فراماسونری پس از عصر روشنگری در اروپا زاده شد، عصری که بر اندیشه و تفکر بشری و قوانین طبیعی یا همان لامذهبی تاکید بسیار داشت. در این دوره شاهد تشکیل چهار محفل فراماسون در انگلستان قرن 18 هستیم که مهمترین آنها همانطور که گفته شد، در سال 1717 تاسیس گردید و باید آن را آغاز جنبش فراماسونری در تاریخ معاصر برشمرد.

اولین سازمان فراماسون جهان بدست شاه "هیرودس" یهودی و با کمک مشاوران یهودیاش تاسیس و "قدرت مخفی" نامیده شد که هدف آن کشتن و مهاجرت دادن مسیحیان جهت ممانعت از انتشار دیناشان بود

در ابتدا یهود از ورود به این محافل ممنوع بودند، اما در سال 1732 به یهود اجازه داده شد به این محافل وارد شوند و پس از آن بود که پای محافل فراماسونری به سرعت به فرانسه (1725) و سپس ایتالیا (1733) باز شد.

سازمانهای فراماسون در این دوره منادی متحد ساختن بشر از طریق تکیه بر عقل و منطق و به کنار نهادن دین از زندگی بشری بودند که مهمترین بازتاب این افکار و اندیشهها تلاش جهت کاستن از قدرت و نفوذ کلیسا در جوامع اروپایی بود.

در سال 1786 فراماسونها به مجمع نورانی "وایز هاوبت" آلمانی پیوستند که افکار و اندیشههای همچون محافل فراماسونری، یعنی استیلا بر جهان و تبلیغ لامذهبی را داشت و از آنجا که فراماسونها از جایگاه ویژهای در میان پروتستانها برخوردار بودند، زمینه را برای ورود یهود به این محافل بیش از پیش فراهم نمودند و همین امر این باعث شد، این دو محفل (فراماسونری و مجمع نورانی) در کشورهای پروتستانیسمی چون آمریکا و انگلیس و سپس استرالیا و شمال اروپا گسترش و فعالیت چشمگیری داشته باشند.

هاوبت به سرعت بر فراماسونها استیلا یافت و ورود فراماسونها به محفل نورانی را منوط به ابراز تمایل آنها به جهانگرایی و عقاید شیطانی کرد که در لامذهبی نمود پیدا میکرد. به این ترتیب نورانیها بر فراماسونها مسلط شدند، درحالی که اکثر آنها را یهودیانی تشکیل میدادند که ایده سلطه بر جهان را داشتند.

این یهودیان به سرعت زمینههای نفوذ در محافل فراماسونری انگلیس را فراهم ساختند و با ارسال نامهای به "جان روبنسون" یکی از بزرگان فراماسون اسکاتلند از وی خواستند با پیوستن به آنها راه رسیدن به حکومت جهانی "محبت و رافت"اشان را هموارتر سازد، اما روبنسون به دلیل نفرتی که از یهود داشت از پیوستن به آنها امتناع کرد.

از اینجاست که برخی فراماسونری را همان یهودیت میدانند، بویژه آن که فراماسونهای مسیحی که به آیین پرستش شیطان درآمده بودند، در واقع به فلسفه "کابالا" استناد می جستند که از جمله مشربهای فکری آیین یهودیت است و بر شیطان پرستی و بت پرستی و سحر و جادو متکی است که ریشه در فلسفه یونان و سومر و بابل و فراعنه مصر دارد.

از جمله اعتقادات مهم فراماسونها ساخت مجدد هیکل (معبد) سلیمان است، اما این تاکید نه به جهت علاقه به حضرت سلیمان نبی الله است، بلکه جهت گرامیداشت ساحران و جادوگران بزرگشان صورت میگیرد، چون معتقدند آن هیکل، معبد بزرگترین ساحران و جادوگران آنهاست.

پرفسور "کنت پالمرتون" در این باره میگوید: اگر با فراماسونها سخن بگویی، میبینی همه از ساخت هیکل سلیمان سخن میگویند، اما نه برای این که یاد و خاطره حضرت سلیمان را گرامی دارند، بلکه از این جهت که معبد نمرود را از نو بنا نمایند.

صهیونیسم بسان فراماسونری جنبشی سیاسی، لائیک، تندرو و نژادپرستانه است و نام خود را " کوه صهیون" گرفت تا هیکل سلیمان را در آنجا دوباره از نو بنا نماید

اما این که چرا باید صهیونیسم را با فراماسونری یکی دانست، دلایل بسیاری وجود دارد، از جمله این که:

- صهیونیسم بسان فراماسونری جنبشی سیاسی، لائیک، تندرو و نژادپرستانه است و نام خود را " کوه صهیون" گرفت تا هیکل سلیمان را در آنجا دوباره از نو بنا نماید.

- تارخ نشان میدهد نشو و نمای محافل فراماسونری در اروپا با نشر ادبیات عبری در این قاره همزمان بود و کلیسای پروتستانیسم در آن زمان متولی این امر گردید.

وجالب است بدانید که در بطن پروتستانیسم بود که فرقههای مختلف فراماسونری نشو و نما یافتند و از جمله وجوه مشترک این دو جنبش دشمنی با کلیسای کاتولیک است.

- فراماسونری را مجموعهای از افکار و اندیشههای شیطانی تشکیل میدهند که شعار آن نابودی ادیان دیگر و لامذهبی است، بسان صهیونیسم که جنبشی لامذهب است که با دستاویز قرار دادن آیین یهودیت و نفی دیگر ادیان تلاش دارد بر جهان حاکم شود.

- حس برتری جویی و تفوق بر همنوعان که هم در میان فراماسونها و هم صهیونیستها به چشم میخورد.

به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران و پژوهشگران اعتقاد دارند، صهیونیسم ادامه فراماسونری و به عبارتی همان فراماسونری است.

sange_sabur88
05-31-2011, 04:28 PM
در بررسی نمادهای متعلق به شیطانپرستی خط بسیار روشنی از ارتباط صهیونیسم و شیطانیسم به وضوح قابل مشاهده است .
در ذیل برخی از نمادها كه به عنوان نگین انگشتر ، گردنبند ، تصاویر بر روی دستبندها ، پیراهن ، شلوار ، كفش ، ادكلن ، ساعت و ... درج شده و از جمله به ایران اسلامی نیز راه یافته است ، مورد بررسی و معرفی قرار میگیرد :
[Only registered and activated users can see links]



اگر نوشته وسط نماد یعنی (Satanism) به معنای شیطانگرایی به همراه دایره حذف كنیم ، آن وقت یك ستاره پنجضلعی بر جای میماند كه همان نشانه ستاره صبح یا پنتاگرام (pentagram) باقی میماند .
[Only registered and activated users can see links]




این سمبل نیز همان پنتاگرام است ، با فرق اینكه انواع آن گاه پنجضلعی وارونه (snvertedpentagram ) یا دیو (Buphomet ) و به شكل در میان نمادهای شیطانپرستان به چشم میخورد .

برخی از شیطانگرایان محدوده جغرافیایی « تحت سلطه » این نماد و در واقع منطقه نفوذ شیطانگرایی را در نقشه ذیل توصیف مینمایند . (محدوده در ایسلند و اروپا)
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
درمیان پنتاگراهای قبلی تصویر سر یك بز تعبیه شده است كه اقدامی ضد مسیحی ، به این معناست كه مسیحیان معتقدند كه مسیح همچون یك بره برای نجات ایشان قربانی شده است و با توجه به اینكه ایشان بز را نماد شیطان و در برابر بره میدانند این آرم را انتخاب كردهاند.
[Only registered and activated users can see links]

666: یك سمبل با عنوان « شماره تلفن شیطان » توسط گروههای هوی متال وارد ایران اسلامی شده اما در حقیقت علامت انسان و نشانه جانور در میان شیطانپرستان تلقی میشود و براساس مكاشافات 13:18 « ... پس هر كس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زیرا كه عدد انسان است و عددش 666 است . » از سالها پیش تاكنون این عدد با اشكال مختلف بر روی دیوارهای شهرهای بزرگ كشور مشاهده میشد .
[Only registered and activated users can see links]




صلیب وارونه (upside down cross ) : این نماد و حكایت از « وارونه شدن مسیحیت دارد » و عمدتا استهزا و سخره گرفتن این دین است . صلیب وارونه در گردن بندهای بسیاری مشاهده شده و خوانندههای راك انواع مختلف آنرا به همراه دارند .



[Only registered and activated users can see links]

نماد صلیب شكسته یا چرخ خورشید (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشید یك نماد باستانی است كه در برخی فرهنگهای دینی همچون كتیبههای بر جای مانده از بوداییها و مقبرههای سلتی و یونانی دیده شدهاست .
لازم به توضیح است این علامت سالها بعد توسط هیتلر به كار رفت ، لكن برخی با هدف به سخره گرفتن مسیحیت این سمبل را وارد شیطانپرستی كردند .
[Only registered and activated users can see links]

چشمی در حال نگاه به همه جا (All seeing Eye) : چشم در برخی نمادهای روشنفكری نیز به كار میرود . اما شیطانپرستی اعتقاد دارند چشم در بالای هرم « چشم شیطان » است و « بر همه جا نظارت و اشراف دارد » .
این علامت در پیشگویی ، جادوگری ، نفرینگری و كنترلهای مخصوص جادوگری مورد استفاده قرار میگیرد .گفتنی است این نماد بر روی دلار آمریكایی به كار رفته است .
[Only registered and activated users can see links]




این نمادها به انگلیسی (Ankh) انشاءمیشود و سمبل شهوترانی و باروری است .
این نمادها به معنای روح شهوت زنان نیز تعبیر میشود . امروزه نماد “ فمنیسم “ در واقع یك نماد برداشت شده دقیقا از سمبلهای شیطانی است .




