کاربر گرامی ورود شما را به سایت نجباد دات کام خیر مقدم عرض می نماییم ، جهت استفاده از تمامی امکانات سایت می بایست عضو شوید ، برای عضویت اینجا کلیک کنید .    
خوش آمدید به انجمن های نجف آباد خانه | خوانده شده ها را علامت  گذاری کن | نمایش رهبران سایت | رادیو آنلاین | بازی آنلاین | کلوب نجف آباد
نجف آباد


بازگشت   نجف آباد > نجف آباد > سایر انجمن ها > فرهنگ و ادبیات

پاسخ
 
ابزارهای موضوع
قدیمی 05-10-2010, 12:32 AM   #1
anoosh
پیشکسوت نجباد
 
anoosh آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Apr 2010
محل سکونت: در غربت
جنسیت: مرد
وضعیت تاهل: مجرد
متولد: 6 مرداد
نوشته ها: 8,030
بازیکن برتر در بازی های:
تعداد تشکر ها از سایرین: 17,048
تشکر شده 30,643 مرتبه در 8,096 پست
امتیازها: 371,762, سطح: 100
امتیازها: 371,762, سطح: 100 امتیازها: 371,762, سطح: 100 امتیازها: 371,762, سطح: 100
صعود به سطح بالا: 0%, 0 امتیاز نیازدارید
صعود به سطح بالا: 0% صعود به سطح بالا: 0% صعود به سطح بالا: 0%
فعالیت: 11%
فعالیت: 11% فعالیت: 11% فعالیت: 11%
anoosh به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض داستان هاي كوتاه


طعم عشق به میهن













میترادات دختر مهرداد پادشاه اشکانی خواب دید ماری سیاه به شهر حمله نموده سربازان مار را به بند کشیدند و چون پدرش آن مار زشت را بدید دست او را گرفته و به مار پیشکش کرد مار بدورش پیچید و او را با خود از شهر ببرد چون از شهر دور شدند ماری دیگر بر سر راه آنها سبز شد و بدین طریق میترادات از مهلکه گریخت به سوی شهر خویش باز گشت مردم شادی می کردند و نوازندگان می نواختند او هم شاد شد اما همه چیز برایش غریبه و نا آشنا بود چون بر لب جوی آبی نشست موهای خویش را خاکستری دید زنی کامل در آب دیده می شد از ترس از خواب پرید و ساعتها بر خود لرزید . میترادات در آن هنگام تنها 14 سال داشت . چند سال گذشت در پایان جنگ ایران سلوکیان (جانشینان اسکندر) فرمانروای آنها اسیر شده و به ایران آوردنش .

آن شب در زیر نور مهتاب مهرداد به دخترش میترادات گفت ای عزیزتر از جان می خواهم همسر دمتریوس فرمانروای اسیر شده سلوکیان شوی . رایزاننم می گویند اگر دمتریوس را عزیز داریم در آینده او دودمان سلوکیان را تضعیف خواهد کرد و در نهایت ما می توانیم برای همیشه آنها را نابود کنیم و تو می دانی آنها چقدر از ایرانیان را کشته اند آیا قبول می کنی همسر او شوی ؟ دختر به پدر نگاهی کرد و خوابش را بیاد آورد .
در دل گفت آه ای پدر ، آه ای پدر من این مار را قبلا در خواب دیده ام و می دانم کی باز خواهم گشت زمانی که دیگر نیمی از موهایم سفید شده اما بخاطر ایران و شادی مردمم خواهم رفت .

سرش را پایین انداخت و گفت پدر هر چه شما تصمیم بگیرید همان می کنم پادشاه ایران دخترش را در آغوش گرفته موی سر او را بوسید و گفت دخترم می دانی که چقدر دوستت دارم .
میترادات در دل می دانست آغوش مار در انتظار اوست اما صدای شادی ایرانیان آرام ش می کرد همچون آرامش آغوش پدر ، و آرام گریست .
اندیشمند میهن دوست کشورمان ارد بزرگ می گوید : گل های زیبایی که در سرزمین ایران می بینید بوی خوش فرزندانی را می دهند که عاشقانه برای رهایی و سرفرازی نام ایران فدا شدند .
سالها گذشت میترادات که به ایران باز گشت همه چیز همانگونه بود که در خواب دیده بود بر لب همان جوی آب نشست خود را در آن دید اشکهایش با آب جوی در هم آمیخت و طعم میهن پرستی را برای روح و جان ایرانیان به یادگار گذاشت .
anoosh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 2 کاربر تشکر کردند از anoosh برای ارسال پست مفیدش :
قدیمی 05-10-2010, 12:42 AM   #2
بهار
کاربر متخلف
 