پرچم رژیم صهیونیستی : قابل توجه جدی است كه رژیم صهیونیستی علاوه بر حمایتهای آشكار و پنهان ،حتی از قرار گرفتن نماد رسمی كشور نامشروعش در كانون علائم شیطانگرایان نیز پرهیز ندارد .
[Only registered and activated users can see links]



ضد عدالت (Anti justice) : با توجه به اینكه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار می آمده است شیطانپرستان تبر رو به پایین را با عنوان نماد ضد عدالت در راه پیمودن مسیر تاریك انتخاب كردهاند .
همچنین گفتنی است كه فمنیستها از دو تبر رو به بالا به معنی مادرسالاری باستانی استفاده مینمودند.



[Only registered and activated users can see links]

سر بز (Goat Head) : بز شاخدار ، بز مندس mendes (همان ba"al بعل خدای باروی مصر باستان) ، بافومت ، خدای جادو ، scapegoat (بز طلیعه یا قربانی) این یكی از راههای شیطانپرستان برای مسخره كردن مسیح است زیرا گفته میشود كه مسیح مانند برهای برای گناهان بشر كشته شد . همانطور كه در توضیح نمادهای اول اشاره شد ،این نماد تصویر كاملی است از بز قرار گرفته در نماد پنتاگرام .

sange_sabur88
05-31-2011, 04:31 PM
با توجه به این نکته که یکی از بزرگترین ابزارهای تبلیغی ادیان و فرقه های نوظهور به ویژه شیطان پرستان برای رواج عقاید خود، استفاده از موسیقی و گروه هایی که در این حوزه فعالیت دارند است. تصمیم گرفتیم تا به واکاوی زندگی یکی از سردمداران فرقه منحوس شیطان پرستی بپردازیم.
به همین منظور در این مطلب قصد داریم تا با بررسی کوتاهی از زندگی و عقاید مرلین منسون به واکاوی گوشه ای از این روش تبلیغی شیطان پرستان بپردازیم. این مطلب را با هفت سر فصل خدمت شما گرامیان تقدیم می کنیم.

۱- زندگی نامه
« مرلین منسون » نام مستعار « برایان وارنر » (Brain Warner) متولد سال ۱۹۶۹ میلادی از یک خانواده فقیر و سطح پایین فرهنگی در منطقه کانتون اوهایو آمریکا میباشد وی دوران کودکی سختی را پشتسر گذاشته و همواره با آرزوهای کوچک اما دستنیافتنی اقتصادی و مالی و آنچه در برهه زمانی موردنظر ، حداقلهای یک زندگی را برای یک کودک و نوجوان در آمریکای افسار گسیخته لازم میساخت بزرگ شد .
سالهای جوانی برایان سالهای آشنایی وی با فضای مسموم گروههای شیطانپرستی و اقمار آن نظیر گروههای متالیکا ، هیپی و… است.

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

وی در این سالها نام مرلین منسون (Marilyn manson) را با ترکیب نام دو نفر دیگر بر خود میگذارد .
نام مرلین را از بازیگر زن بنام هالیوودی « مرلین مانرو » که شهرت به فساد و بازی در فیلمهای غیراخلاقی داشت و از ظاهر زیبایی برخوردار بود و منسون را نیز از نام یک کشیش ناراضی فرقهگرایی مسیحی برمیگزیند .
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
پس از انجام اقدامات جسورانه گروه منسون در انتخاب رنگبندی صحنه ، نوع اجرا ، گستاخی در استفاده از الفاظ رکیک و ترویج فحشا در آثار ایشان ، « ترنست رزنور » (یکی از فعالان گروه متالیکا در آمریکا) در سال ۱۹۹۳ زمینه تبادلنظر گروه منسون که دچار تغییرات رادیکالتری نیز شده بود را با مدیر یک شرکت فعال در حوزه موسیقی آمریکا بنام « تایتینگ ریکورد زلیپل » را فراهم میآورد .
منسون در این سالها و به سرعت عصر توحش موسیقیاییاش را پشت سر گذاشت و به ستاره مبتذل ، اما پرمخاطب رسانههای آمریکایی بدل شد .
۲- عقاید
هیچ عقیده ثابتی را نمیتوان به منسون نسبت داد ، او مظهر لاقیدی و بیعقیدگی محض است و آنجا که پای عقیده به میان کشیده میشود آن عقیده به شیطان و بزرگی این موجود رانده شدهاست .
عمق سطحینگری منسون را میتوان در القابی که مردم به او نسبت داده اند جستجو کرد ، مانند « دیوانه پلید ، شیطانبزرگ ، ابلهرذل ، انسان سگصفت ، خبرساز ، پولدوست شهوتپرست ، ناجی ، فرشته ، موعود ، کشفنشده ،نابغه ، فرزند شیطان و مظهر شیطان.
۳- روش تبلیغ
منسون انجیل را پاره کرده و خطاب به جمعیت با صدای سنگین و خشکیده فریاد زد :
« این است خدای شما . »
باز خبر میرسد و به زودی در تمامی سایتهای خبری پخش میشود که او در هنگام برگزاری یکی دیگر از کنسرتهایش مدفوع را بر روی صحنه اجرا بلعیده و سپس مست و لایعقل به نعره کشیدنهای مداوم ادامه دادهاست .
و نیز با استفاده از رسانه هایی همچون نشریه رولینگ سعی دارد تا مقاصدش را برای همه جهانیان بازگو کند. در این حین نشریه رولینیگ ، توانست ضمن خبرسازی یکی از بالاترین امتیازات و بهرهبرداری در فروش بیوگرافی منسون را نصیب خود سازد . رولینیگ این مصاحبه تریبونی را در اختیار وی قرار میدهد تا به راحتی به تبلیغ و رواج دروغهای قابل توجه درباره خودش بپردازد .
نوعی دیگر از روش تبیلغی این خواننده آمریکایی استفاده از کلیپ بوده و کلیپهای منتشر شده توسط مرلین منسون حاوی موارد انحرافی و ضداخلاقی فراوانی است .در این تصاویر، شیطان موجودی قدرتمند و دارای گستره بسیار وسیعی است ، شیطان در این تصویرسازیها موجودی قدرتمند و حاکم مطلق بر تاریکیها فرض میشود .
۴- هواداران
منسون در بسیاری از کشورها توانستهاست گروههای مختلفی از جوانان را تحتتاثیر فضای عمومی رایج در آمریکا مبنی بر داشتن حلقههای هوادار برای خوانندگان مطرح نظیر مایکل جکسون و … را ایجاد نماید .
تغذیه این گروهها با ترتیب دادن دکورهای ویژه ـ ساخت کلیپهای پرهزینه و فوق فنی و … و به مدد انجام امورات خلاف اخلاق امکانپذیر میشود.
۵- ظواهر
هر کسی که حتی یک دفعه این خواننده را دیده باشد و یا تصویر او را دیده باشد به این نکته می رسد که او با استفاده از آرایشهای خاص و بسیار تند تهوع آور سعی دارد خود را و چهره خود را شبیه شیطان و یا باطن واقعی انسان (به تعبیر شیطان پرستان) در آورد.
۶- مرلین منسون و نمادها
این نمادها که شامل انواع مختلفی نیز میباشد ، با چند هدف عمده طراحی شدهاند :
۱) کسب منافع از طریق فروش محصولات که نماد بر آنها درج شدهاست.
۲) رواج دادن و استفاده شعاری از نمادها در ترویج شیطانگرایی به شکل منسون.
۳) شناسایی افراد توسط این علائم و برقراری روابط خاص تشکیلاتی با آنان.
۴) جلب توجه بیشتر و دریافت انعکاس بیرونی.
نماد زیر تلفیقی از ۳ نماد مسیحی در شیطانپرستی است که شامل صلیب وارونه ، چرخ خورشید ( صلیب شکسته) و پنتاگرام است .
این نمادها علاوه بر استهزا مسیحیت ، تحقیر دینداران مسیحی و باورهای صحیح و غلطشان را در بردارد.
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
نماد تشنج یا ستاره ضد مسیح
این نماد نیز مانند بسیاری از نمادهای رایج میان شیطانپرستان از نمادهای صهیونیستی و دقیقاً امتداد ستاره داوود و با حاشیههایی از حروف یونانی مبنی بر کلمه نهنگ (که بنا بر برخی اعتقادات نه چندان صحیح عبرانی از اشکالی است که شیطان به شکل آن ظاهر میشود.)
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
عطارد و اکنون هالیوود (mercury,Holy wood)
این نماد پس از آلبوم هالیوود با اندک تغییراتی مورد استفاده گروه منسون قرار گرفت .این نماد مبتذل بر روابط جنسی نامشروع میان زن و مرد و آثار اروتیک تولید شده نیز دلالت دارد.
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
سر مرگ (Grotesk Burlesk tour Death head ,the)
این نماد ترکیبی از جمجمه انسان و گوشهای موش است ، موش که توسط نازیها به یهودیان نسبت دادهمیشود .
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
۷- گروه منسون
گروه منسون ، نوازندگانی میباشند که به اجرای زنده در کارهای او میپردازند و این افراد چنانچه کارایی خود را از دست دهند و یا آنچنانکه باید ارزشهای اخلاقی این افراد را مورد توهین و لگدکوب نمودن قرار ندهند ، فورا با نفر یا نفرات بعدی که در لیست انتظار برای شهرت قرار دارند جایگزین میشوند.

sange_sabur88
05-31-2011, 04:36 PM
نماد كلیسای سن ماری و هرمی كه رأس آن چشم جهان بین قرار دارد

این عکس ها از ساختمانهای بازار خرید مبل که واقع در چهار راه یافت آباد(منطقه 18 تهران) گرفته شده..




[Only registered and activated users can see links]
در معماری ماسونی هرم با رأس جدا و یا هرم با رأس نورانی نشان دهنده چشم جهان بین«All seeing eye» است که به صورت یک هرم و چشم در رأس آن می باشد. این نماد مربوط به یکی از خدایان مصر باستان بوده است
[Only registered and activated users can see links]
نماد كلیسای سن ماری كه یكی از اُبلیسكهای معروف (نماد شیطان) روبروی آن قرار دارد

[Only registered and activated users can see links]
نمایی از طراحی های فراماسونری در چهاراه یافت آباد

[Only registered and activated users can see links]
نمایی از چهاراه یافت آباد و هرم های احداث شده

[Only registered and activated users can see links]
نمایی از طراحی های فراماسونی در چهاراه یافت آباد


[Only registered and activated users can see links]
فراماسونها معتقدند در ابتدای ورودی معبد سلیمان دو ستون (بوآز و جاشین) قرار داشته و حال اگر این دو ستون را در کنار هم بگذاریم عدد 11 را تشکیل میدهند این دو ستون دروازه ورود جنها به دنیای انسانهاست

[Only registered and activated users can see links]
هرم با رأس جدا نماد چشم جهان بین«All seeing eye» است که به صورت یك هرم و چشم در رأس آن می باشد.

[Only registered and activated users can see links]
در معماری ماسونی هرم با رأس جدا و یا هرم با رأس نورانی نشان دهنده چشم جهان بین«All seeing eye» است که به صورت یک هرم و چشم در رأس آن می باشد. این نماد مربوط به یکی از خدایان مصر باستان بوده است

[Only registered and activated users can see links]
آرم یكی از فروشندگان مبل در چهاراه یافت آباد كه از 11 شكل «عدد مقدس فراماسونها» در طراحی آرم خود استفاده كرده و یك هرم با رأس جدا شده كه در عقب تصویر نمایان است


[Only registered and activated users can see links]
نمایی از طراحی های فراماسونری در چهاراه یافت آباد

بچه شمال شهر
05-31-2011, 05:14 PM
من يه روز توي اين سايت به يكي گفتم كلي بهم چيز گفت
ميخواسم يه همچين پستي براش بزنم گفتم وله لش
سپاس كه اين پستو زدي كاش بود و مي خوند

mazaheri
05-31-2011, 08:42 PM
یه سوال علی آقا منظورت از رافعی پور همون رائفی پور هست یا ایشون یه شخص دیگه ای هستند؟؟؟

sange_sabur88
05-31-2011, 09:33 PM
عذر میخوام اشتباه تایپی زدم.همون رائفی پور هستند

قبل از اینکه برم سراغ بحث داغ فیلم و هالییود بذارید چندتا عکس از بیشمار عکس هایی که وجود دارند که نشان دهنده اینکه واقعیت تفکر شیطان پرستی و فراماسونری درافکار مردم جهان نفوذ کرده نشون بدم.
شرمنم که اینارو میبینید ولی واقعیته باید دید....

تتوی کره چشم… این عمل نزدیک ۲۰۰۰ سال پیش انجام میشد و در قرن نوزده و اوایل بیست یک عمل پیش پا افتاده بود… با آمدن لنزهای چشمی این عمل منسوخ شد
[Only registered and activated users can see links]
کندهکاری روی بدن با تیغ: این عمل در بین افراد شرق آسیا دیده شده… در کل این عمل در رده تتو قرار میگیرد و کسانی که این عمل رویشان انجام میپذیرد گفتهاند درد چندانی نسبت به تتو ندارد
[Only registered and activated users can see links]
کاشت زیور آلات و اشیا زیر پوست: این عمل با قرار دادن تکههایی از اشیا در زیر پوست و برجسته کردن آن بخش میباشد. خالق این روش دیوانهوار فردی به نام Steve Haworth میباشد
[Only registered and activated users can see links]
فلزکاری روی بدن: این عمل دردناکترین نوع تغییرات روی بدن است. در این روش آهن را بسیار داغ میکنند و سپس در تکههای مختلف روی بدن قرار میدهند.
[Only registered and activated users can see links]
آویز کردن بدن: دلیل خاصی نیست جز حماقت.
[Only registered and activated users can see links]

Golchehr
05-31-2011, 11:33 PM
مفهوم شیطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفته است. شاید بتوان تاریخچه شیطان پرستی را به قرون اولیه پیدایش آدمی نسبت داد.

موضوعی که امروزه درباره شیطان پرستی قدیمی وجود دارد و در برخی کتابها دیده می شود به این مطلب برمی گردد که اصولاً شیطان را کلیسا به وجود آورد تا تمام بدیها و پلیدیها را به آن نسبت دهد تا به نوعی هم خدمتی به بشریت کرده باشد و گناهان را از خود دور کند و جادوگران را نیز که در قرون وسطا از قدرت زیادی برخوردار بودند با عنوان جادوگران سیاه به عنوان پیروان شیطان معرفی کند تا هم گناهان را دفع کند و هم قدرت جادوگران را کم کند.


فلسفه شیطانی

شیطان در ۹ جمله شیطانی منسب به لاوی خلاصه می شود:

▪ شیطان می گوید دست و دلبازی کردن بجای خساست.

▪ شیطان می گوید زندگی حیاتی بجای نقشه خیالی و موهومی روحانی.

▪ شیطان می گوید دانش معصوم بجای فریب دادن ریاکارانه خود.

▪ شیطان می گوید محبت کردن به کسانی که لیاقت آن را دارند بجای عشق ورزیدن به نمک نشناسان.

▪ شیطان می گوید انتقام و خونخواهی کردن بجای برگرداندن صورت. (اشاره به تعالیم مسیحیت که می گوید هرگاه برادری به تو سیلی زد، آن طرف صورتت را جلو بیاور تا ضربه ای به طرف دیگر بزند)

▪ شیطان می گوید مسئولیت پذیری در مقابل مسئولیت پذیران بجای نگران بودن خون آشام های غیر مادی

▪ شیطان می گوید انسان مانند دیگر حیوانات است، گاهی بهتر ولی اغلب بدتر از آنهایی است که روی چهار پا راه میروند، بدلیل آنکه انسان دارای خدای روحانی و پیشرفت های روشنفکرانه، او را پست ترین حیوانات ساخته است.

▪ شیطان تمام آن چیزهایی که گناه شناخته می شوند را ارائه می دهد، چون که تمام آنها به یک لذت و خوشنودی فیزیکی، روانی یا احساسی منجر می شوند.

▪ شیطان بهترین دوست کلیساست چرا که در میان تمام این سالها وجود شیطان دلیل ماندگاری کلیساها است.

و در مقایسه با این جملات، لاوی ۹ گناه شیطانی را نیز نام برده است :

حماقت، ادعا و تظاهر، نفس گرایی (انتظار بازپس گرفتن از دیگران، آنچه به آنها داده اید)، خود را فریب دادن، پیروی از رسوم و عقاید دیگران، روشن بینی ناکافی، فراموش کردن ارتدکسی گذشته (به طور مثال، قبول کردن چیزی قدیمی در بسته بندی جدید، به عنوان نو)، غرور و افتخار بی حاصل (مانند غروری که هدف شخصی را از درون می پوساند) و کمبود محسنات.

لاوی ۱۱ قانون شیطانی را نیز وضع کرد، که در حالی که نظام نامه ای اخلاقی نیست، ولی راهنمایی های کلی برای زندگی شیطان پرستی را ارائه کرده است :

هرگز نظراتت را قبل از آنکه از تو بپرسند بازگو نکن.

هرگز مشکلاتت را قبل از آنکه مطمئن شوی دیگران میخواهند آن را بشنوند بازگو نکن.

وقتی مهمان کسی هستی، به او احترام بگذار و در غیر این صورت هرگز آنجا نرو.

اگر مهمانت مزاحم تو است، با او بدون شفقت و با بیرحمی رفتار کن.

هرگز قبل از آنکه علامتی از طرف مقابلت ندیده ای به او پیشنهاد نزدیکی جنسی نده.

هرگز چیزی را که متعلق به تو نیست برندار، مگر آنکه داشتن آن برای کس دیگری سخت است و از تو میخواهد آن را بگیری.