تاریخ عضویت: May 2010
محل سکونت: پشت ديوار سكوت
جنسیت: زن
نوشته ها: 2,198
بازیکن برتر در بازی های:
تعداد تشکر ها از سایرین: 2,632
تشکر شده 9,474 مرتبه در 2,279 پست
امتیازها: 31,118, سطح: 100
امتیازها: 31,118, سطح: 100 امتیازها: 31,118, سطح: 100 امتیازها: 31,118, سطح: 100
صعود به سطح بالا: 12%, 8,882 امتیاز نیازدارید
صعود به سطح بالا: 12% صعود به سطح بالا: 12% صعود به سطح بالا: 12%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
بهار به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

سپاس

زیبابود

دریغ از تو ایران که ویران شدی
بهار آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
کاربر زیر تشکر کرده از بهار برای ارسال پست مفیدش :
قدیمی 06-20-2010, 02:25 PM   #3
anoosh
پیشکسوت نجباد
 
anoosh آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Apr 2010
محل سکونت: در غربت
جنسیت: مرد
وضعیت تاهل: مجرد
متولد: 6 مرداد
نوشته ها: 8,030
بازیکن برتر در بازی های:
تعداد تشکر ها از سایرین: 17,048
تشکر شده 30,643 مرتبه در 8,096 پست
امتیازها: 371,762, سطح: 100
امتیازها: 371,762, سطح: 100 امتیازها: 371,762, سطح: 100 امتیازها: 371,762, سطح: 100
صعود به سطح بالا: 0%, 0 امتیاز نیازدارید
صعود به سطح بالا: 0% صعود به سطح بالا: 0% صعود به سطح بالا: 0%
فعالیت: 11%
فعالیت: 11% فعالیت: 11% فعالیت: 11%
anoosh به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض از لطف حق غافل مشو



( به خدا توکل کن و فقط از او مدد بجوی)
....... زنان مصر اطراف یوسف (ع) را گرفتند و اورا به محبت زلیخا تشویق می کردند . ولی اثری در او نکرد . چاره در این دیدند که یوسف را به دلیل تمرد به زندان اندازند . عزیز مصر را از این تمرد آگاه کردند و زلیخا چون در زندان عشق یوسف گرفتار بود او را به زندان تمرد فرستاد . یوسف از خدا خواست که زندان را به جای اطاعت امر نا مشروع برای او انتخاب کند.
زلیخا زندانبان را خواست و گفت این پسر را به زندان ببر و لباس فاخر از تن او بیرون کن . تاج زر از سر اوبرگیر و لباس پشمینه بپوشان تا متنُبه شود و هر روز می فرستاد که اگر حاضر به اطاعت امر کنی تو را از زندان بیرون آورم . یوسف نپذیرفت و به زندان افتاد و ملول و دلتنگ در گوشه ای تاریک زندان بر او سخت گرفتند