اگر از جادو به طور موفقیت آمیزی برای کسب خواسته هاید استفاده کرده ای قدرت آن را اعتراف کن. اگر پس از بدست آوردن خواسته هایت قدرت جادو را نفی کنی، تمام آنچه بدست آوردی را از دست خواهی داد.

هرگز از چیزی که نمیخواهی در معرض آن باشی شکایت نکن.

کودکان را آزار نده.

حیوانات ـ غیر انسان ـ را آزار نده مگر آنکه مورد حمله قرار گرفته ای یا برای شکارشان.

وقتی در سرزمینی آزاد قدم بر میداری، کسی را آزار نده، اگر کسی تو را مورد آزار قرار داد، از او بخواه که ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش کن.


در باره شیطان پرستی :

روزگار عجیبی است هر گوشه ، در هر خیابان یا بین دوستان را که نگاه می کنی درباره این کلمه می شنوی مخصوصاً بین کسانی که ادعای متال بازی و گوش دادن به موسیقی متال به خصوص سبک بلک متال را یدک می کشند.

چیزی که الان در جامعه مشاهده می شود باب شدن شیطان پرستی و انداختن پنتاگرام در گردن است.

بلک متال Darkthrone ، مرلین مانسن ( مریلین مانسن )، نیرو انا ، آنتون لاوی، کلیسای شیطان ، satanic bible ، آدم خواری ، skull-n-bone .... احتمالاً دست کم یکی از این کلمات را تاکنون شنیده و آدم های زیادی را هم دیده اید که خودشان را طرفدار این نامها و گروهها می دانند. موسیقی های آنها را گوش می دهند ، گاه لباس های عجیب و غریب می پوشند، نشانه های خاصی دارند و به قول خودشان تیریپ خفن می زنند!

از اینها که بگذریم حتماً زیاد هم شنیده اید که در فلان کشور یک عده شیطان پرست یک آدم را تیکه تیکه کردند یا خوردند یا فلان جنایت را انجام دادند.



● معنای شیطـان پرستـی

شیطان پرستی به معنی پرستش شیطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسیار قوی تر و موثرتر از نیروهای خوب دنیوی همچون خداست.

در شیطان پرستی شیطان به عنوان نماد قدرت و حاکمیت بر روی زمین، قدرتی به عنوان برترین قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و این دنیایی را که به عنوان دوزخ برشمرده می شود قانونمند می کند.

در شیطان پرستی، غیر از استفاده از شیطان به عنوان قدرت تاریکی و قدرت مطلق از نیروها و اجنه و روح های پلید و شیطانی نیز برای رسیدن به اهداف خود استفاده می شود؛ و در نهایت معنای شیطان پرستی؛ پرستش قدرت پلیدی است.

به طور کلی دو تعریف برای گروه های شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد:

▪ تعریف اول : هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری از مفاهیم غیرطبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند که معمولا از آن به عنوان الهه سیاه نیز یاد می کنند و منتسب به طبیعت حقیقی انسان می نامند.

▪ تعریف دوم : گروه هایی که از دین مسیحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی که در دین مسیح تعریف شده است قبول ندارند. این تعریف معمولاً توسط بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار می گیرد و بر مبنای این تعریف بسیاری از گروه ها را شیطان پرست می نامند.



منابع
تحقیق دانشجویی: نقدی بر انواع و گروه های شیطان پرستی. مترجم: کیوان معمر ، پاییز ۸۴ ـ دانشگاه علم و صنعت ایران.

٫۰Sociology of Iranجامعه شناسی شیطان پرستی
شیطان پرستی
شیطان پرستی جدید
Solipsism می تواند به یک طرز فکر معرفت شناسی منسب به دیسکارت نیز گفته شود، که در آن به افراد پیشنهاد می شود که تنها کسی هستند که می توانند وجود چیزی را تجربه کنند و هرچه دیگران می گویند تنها خیال و وهمی از تصورات خودشان است.

joopiter
06-01-2011, 12:07 AM
ممنون دوستان بابت این پست مفید

sange_sabur88
06-01-2011, 01:42 PM
سير تاريخي شيطان پرستى

قدرت پليد و مرموز شيطان همواره از آغاز زندگي بشر توهم زا وترس آفرين بوده است و برخي از انسانهاي ابتدايي براي آسودگي از شر او به تکريم و تقديسش ميپرداختند، تا به امروزکه در مدلهاي نوين و در قالب آئينهايي با ايدئولوژي خاص سر برآورده و به اسم شيطان پرستي در دنيا مطرح شده است.
سير پيدايش شيطان پرستي از آغاز تا کنون را در سه مرحله و عنوان کلي بدوى، قديمي و مدرن ميتوان نام برد که به دو مورد اول اشاره اي کوتاه و شيطان پرستي مدرن را به تفصيل به بحث ميکشانيم:[1]
شيطان پرستي بدوى

ميتوان تاريخچه شيطان پرستي را به قرون اوليه پيدايش آدمي نسبت داد.در زمانهاي قديم انسانها در برابر هر چيزي که قدرت مقابله با آن را نداشتند و از درک آن عاجز بودند، تسليم ميشدند و سجده ميکردند.
اديان باستاني شر را شريک در جهان ايزدي ميپنداشتند، به طوري که در ميان اقوام اوليه بينالنهرين اين دواصل ( خدا و شيطان) به يکديگر پيوستهاند، سيت خداي ويرانگر مصر برادر اوزيريس نيکوکار بود، در ايران باستان نيز اعتقاد بر اين بود که علت وجود اهريمن تيرگي و پيدايش لحظهاي شک و ترديد در انديشه اورمزد خداي روشنايي بوده است.[2]

شيطان پرستي قديمي

شيطان پرستي قديمي مربوط به قرون وسطا و دوران تفتيش عقايد مذهبي کليسا ميشود. شيطانپرستان اين دوره مخالف با مسيحيت و کليسا بوده و در مراسم خود اعمال ضد مسيحيت را انجام ميدادند.
آنها شيطان را موجودي با هويت خارجي ميدانستند.اصل شهوتراني و ارضاي جنسي اصل لاينفک مراسم آنهابوده است. آنها به جهنم اعتقادي نداشتند و ميگفتند جهنم همين دنيايي است که در آن زندگي ميکنيم. لذا بدترين گناهان را در مراسم خود انجام ميدادند.
ازجمله گرايشهاي شيطان پرستي در قرون وسطي شيطان پرستي گوتيک بود که نوعي از شر پرستي بود، ميل برگشت به تاريکي در اين فرقه بارز است آنها به اعمالي از قبيل خوردن نوزادان، تجاوزات جنسى، قرباني کردن دختران متهم بودند.
امروزه نيزدر موسيقي شيطان پرستي متال سبکي به نام گوتيک وجود دارد اينها نيزدر هنگام اجراي برنامه، اعمال غير اخلاقي مختلفي را مرتکب ميشوند.
نقاشي از شيطان از قرن دوازدهم موجود است که در حال اقامه دعوا و دادخواهي در دادگاه عدالت است که او بشريت و عيسي را متهم کرده است.[3]

شيطان پرستي مدرن

شيطانگرايي مدرن در انگلستان و از نيمه دوم قرن شانزدهم آغاز شد. رکن اصلي اين نوع شيطان پرستي تاکيد بر پرورش استعدادهاي شخصي انسان و در حقيقت خود پرستي است از اين ديدگاه خدايي جز خود انسان وجود ندارد.
شيطان پرستي جديد اعتقادي به وجود شيطان خارجي ندارد زيرا شيطان جسم نيست و وجود خارجي ندارد. بلکه شيطان را در طبيعت و وجود هر انساني ميداند و اين باطن هر کسي است که شيطان در آن وجود دارد. شيطان در اين اعتقاد نماد نيروي تاريکي طبيعت است.
آنان اعتقاد به استفاده از لذت جنسي در حد اعلاي آن دارند، لذا از نظر آنان بعد از مرگ روح کساني که در دنيا لذت جسماني لازم را نبرده است به دنيا برميگردد و لذت جنسي خود را کامل ميکند. عمدهترين اعتقادات شيطانپرستان از اين قرار است:
خدايي دراين نوع شيطان پرستي نيست و جنگي بين عالم خير و شر وجود ندارد.
مبناي اين گرايش شيطانيسم، پرستش يک نيروي ماوراء الطبيعي اساطيري است که در آن يک يا چند خدا تعريف شده است که همه شيطاني هستند يا وسيله شيطان شناخته ميشوند. خدا يا خدايان ميتوانند از انواع مختلفي از معبودها باشند، بعضي از آنها از اديان بسيار قديمي نشأت گرفتهاند، انواع معمول شيطان پرستي خدايانشان را از اديان قديمي مصر باستان و بسياري از الهههاي باستاني بينالنهريني و بعضا از الهههاي رومي و يوناني اقتباس کرده اند.[4]

شيطان پرستي لاوايي ( فلسفي)

اين شاخه از شيطان پرستي که امروزه مشهورترين و رايج ترين فرقه شيطان پرستي مدرن است، با چهرة «آنتوان لاوي» شناخته ميشود. او با نوشتن انجيل شيطاني در سال 1965و تأسيس کليساي شيطان در سال1966 خود را پاپ کليساي شيطان معرفي کرد.
شيطان پرستي فلسفي معتقد است که موجودي به نام شيطان وجود عيني ندارد و شيطان تنها نماد اميال، آرزوها و لذتطلبي انسان است. در نظر شيطان پرستان فلسفى، محور و مرکزيت عالم هستى، خود انسان است،
بزرگترين آرزو و شرط رستگاري اين نوع از شيطان پرستان برتري و ترفيع ايشان نسبت به ديگران است.
شيطان در نظر لاوي موجودي مثبت بوده، شيطان پرستان فلسفي عموماً خدايي براي پرستش قائل نيستند و به زندگي غيرمادي بعد از مرگ نيز عقيدهاي ندارند.
در نظر شيطان پرستان فلسفى، هر شخص خداي خودش است. آنها با تکيه بر عقايد انساني وابسته به دنيا، مطالب مربوط به فلسفه عقلاني را عبس ميشمارند و به آن به ديد ترس از مسائل ماوراء الطبيعي مينگرند.