جبرئیل بر او وارد شد و گفت به تو تعبیر خواب می اموزم تا در زندان لطفی از حق تعالی بر تو آید وشاید از این بندرهایی یابی ( فقط از لطف حق غافل مشو )
دو نفر دیگر را به جرم نافرمانی و اتهام سو قصد به جان عزیز مصر به زندان آوردتد . یکی ( شرابدار ) و دیگری ( سر آشپز ) عزیز مصر..
انها پیش یوسف (ع )رفتند گفتند : خوابی دیده ایم . تعبیر کن
اولی ( شرابدار ) گفت : در خواب دیدم که خوشه انگور می فشرم و پیمانه میکردم و به عزیز میدادم
دومی ( سرآشپز ) گفت : در خواب دیدم که طبقی نان بر سر دارم و مرغان هوا از سر من می ربایند
اولی براستی خواب دیده بود و دومی به دروغ خوابی خیالی را برای یوسف تعریف کرده بود تا یوسف را امتحان کند
یوسف (ع) گفت : خواب شما را تعبیر کنم اولی که به عزیز شراب داده بود . آزاد شود و او را جایگاهی خاص دهند و دومی که مرغان هوا از طبقش نان می ربودند . را به دار مجازات آویزند ..
دومی از این تعبیر به وحشت افتاد و گفت : من به دروغ گفتم که چنین خوابی دیدهام می خواستم تو را امتحان کنم . یوسف گفت : ( قضا ء الهی بر این است تو خواه راست گفته باشی و خواه دروغ..)
این چنین شد . دومی را چند روز بعد به جرم سو قصد به جان عزیز به دار مجازات آویختند و اولی ( شرابدار ) را بشارت آزادی و جایگاه خاص به دربار عزیز ..
یوسف که این چنین دید ( شرابدار ) را گفت حال که خواب تو را درست تعبیر کردم و تو را جایگاهی داده اند . مرا نزد عزیز مصر یاد کن شاید من از زندان رها شوم.. شرابدار گفت به چشم چنین کنم و از زندان خارج شد و فراموش کرد تا ماجرا را بر عزیز مصر باز گوید
پنج سال گذشت و جبرئیل بر یوسف وارد شد و گفت ای یوسف اگر از شرابخوار و ( غیر خدا ) مدد نمیخواستی در زندان نمی ماندی و اکنون بدین جرم هفت سال دیگر باید در زندان باشی فراموش کردی که به تو گفته بودم << (( از لطف خدا غافل مشو ))>> اما تو غافل شدی..
جبرئیل پس از طی دوران زندانی یوسف بر او وارد شد و بشارت داد که حالا موقع آن رسیده تا خوابی که چند شب دیگر بر عزیز می اید را تعبیر کنی و از زندان بیرون آیی.... خوابی که بر تمام وجود عزیز لرزه انداخت . خواب خشک شدن رود نیل و خوردن هفت گاو چاق و فربه توسط هفت گاو لاغر و ادامه .....
(( اللهم ان کانت ذنوبی قد اخلقت وجهی عندک فانی اتوجه الیک بوجه ابائی الصالحین ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب ))
بار الها اگر گناهان روی مرا نرد تو سیاه کرده باشد من متوسل و متوجه بتو میشوم که بپاس پدران صالح من ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب مرا ببخش -
خداوند اورا فرج داد و نجات بخشید و مژده سلطنت مصر داد
anoosh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 09-18-2017, 12:10 AM   #4
anoosh
پیشکسوت نجباد
 
anoosh آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Apr 2010
محل سکونت: در غربت
جنسیت: مرد
وضعیت تاهل: مجرد
متولد: 6 مرداد
نوشته ها: 8,030
بازیکن برتر در بازی های:
تعداد تشکر ها از سایرین: 17,048
تشکر شده 30,643 مرتبه در 8,096 پست
امتیازها: 371,762, سطح: 100
امتیازها: 371,762, سطح: 100 امتیازها: 371,762, سطح: 100 امتیازها: 371,762, سطح: 100
صعود به سطح بالا: 0%, 0 امتیاز نیازدارید
صعود به سطح بالا: 0% صعود به سطح بالا: 0% صعود به سطح بالا: 0%
فعالیت: 11%
فعالیت: 11% فعالیت: 11% فعالیت: 11%
anoosh به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

اوا براون

اوا براون دختر نجیب و زیبای بود که در روز 6 فوریه سال 1912 در شهر شلوغ مونیخ متولد شد او عاشق آلمان و حزب نازی بود این باعث شده بود که هنگامی که هیتلر رهبر حزب می آمد به عکاسخانه ایی که او در آن کار می کرد بیاید همه تلاش خود را می نمود تا بهترین و زیباترین عکس ممکن را از او بگیرد او می خواست در خطوط چهره آدلف هیتلر قدرت آلمان و عشق به سرزمین مظلومش که پس از جنگ جهانی اول دچار بحران و هزار مصیبت دیگر بود و مجبور بود طبق عهد نامه ورسای خراج به انگلیس و فرانسه بپردازد را نشان دهد او در هیتلر این توان را می دید که او می تواند کشورش را نجات بخشد . با این که هیتلر هنوز شناسنامه آلمانی نداشت او شیفته این مرد اتریشی شده بود .
در سال 1932 هیتلر شناسنامه آلمانی گرفت و به تابعیت آلمان درآمد آلمانی که به خاطر آن پانزده سال قبل در جنگ جهانی اول در جنگ اول جهانی در جبهه فرانسه به مدت یک سال کور و زخمی شد .همان سال هیتلر هنگامی که اوا براون فقط 20 سال داشت از او خواست که با هم زندگی کنند. این در حالی بود که هیتلر در آن زمان 43 سال داشت .
اوا با وجود مخالفت پدرش فریدریش براون پیشنهاد آدولف هیتلر را عاشقانه پذیرفت و از آن پس تا آخرین لحظه عمر در کنار او زندگی کرد
.
یک سال بعد در ژانویه 1933 هیتلر پس از پیروزی در انتخابات به صدر اعظمی رسید و کابینه خود را با همکاری حزب دست راستی آلمان تشکیل داد. پس از اندکی با مرگ هیندنبورگ رئیس جمهور آلمان شد
.

گرمای عشق اوا براون قلب زخمی هیتلر از عشق ناکام گذشته ژلی روبال ، گرمایی دوباره بخشید او تواناست دوباره استواری و اقتدار سیاسی و مبارزاتی خویش را بدست بیاورد .هیتلر پس از به قدرت رسیدن هرگز اوا براون رادر امور دولتی و سیاست دخالت نمی داد و به ندرت در مراسم او را به همراه خود میبرد و عملا اوا در سایه هیتلر زندگی می کرد.اوا براون اغلب به اسکی و یا دوختن لباس برای عشقش می پرداخت و پناه آخر آدلف بود . این مسیر را تا آخرین لحظه عمر ادامه داد .در هنگامی که سقوط برلین نزدیک شده بود، هیتلر مایل نبود اوا براون را به همراه خود به پناهگاه زیر زمینی ببرد، اما اوا اصرار کرد که می خواهد در کنار او بمیرد.


اوا 13 سال همسر غیر رسمی هیتلر بود .هیتلر در روز 29 آوریل سال 1945 در مراسمی ساده که در پناهگاه زیر زمینی و با حضور تعداد اندکی از جمله جوزف گوبلز ، وزیر تبلیغات آلمان نازی و همسرش برگزارشد ، به طور رسمی با اوا براون ازدواج کرد و روز بعد هر دو خودکشی کردند و اجساد آنان را در کنار هم آتش زدند تا به دست سربازان شوروی نیفتند. با وجود این ، سربازان شوروی بقایای اجساد نیمه سوخته آنها را به دست آوردند. در روز 30 آوریل سال 1945 که پناهگاه هیتلر در شهر برلین از نزدیک زیر آتش ارتش سرخ بود، هیتلر با تپانچه خود خودکشی کرد و اوا در همان لحظه با خوردن سیانور روح عشقش را یک لحظه هم تنها نگذاشت گوبلز وزیر فرهنگ رژیم نازی طبق وصیت هیتلر پس از مردن آن دو ، اجساد آنها را در گودالی که از پرتاب بمب های متفقین پدید آمده بود آنها را با بنزین سوزاند و سپس خود همسر و فرزندانش به شکل دسته جمعی خودکشی کردند .اوا براون هنگام مرگ فقط 33 سال داشت او فقط مدت 24 ساعت همسر رسمی عشقش بود. نام اوا براون زنی که تنها 24 ساعت همسر قانونی آدولف هیتلر بود در کنار نام او در تاریخ ثبت شد . اوا براون دختری که همه وجودش برای تعالی آلمان در تب و تاب بود در تمام سالهایی که هزاران جنایت و انگ انگلیس و اسرائیل و آمریکا به هیتلر چسباندن نامش پاک ماند . چون قلب او سپید و پاک بود به قول متفکرین بزرگ :
ستایشگران میهن مردان و زنان آزاده اند . اوا براون ستایشگر کشورش بود و در این راه تا آخر راه را پیمود و برای همین امروز محبوب صدها میلیون آدم میهن میهن پرست در سرتاسر جهان است .
تصاویر کوچ فایل پیوست
Adolf_Hitler_his_wife.jpg  
__________________
...
anoosh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
کاربر زیر تشکر کرده از anoosh برای ارسال پست مفیدش :
قدیمی 09-18-2017, 08:25 AM   #5
داداش شمال شهر
پیشکسوت نجباد
 