انجيل شيطاني

شيطان پرستان داراي پارهاي از اعتقادات هستند که در کتاب انجيل شيطاني آمده است، فصل اول اين کتاب احکام 9 گانه شيطان پرستي است:
1. شيطان ميگويد: دست و دلبازي کردن به جاي خساست. شيطان به جاي رياضت نماينده افراط است.
2. شيطان ميگويد: زندگي حياتي به جاي نقشه خيالي و موهومي روحانى. شيطان به جاي اينکه نماينده توهمهاي معنوي باشد، نماينده زندگي مادي است. ( همه مسائل و تجارب غيرمادي و معنوي از ديد آنها توهم و دروغ و تظاهر خوانده ميشود.)
3. شيطان ميگويد: دانش معصوم به جاي فريب دادن رياکارانه خود. شيطان به جاي خود فريبي متظاهرانه نشان دهنده عقل پاک است.
4. شيطان ميگويد: محبت کردن به کساني که لياقت آن را دارند، به جاي عشق ورزيدن به نمک نشناسان. ( درست برعکس مسيحيت و ساير اديان که عشق به انسانها را به انسانها آموزش ميدهد)
5. شيطان ميگويد: انتقام و خونخواهي کردن به جاي برگرداندن صورت (اشاره به تعاليم مسيحيت که ميگويد: هرگاه برادري به تو سيلي زد، آن طرف صورتت را جلو بياور تا ضربهاي به طرف ديگر بزند).
6. شيطان ميگويد: مسئوليت در برابر مسئول به جاي مسئوليت در برابر موجودات ترسناک خيالى.( يعني اعتقاد به معاد و بهشت و جهنم را تنها عامل انسانيت افراد با ايمان ميداند و همچنين خود را فقط دربرابر کسي مسئول ميداند که در برابرش مسئوليت دارند نه افرادي که ممکن است درگير عملي شوند که او انجام ميدهد.)
7. شيطان ميگويد: انسان حيوان ديگري است، گاه برتر و اکثر مواقع به دليل روح خدايي و پيشرفت ذهني اش که از او بدطينتترين حيوان را ساخته است پست تر است. (روح خدايي که به اعتقاد اديان منشاء و دليل بزرگي و خوبي انسانهاست در اين نظريه دليل بدطينت ترين موجود بودن اوست.)
8. شيطان تمام چيزهايي که گناه شناخته ميشوند را ارائه ميدهد، زيرا تمام آنها به يک لذت و خوشنودي فيزيکى، رواني يا احساسي منجر ميشوند. ( يعني گناهان را براي ارضاء نيازهاي انساني لازم ميداند)
9. شيطان بهترين دوست کليساست زيرا در ميان تمام اين سالها وجود شيطان دليل ماندگاري کليساها است.

در اينجا جملاتي از انجيل شيطان را نقل ميکنيم.

به نام خداي بزرگ ما، شيطان به شما فرمان ميدهد که از دنياي سياه بيرون آييد. به نام چهار شهريار سياه جهنم؛ پيش آييد. شيطان؛ جام باده لذت را بردار. اين جام پر از اکسير زندگي است؛ و آن را با نيروي جادوي سياه انباشته کن. اين نيرو در سراسر عالم کائنات وجود دارد و حامي آن است.
اي دوست و همدم شب؛ تو از صداي سگها و ريختن خون شاد ميشوى؛ تو در ميان سايههاي قبور ميگردى؛ تو تشنه خون هستي و بشر را تهديد ميکني گور گومورو؛ ماه هزار چهره؛ به قربانيان ما با نظر مساعد بنگر. دروازههاي جهنم را بگشا و بيرون بيا.

کليساي شيطاني
کليساي شيطان پرستي در قرون وسطا به عنوان مکاني براي انجام مراسم شيطان پرستي استفاده ميشد و جايي بود که در آن تنها و تنها محل قرارهاي شيطان پرستان قديمي و انجام مراسم خود در آن بود. در ابتدا براي انجام مراسم ارضاي جنسي مورد استفاده قرار ميگرفت اما امروزه محلي است براي عبادت و انجام اکثر مراسم شيطان پرستان.
کليساي شيطاني مکاني است که بر اساس قوانينش با استفاده از کمکهاي مالي دولتها برقرار نيست و اعضاي آن براي ورود به آن بايد پول بپردازند.
اجتماعات و مراسم شيطان پرستان همانند يهوديان در روزهاي شنبه برگزار ميشود. دو آييني که تاثير متقابل زيادي در طول تاريخ به ويژه از طريق عرفان رازآلود کابالا از همديگرپذيرفته اند.[5]

جريان ديگر شيطان پرستي مدرن

امروزه علاوه بر شيطانگرايي لاوايي يا سِيتنيسم( Satenism)، جريان ديگري به نام سِتيانس (Setians)وجود دارد.
مايکل آکينو در آغاز کار دوست و همکار آنتوان لاوي بود که در پي اختلاف عقيده با لاوي از او جدا شد و معبد ست را در سال 1975 در سانفرانسيسکو تاسيس کرد. و جريان ستيانيست(Setians) را به راه انداخت.
معبد سِت يکي از مشهورترين و مخفي ترين سازمانهاي شيطان پرستي است و تعاليم آن شامل فلسفه شيطان و تمرينات سحر است.
اين جنبش امروزه در ابعاد وسيعي به ويژه در عرصههاي فرهنگي مثل نشر کتاب و نشريات و سينما فعاليت ميکند.
بارزترين تفاوت ميان کليساي شيطان و معبد ست مربوط به مفهوم شيطان است. به نظرمعتقدين به کليساي شيطان، موجودي به نام شيطان وجود عيني ندارد و شيطان تنها نماد اميال، آرزوها و لذتطلبي انسان است.در حالي که پيروان معبد سِت معتقدند که شيطان واقعي وجود دارد که به آن پادشاه تاريکي ميگويند.آنها او را سِت، پادشاه حقيقي تاريکي مينامند.
البته جريان ستيانيست علاوه بر ايجاد معبد در مقابل کليساي شيطاني،کتاب اختصاصي ديگري با همان عنوان انجيل شيطاني درتقابل با گروه رقيب تدوين نموده اند.
سِيتِ نامي است مأخوذ از انجيل به عنوان پادشاه تاريکى؛ ولي سِت (Set) نام يکي از خدايان مصر و نام خداوند مرگ و عالم اموات در باستان است.[6]

مشخصههاي ظاهريطرفداران شيطانپرستي از نظر ظاهري با گردنبندهاي اسکلتي، موهاي بلند يا سر طاس و انگشترهاي تيغ دار ديده ميشوند.اکثراً ابروهايشان را ميتراشند يا به سمت بالا طراحي ميکنند، رنگ آرايششان اغلب مشکى، بنفش و قرمز تند است، پوست بدنشان را با اشکالي مانند جمجمه و نمادهاي مخصوص شيطان پرستيها خال کوبي ميکنند، لباسهايشان معمولا گشاد و به رنگ مشکي و قرمز ميباشد، چکمههاي چرمي ساق بلند که اغلب با فلز تزئين شده است، ميپوشند.
راههاي ترويج شيطان پرستي در ايران

الف) فعاليتهاي اينترنتي از تغيير وبلاگها، تالارهاي گفت و گو و دريافت خبر نامههاي مربوط به اخبار شيطان پرستي در دني
ب) ترويج نمادها (به صورت آگاهانه و نا آگاهانه) در مغازهها به ويژه فروشگاههاي پوشاک جوانان و بانوان
ج) ترويج موسيقي متال در قالب گروههاي مختلف موسيقي
د) پارتيهاي شبانه و ميهمانيهاي خاص دوستانه جهت آشنايي آنها با انديشهها و ظواهر شيطان گرايي
ه( تلاش براي کم رنگ نمودن شعائر و جلوههاي اعتقادي و افول معنويت.[11]

يادآورى

در پايان ياد آوري دو نکته جهت رفع برخي شبهات احتمالي ضروري به نظر ميرسد. يکي مقايسه اي خواهد بود ميان اديان توحيدي يهود، مسيحيت واسلام درباره شيطان و ديگري اشارة کوتاهي خواهد شد به شيطان پرستي بومي و سنتي ساکن در غرب ايران.

مقايسه شيطان در اديان توحيدى

يهود: شيطان در عهد عتيق در نقش يک مار به عنوان زيرک ترين حيوان به سراغ آدم و حوا ميآيد و پس ازآن که خداوند آنها را از خوردن درخت معرفت خوب و بد منع ميکند تا مبادا بميرند، به آنها مژده ميدهد که اگر از درخت نيک و بد بخوريد چشمان شما باز خواهد شد و عارف نيک و بد خواهيد شد و پس از آنکه حرف شيطان را پذيرفته و از آن درخت خوردند چشمانشان به معرفت باز شد، در اين جا خداوند گفت همانا انسان مثل يکي از ما شده است.[12]
و لذا برخي در صدد توجيه بر آمدند و گفتند اين عمل والدين اوليه ما اشتباهي معمولي يا خطايي از سر بي فکري نبوده است بلکه عصيان عمدي بر ضد خالق بود، به عبارت ديگر آنها ميخواستند خدا شوند، آنها مايل نبودند مطيع اراده خدا گردند، ميخواستند اميال خود را انجام دهند و خدا هم با اخراج آنها از بهشت آنها را مجازات نمود.[13]

مسيحيت: در عهد جديد شيطان وسوسه گر حضرت مسيح است که در نهايت او فريب وسوسههاي شيطان را نخورد همچنين تاکيد شده بايد بيدار و هوشيار بود و از طريق ايمان جلوي تيرهاي او را گرفت و در مقابل او مقاو مت نمود.[14]
با توجه به اينکه مسيحيان هر دو عهد را قبول دارند،[15]به نظر ميآيد تأثيرپذيري آنان از آموزههاي عهد قديم درباره شيطان در زندگي سياسي و اجتماعي به ويژه پس از رنسانس بيش از عهد جديد بوده است. زيرا طبق برداشت تورات شيطان وسوسه گر همان عقل است و شجره ممنوعه همان درخت آگاهي است که انسان با تمرد از دستورات خدا به آگاهي و معرفت ميرسد و به همين دليل از بهشت خدا رانده ميشود.[16] [17]

اسلام: شيطان از ماده شطن به معناي دور شده از رحمت و لطف خداست،[18] که در آيات متعددي ( 70 بار به صورت مفرد و 18بار به صورت جمع ) به آن اشاره شده است.و ابليس اسم خاص است که در حديث امام رضا(ع) به همان معناي دور شده از رحمت خدا[19] و موجودي که حق را باطل و باطل را حق جلوه ميدهد،. و وعدههاي فريبنده ميدهد.[20] و از نظر تقدس ومأموريتهاي الهي در عداد ملائکه به حساب نميآيد و موجودي بوده هرچند اهل عبادت فراوان بوده اما عدم تعبد و تسليم او در مقابل اوامر الهي موجب طغيان و عصيان و سپس مغضوب درگاه الهي شد و دشمن قسم خورده انسان گرديد. و لذا همواره براي رهايي از شرآن بايد به خدا پناه برد.

شيطان پرستي بومي

شيطان پرستي رايج و وارداتي غير از شيطان پرستي بومي ساکن در مناطق کردنشين عراق و ايران است، اين فرقه که يزيديه نيز نام دارد، پيشينه آن به پيش از ورود اسلام به ايران باز ميگردد، و تحت تأثير اديان زرتشتي و مانوي قرار گرفته است و عقايد مهرپرستانه و ثنويت زرتشتي بر آن تأثير داشتهاند. مورخين تأثيراتي از دين يهود و عقايد صوفيه (پس از اسلام) نيز در منابع برشمردهاند.
موسس و در واقع مجدد آن پس از ورود دين اسلام، «عدي ابن مسافر اموي» است. يزيديها او را به عنوان مرشد خود ميپذيرند و با راهنماييهاي او تا حد زيادي از عقايد گذشتگان خود پيش از اسلام بيگانه ميشوند. مقبره او در نزديکي اربيل عراق واقع است.
آنها معتقدند خدا نخستين موجودي را که خلق کرد، شيطان يا همان ملک طاووس بوده است. ذات ملک طاووس با ذات خدا يکي است و پس از ملک طاووس به شش ملک ديگر قائلند که رابط بين خدا و خلق هستند.و آنکه راه نيک و بد را به انسان نشان ميدهد همانا ملک طاووس است.ملک طاووس اهريمن نيست، و از ارکان آفرينش به شمار ميرود.
يزيديها شيطان را به عنوان معارض و خصم خداي متعال نميپرستند، بلکه شيطان را ملکي ميدانند که هرچند سبب طغيان و سپس مغضوب درگاه الهي شد، شورشي که بر حق و از روي حکمت خداوند ميدانند ولي او به جهنم افتاد، 7000 سال در آنجا بگريست چندانکه هفت کوزه از اشک ديدگانش پر شد و مشمول لطف و بخشش پروردگار گرديد.

آنها به تناسخ ارواح عقيده دارند،به عقيده آنها ارواح دو قسمند:
اول شريره که در حيوانات بد جنس حلول ميکنند و هميشه در عذابند.
دوم ارواح پاک که در فضا پرواز مينمايند تا براي مردم زنده اسرار کائنات و مغيبات را کشف نمايند و اين ارواح با عالم غيب در تماس دائم هستند.
آنان معتقدند که روزه سه روز است و مسلمانان اشتباها سي روز را روزه ميگيرند. براي آنها خوردن گوشت خروس حرام است زيرا ملک طاووس به شکل خروس است. آنان همچنين کاهو نميخورند وآن را بدترين خوردني ميدانند، چون شيخ عدي آن را حرام کرده است. همچنين تراشيدن سبيل را حرام ميدانند. يزيدي حق ندارد آب دهان خود را بر زمين بريزد، زيرا اين عمل اهانت به طاووس ملک است. نام شيطان يعني ملک طاووس جايز نيست برده شود، يا اسمي شبيه به آن مانند کلمة شيطان، قيطان، شر و شط و شبيه اينها و نيز لفظ ملعون يا لعنت را هم نبايد بر زبان بياورند.[21]

نقد و تحليل

زمينههاي پيدايش شيطان گرايي را به صورت اختصار در عوامل زير ميتوان جستجو کرد:
1. پس از رنسانس و برداشته شدن سختگيريهاي افراطي و متعصبانه ارباب کليسا، ناهنجاريهاي متعددي فراهم آمد به ويژه گرايش به شيطان پرستي عملاً نوعي نه گفتن و کنار گذاشتن رويکرد کليسا محوري در طول قرون وسطا بوده است. و لذا ميبينيم مقدسات مسيحيان پسوند شيطاني ميگيرند. مانند انجيل و کليساي شيطاني.
2. تلاش براي جايگزيني اومانيسم و نگرشهاي تجربه گرايانه را نيز نميتوان ناديده گرفت، زيرا محوريت دادن به انسان و اميال و لذات او تنها از راه دينهاي خواسته و ساخته بشري ممکن خواهد بود و شيطانگرايي بهترين جلوه براي بازگشت به سياهيها و تاريکيها است.
3. رهبري يهوديان به ويژه صهيونيسم نيز در پيدايش و گسترش اين فرقه چشمگير و آشکار است هم از نظر تاريخي و تبارشناسى،شيطانيسم قديمي و مدرن ريشه در دين يهود دارد و هم از نظر سياسي و اجتماعي امروزه يهوديت با ابزار و امکانات گسترده به ويژه از طريق دنياي کتاب و سينما تلاش در ترويج همه جانبه اين فرقه دارد.
افزون بر اينکه سنخيت ميان عرفان يهود يعني کابالا با پديده شيطانگرايي به وضوح مشهود است که اشتراک در نمادها مانند پنتاگرام يا ستاره پنجپر يکي از نمونههاي روشن آن است.
4. استفاده از شور و انگيزه جوانان به ويژه در کشورهاي مسلمان از ديگر مؤلفههاي فراگيري اين گرايش است. فعاليتها از طريق پارتيهاي شبانه، گروههاي موسيقي و ميهمانيهاي دوستانه آغاز ميگردد در ادامه با تبليغ نمادها و مشخصههاي ظاهري و در نهايت زمينه آشنايي آنها با انديشهها و رويکردهاي شيطاني را فراهم ميکنند، که نمونهاي از فعاليتهاي داخلي آنان در شبکه سوم سيما تحت عنوان برنامه شوک پخش گرديد.
5. علاوه بر موارد پيش گفته که ميتوان آنها را عوامل خارجي در ترويج شيطانگرايي نام نهاد، عدم اطلاع کافي از عرفان حقيقي و اسلامي نيز آسيب ديگر پيدايش تمام نحلههاي نوپديد است.
از اين رو ميتوان گفت علاوه بر اينکه دستگاههاي تبليغي و فرهنگي کشور موظف به تبيين ماهيت شوم پديده شيطانگرايي و عرفانهاي نوظهورند بايد خود را ملزم به ارائه و ترويج جلوههاي زيبا و فطرت طلب عرفان اسلامي نمايند که اين از طريق تدوين آثار و نوشتههاي روان، دلنشين و قابل فهم عموم و تهيه فيلمهاي کوتاه و بلند و راهاندازي سايت و وبلاگهاي اينترنتي و برگزاري جلسات در فضاهاي علمي به ويژه جهت دانشجويان و جوانان امکانپذير است.
نتيجه آنکه در اسلام شريعت، طريقت و حقيقت ارکان اساسي حرکت و کمال بشري به حساب ميآيند که ناديده انگاشتن هر کدام از آنها باعث خلل در رسيدن به مقصود ميگردد. همان چيزي که خلأ آن به ويژه شريعتزدايي در مکاتب وارداتي به وضوح ديده ميشود، به قول مولانا، شريعت چراغ، طريقت راه و حقيقت مقصد است و به قول شبستري در گلشن راز:
شريعت پوست، مغز آمد حقيقت
ميان اين و آن باشد طريقت
خلل در راه سالک نقض مغز است
چو مغزش پخته بيپوست نغز است

سوتيترها

ميتوان تاريخچه شيطان پرستي را به قرون اوليه پيدايش آدمي نسبت داد.در زمانهاي قديم انسانها در برابر هر چيزي که قدرت مقابله با آن را نداشتند و از درک آن عاجز بودند، تسليم ميشدند و سجده ميکردند.
عمدهترين اعتقادات شيطان پرستان از اين قرار است: خدايي در اين نوع شيطان پرستي نيست و جنگي بين عالم خير و شر وجود ندارد.
شيطان پرستي رايج و وارداتي غير از شيطان پرستي بومي ساکن در مناطق کردنشين عراق و ايران است،اين فرقه که يزيديه نيز نام دارد، پيشينه آن به پيش از ورود اسلام به ايران باز ميگردد، و تحت تأثير اديان زرتشتي و مانوي قرار گرفته است و عقايد مهرپرستانه و ثنويت زرتشتي بر آن تأثير داشتهاند.
ايده متال بازگشت به تاريکي (يعني محور اصلي تفکرات شيطان پرستي )، بي رحمى، تجاوزات جنسى، فحاشى،هجوم و حمله به جامعه و فرهنگ عمومي آن است.
طرفداران شيطانپرستي از نظر ظاهري با گردنبندهاي اسکلتي، موهاي بلند يا سر طاس و انگشترهاي تيغ دار ديده ميشوند.اکثراً ابروهايشان را ميتراشند يا به سمت بالا طراحي ميکنند، رنگ آرايششان اغلب مشکى، بنفش و قرمز تند است، پوست بدنشان را با اشکالي مانند جمجمه و نمادهاي مخصوص شيطان پرستيها خال کوبي ميکنند، لباسهايشان معمولا گشاد و به رنگ مشکي و قرمز ميباشد، چکمههاي چرمي ساق بلند که اغلب با فلز تزئين شده است، ميپوشند.

sange_sabur88
06-01-2011, 01:50 PM
هالیوود و نمادها (قسمت اول)



[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
پس از کشف اتفاقی (؟!) آمریکا و نسلکشی ساکنین بومی آنجا و دستیابی به منابع سرشار این سرزمین، مهاجرت یهودیان به آمریکا با حمایت سرمایهداران یهود آغاز شد و مهمترین حرفههای سنتی یهودیان مانند ایجاد شبکههای گسترده تجارت مشروبات الکلی، عتیقهجات، مواد مخدر، فحشا، قمار، بانکداری ربوی و تبهکاری سازمان یافته، نیز به آمریکا منتقل شد. در میان نخستین نسل مهاجرین یهودی که توسط لرد راتچیلد و بارون هریش (سرمایهداران یهودی) به آمریکا اعزام شدند، بنیانگذاران صنعت سینمای آمریکا (هالیوود) قرار داشتند، مانند لویی مایر، برادران شنک، شموئل گلب فیش (که بعداً نام خود را به ساموئل گلدوین تغییر داد) لویی زلنیک، برادران وارنر، سام اشپیگل، الجانسون اسرائیل بالین (ایروینگ برلین) و غیره.
یهودیان ابتدا سالنهای سینما را در اختیار گرفتند. آنها به سرعت سالنهای سینما را گسترش دادند و سپس به تولید فیلم هم پرداختند. با تلاش یهودیان انحصار فیلمسازی که متعلق به ادیسون و ساحل شرقی بود، لغو شد و یهودیان عازم ساحل غربی شدند تا «هالیوود» را بنیان گذارند. استودیوهای شش گانه آمریکایی در دهه ۱۹۲۰میلادی، هالیوود را در حومه شهر لسآنجلس تشکیل دادند. صاحبان این کمپانیها، یهودی و از مهاجرین اروپای شرقی بودند. این عده شامل برادران وارنر (به ویژه جک وارنر)، ساموئل گلدن، لویی مایر، کارل لمله، ادولف زوکر و ویلیام فاکس میشدند که به ترتیب استودیوهای برادران وارنر، متروگلدن مایر، یونیورسال، پارامونت، کلمبیا و فوکس قرن بیستم را تأسیس کردند. اولین استودیو توسط کارل لمله تأسیس شد که نامش یونیورسال بود. آنها از هر چیزی برای موفقیت فیلمهایشان استفاده کردند، همانند: سیستم ستارهسازی، موضوعات غیراخلاقی، خشونت، اسطورهسازی، ترویج خرافات، خیال پردازی، جادو، فلسفهها و تفکرات انحرافی، سمبلها و نشانهای گمراهکننده، فرقه سازیهای شیطانی، تبلیغات فریبنده و دروغین، استفاده ابزاری از زنان، سرگرمیهای غیر مفید و مشغولیتهای کاذب و …
بسیاری از محققان غربی معتقدند هالیوود توسط یهودیان (صهیونیستها ) اداره می شود. صهیونیستها با در اختیار داشتن کنترل کامل هالیوود، به مهمترین و دقیقترین ابزار کنترل اذهان مردم دست یافتهاند. تهیهکنندگان صهیونیزم یهودی، حاکمان مطلق، و کارگردانان و هنرمندان، تحت فرمان آنها هستند. در مجموعه تصاویر زیر که از صحنههای مختلف فیلمهای مختلف جمعآوری شده، به وضوح میتوانید به نفوذ افکار و عقاید فراماسونها و ایلومناتی (فراماسون های بلندپایه) و شیطانپرستان در صنعت سینمای هالیوود پی ببرید.
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
در تصاویر ارائه شده، فیلمهایی از سال ۱۹۲۷ مانند متروپلیس وجود دارد تا فیلمهای امروزی. در این تصاویر نماد «چشم جهان بین» بیش از همه خودنمایی می کند و حاکی از ستایش فراماسونها از خدایشان است.
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
به کار بردن این نمادها در فیلمها، تکنیکی از علم کنترل ذهن (Mind Control) می باشد که ناخواسته، تأثیر منفی در ضمیر ناخودآگاه ما خواهد گذاشت مثلا در مورد انیمیشن «Yu-Gi-Oh!: Pyramid of Light» که بسیار معروف بوده و در شبکه مختلف آمریکا، کانادا و چندیـن کشـور اروپایی پخش می شود، داســـتان در مورد نوجوانی است که هرم جهان بینی را پیدا میکند که قدرت خاصی به او می دهد و می تواند با آن، کنترل قدرت موجودات فرامادی را به دست گیرد. او از این نیرو در راه خـیر و کـمک به افراد مظـلوم و نابودی افراد ظالم استفاده میکند. به خوبی می توان به تاثـیر این فیـلم در ذهن کـودکـان پی برد که چـگونه «هرم جهان بین» پر قـدرت را به عـنوان نماد نـیروی خـیر و خوبی، به اذهـان تلقین می کند.
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
متأسفانه علم مدرن «کنترل ذهن»، امروزه به عنوان ابزاری بسیار مهم برای پیاده کردن طرح شیطانی که خالی کردن جهان از تفکر یکتاپرستی و ترویج شیطان پرستی است، توسط صهیونیزم جهانی مورد استفاده قرار میگیرد و مردم نیز از سر ناآگاهی، به دام طرح این شیطانپرستان می افتند.
امید است که با آگاهی از چنین مسائلی، مواظب باشیم که فرزندان ما که سازنده نسل آینده میباشند، طعمه طرح «کنترل ذهن» صهیونیست ها واقع نگردند.
لیست زیر، اسامی برخی از فیلمهایی است که از نمادهای فراماسونری و ایلومناتی در آنها استفاده شده است. البته در بعضی از فیلمها صرفا کاربرد نماد است اما در بعضی دیگر کاملا مفاهیم فراماسونری، ترویج داده می شود.

The Ninth Gate
Lara Croft: Tomb Raider
Matrix
300
National Teasure
batman returns
From Hell (About Jack the Ripper)
Cockwork Orange
The Devil’s Advocate
The Handmade’s Tale
A Scanner Darkly
The Future is Flux
The Master of Disguise
The Man who Would be King
Lord of the Rings: Two Towers
Desperately Seeking Susan
The Good Shepherd
Stargate
The Big Lebowski
Mad Max 3
The Da Vinci Code
They Live
Metropolis
Angles and Deamons
The Matrix Revolution
Revelation
The Diamond Arm
The League of Extraordinary Gentlemen
South Park
Max Payne
The Simpsons Series
Independence Day
Brazil
Gangs of New York
Conan The Barbarian
Mystery Eye
Monster Ink
Ocean’s 11
Halloweentown
Kids in the Hall

هالیوود و نمادها (قسمت دوم رواج شیطان پرستی)


پس از استقبال شما گرامیان از قسمت اول مقاله هالیوود و نمادها که در سایت نمادها انتشار یافت برآن شدیم تا این مجموعه مقالات را ریشه ای تر دنبال کنیم.
در این مطلب قصد داریم به واکاوی رواج شیطان پرستی در هالیوود بپردازیم.
امروزه مرکز مهمی همچون هالیوود که در عرصه هنر سینما فعال و البته تاثیر گذار است به عنوان یک پشتیبان جدی درخدمت فرقه شیطان گرایی انجام وظیفه می کند. این ایفای نقش به گونه ای پررنگ است که عنوان « پیامبر شیطان پرستی » برای این رسانه صهیونیستی به هیچ عنوان دور از حقیقت نیست. پرداختن به ماهیت و ماموریت این فرقه که امروزه در هالیوود تحت « آیین و مکتب » از آن تبلیغ می شود در این مختصر ممکن نیست اما نگاهی گذرا به چند اثر هالیوودی ـ که چندان جدید هم نیستند ـ می تواند از طرح حساب شده و درازمدت هالیوود در رسمیت دادن به این فرقه پرده بردارد این طرح درقدم اول معرفی و در گام بعدی عرضه یک رقیب و بدیل برای ادیان الهی و در مراحل بعدی جایگزین نمودن و درنتیجه به حاشیه راندن و درنهایت از بین بردن ادیان الهی خواهد بود.

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

یکی از فیلم های مهم در ترویج شیطان پرستی، فیلمی است به نام «کودک رزماری» که توسط رومن پولانسکی (کارگردان یهودی) در سال ۱۹۶۸ در هالیوود ساخته شد.
در این فیلم، شیطانی از جهنم می آید و نطفه خود را در رحم زنی به نام رزماری قرار می دهد و بدین صورت کودکی شیطانی به نام آدریان متولد می شود. گهواره این کودک سیاه رنگ و بالای آن صلیبی بر عکس آویزان است. قیافه این کودک به گونه ای است که مادرش با دیدن او وحشت می کند و ابتدا از پذیرش فرزندش خودداری می کند. در جشن تولد این کودک که افرادی از نژادهای مختلف حضور دارند چندین بار جمله “درود بر شیطان” تکرار می شود. صاحب خانه با خوشحالی می گوید: «این کودک معابد و خدا را از بین خواهد برد و نفرت را آزاد خواهد کرد و او انتقام را در دلها زنده خواهد کرد و کار خدا تمام است … درود بر شیطان». در این فیلم ارتباط با شیطان به عنوان راه حل مشکلات به تصویر کشیده می شود. جالب این که با شادباش افراد حاضر در جلسه مادر، کودک خود را تحویل می گیرد و با طنین دلنواز لالایی این فیلم به پایان می رسد و به این شکل “تولد شیطان” با این فیلم اعلام می شود و اولین قدم برای اعلام حضور شیطان در جوامع بشری برداشته می شود.

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

این کارگردان یهودی به «اعلام حضور» شیطان اکتفا نکرد و چندی بعد با ساختن Ninth Gata (دروازه نهم) در صدد اثبات نیروهای خارق العاده و قدرت های ماورائی برای شیطان بر آمد و شیطان را به عنوان قدرتی عظیم و تاثیرگذار در جهان هستی معرفی کرد در این فیلم وانمود می شود رسیدن به شیطان دارای آداب مخصوص سیر و سلوک است. (با طرح کتاب دارای سه نسخه کمیاب) در این فیلم چندین بار از نمادهای شیطانی استفاده شده است از جمله عدد ۶۶۶ (بعنوان رمز آسانسور، رمز آرشیو کتابخانه، سال نوشتن کتاب و …)
در فیلم گابریل (که همان جبرئیل است)، جهانی تاریک و غرق در فساد و ظلمت نمایش داده می شود. در این فیلم خداوند بزرگترین و قدرتمندترین فرشته خود به نام گابریل را مامور نجات جهان می نماید. اما گابریل بعد از نزول به زمین متوجه می شود که قبل از او فرشتگان دیگری که مامور این کار بوده اند در برابر قدرت عظیم شیطان همگی در مانده و تسلیم و یا شکست خورده اند. اما تصمیم گابریل برای مبارزه با شیطان و برگرداندن نور به میان آدمیان قطعی است.
گابریل بعد از از بین بردن نیروهای شیطانی با فرمانده شیاطین به نام سمائیل وارد جنگ می شود ولی متوجه می شود که فرمانده شیاطین برای آزادی انسان ها قیام کرده است و این خداوند بوده که باعث از بین رفتن فرشتگان قبلی گردیده است. گابریل بعد از این مرحله ماموریت خود را رها می کند و با ناراحتی و اعتراض به آسمان می رود تا مانع اعزام فرشتگان به دست خدا شود. بدین سان مخاطب که تا مراحل آخر فیلم خود را همراه گابریل احساس می کند ناگاه در چرخش آخر فیلم منطق سمائیل را بر گابریل ترجیح می دهد و به روشنی در این فیلم خدا دشمن آدمیان و شیطان دوست انسان ها معرفی می گردد.
محصولاتی از این دست در هالیوود فراوان یافت می شود. مخاطب بعد از دیدن این گونه فیلم ها به این نتیجه می رسد که راه رسیدن به قدرت و شهرت و شهوت، تمسک به شیطان و قدرت های شیطانی است و شیطان نه فقط دشمن انسان ها نمی شود که بعنوان منجی انسان ها و پیام آور آزادی انسان ها معرفی می شود. با تاسف باید اذعان نمود هالیود نقش خود را در انتقال مضامین شیطانی و رضایت بخش جلوه دادن فرهنگ شیطانی به خوبی ایفا نموده است. فیلم هایی از قبیل هری پاتر، جن گیر، طالع نحس (۱،۲،۳)، ارباب حلقه ها با هدف القای ترس در ذهن و قلب مخاطب نسبت به شیطان و بزرگ نمایی از قدرت شیطان ساخته شده اند و در فیلم های کنستانتین و طالع نحس ۵و۴ شیطان قوی تر از خدا ظاهر می شود به طوری که روحیه تسلیم و فروتنی در برابر شیطان به جان مخاطب رسوخ می کند.

shs1366
06-06-2011, 02:07 PM
یک بازی با کارت؛ به اسم Illuminati card game یا Illuminati game البته میتونید به این آدرس مراجعه کنید. این بازی از اوایل دهه 80 میلادی روش کار شده و در 1995 عرضه شده نکته اینجاست که روی بعضی از این کارت ها که در 1995 وارد بازار شدند حوادثی مثل 11 سپتامبر پیش بینی شدند. و حتی در مورد زلزله ژاپن هم حرف هایی زده میشه من بیشتر از این توضیح نمیدم خودتون عکس ها را ببینید متوجه میشید:



ادامه مطلب... ([Only registered and activated users can see links])

کمپین بین المللی ”تلاش برای تحریم اسرائیل” با انتشار خبری، اسامی شرکتها و موسساتی را که بطور مستقیم یا غیرمستقیم از رژیم صهیونیستی در تجاوز به ملت مسلمان فلسطین حمایت می کنند، منتشرکرد…آرم شرکت های ماسونی و اسرائیلی آرم شرکت های ماسونی و اسرائیلی
به ادامه مطلب بروید… ([Only registered and activated users can see links])

قبلا بنده در مقاله ای با عنوان نماد ها در زلزله اخیر ژاپن اشاره ای به اعداد و نماد هایی که در پشت این حادثه بود کردم. باتوجه به اینکه این مقاله نسبتا کامل تر و جامع تر نسبت به بنده به این موضوع پرداخته به همین خاطر اون رو در سایت آوردم.
ر روز یازدهم مارس 2011 (2011.03.11) در ساعت پنج و چهل و شش دقیقه utc در مدار 38.32 N و 142.36 E depth و در عمق 32 کیلومتری اطراف شهر هنشو ژاپن زلزله ای با قدرت 8.9 ریشتر، این منطقه را لرزاند .طبق اعلام خبر ها این زلزله در تاریخ ژاپن سابقه نداشته است و جز هفتمین زلزله ی بزرگ دنیا به حساب می آید. جالب تر اینجاست که بعد از این زلزله حدود 1000 پس لرزه ایجاد شده که بسیاری از آنان بالای 5 ریشتر بوده اند (برای دیدن بخشی از جدول زلزله ها اینجا کلیک کنید )






مطالب مرتبط:

نماد ها در زلزله اخیر ژاپن

هارپ چیست؟

دانلود مستند هارپ با لینک مستقیم


ادامه مطلب...
([Only registered and activated users can see links])

چند نماد فراماسون ها در نقاشی های قدیمی
توی همه ی این عکسا نماد تک چشم، گونیا پرگار
و صفحه ی شطرنجی همشون به وضوح دیده میشه
از عزیزان میخوام حتما درباره ی این انجمن مخفی حتما مطالعه داشته باشن چون گهگاه مشاهده میشه که افراد خودشون از این علامتا خبر ندارن اما از این آرما تو پیراهناشون مدالاشون استفاده میکنن
همه ی عکسای زیر از سایتای خود فراماسونا جمع آوری شده

راستی اگه بگم این عکسارو از سایت دانشگاه ماساچوست برداشتم واقعا تعجب می کنین

در حقیقت سایت فراماسونای دانشگاه ماساچوست بود
برای دیدن عکس ها به ادامه ی مطلب برین
ادامه ی مطلب ([Only registered and activated users can see links])