تاریخ عضویت: Mar 2011
محل سکونت: خیلی دور خیلی نزدیک
جنسیت: مرد
شهرت: داداشی
وضعیت تاهل: مجرد
متولد: یه غروب پاییزی
نوشته ها: 2,583
بازیکن برتر در بازی های:
تعداد تشکر ها از سایرین: 1,458
تشکر شده 14,907 مرتبه در 3,681 پست
امتیازها: 43,692, سطح: 100
امتیازها: 43,692, سطح: 100 امتیازها: 43,692, سطح: 100 امتیازها: 43,692, سطح: 100
صعود به سطح بالا: 37%, 6,308 امتیاز نیازدارید
صعود به سطح بالا: 37% صعود به سطح بالا: 37% صعود به سطح بالا: 37%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط anoosh نمایش پست ها
اوا براون

اوا براون دختر نجیب و زیبای بود که در روز 6 فوریه سال 1912 در شهر شلوغ مونیخ متولد شد او عاشق آلمان و حزب نازی بود این باعث شده بود که هنگامی که هیتلر رهبر حزب می آمد به عکاسخانه ایی که او در آن کار می کرد بیاید همه تلاش خود را می نمود تا بهترین و زیباترین عکس ممکن را از او بگیرد او می خواست در خطوط چهره آدلف هیتلر قدرت آلمان و عشق به سرزمین مظلومش که پس از جنگ جهانی اول دچار بحران و هزار مصیبت دیگر بود و مجبور بود طبق عهد نامه ورسای خراج به انگلیس و فرانسه بپردازد را نشان دهد او در هیتلر این توان را می دید که او می تواند کشورش را نجات بخشد . با این که هیتلر هنوز شناسنامه آلمانی نداشت او شیفته این مرد اتریشی شده بود .
در سال 1932 هیتلر شناسنامه آلمانی گرفت و به تابعیت آلمان درآمد آلمانی که به خاطر آن پانزده سال قبل در جنگ جهانی اول در جنگ اول جهانی در جبهه فرانسه به مدت یک سال کور و زخمی شد .همان سال هیتلر هنگامی که اوا براون فقط 20 سال داشت از او خواست که با هم زندگی کنند. این در حالی بود که هیتلر در آن زمان 43 سال داشت .
اوا با وجود مخالفت پدرش فریدریش براون پیشنهاد آدولف هیتلر را عاشقانه پذیرفت و از آن پس تا آخرین لحظه عمر در کنار او زندگی کرد
.
یک سال بعد در ژانویه 1933 هیتلر پس از پیروزی در انتخابات به صدر اعظمی رسید و کابینه خود را با همکاری حزب دست راستی آلمان تشکیل داد. پس از اندکی با مرگ هیندنبورگ رئیس جمهور آلمان شد
.

گرمای عشق اوا براون قلب زخمی هیتلر از عشق ناکام گذشته ژلی روبال ، گرمایی دوباره بخشید او تواناست دوباره استواری و اقتدار سیاسی و مبارزاتی خویش را بدست بیاورد .هیتلر پس از به قدرت رسیدن هرگز اوا براون رادر امور دولتی و سیاست دخالت نمی داد و به ندرت در مراسم او را به همراه خود میبرد و عملا اوا در سایه هیتلر زندگی می کرد.اوا براون اغلب به اسکی و یا دوختن لباس برای عشقش می پرداخت و پناه آخر آدلف بود . این مسیر را تا آخرین لحظه عمر ادامه داد .در هنگامی که سقوط برلین نزدیک شده بود، هیتلر مایل نبود اوا براون را به همراه خود به پناهگاه زیر زمینی ببرد، اما اوا اصرار کرد که می خواهد در کنار او بمیرد.


اوا 13 سال همسر غیر رسمی هیتلر بود .هیتلر در روز 29 آوریل سال 1945 در مراسمی ساده که در پناهگاه زیر زمینی و با حضور تعداد اندکی از جمله جوزف گوبلز ، وزیر تبلیغات آلمان نازی و همسرش برگزارشد ، به طور رسمی با اوا براون ازدواج کرد و روز بعد هر دو خودکشی کردند و اجساد آنان را در کنار هم آتش زدند تا به دست سربازان شوروی نیفتند. با وجود این ، سربازان شوروی بقایای اجساد نیمه سوخته آنها را به دست آوردند. در روز 30 آوریل سال 1945 که پناهگاه هیتلر در شهر برلین از نزدیک زیر آتش ارتش سرخ بود، هیتلر با تپانچه خود خودکشی کرد و اوا در همان لحظه با خوردن سیانور روح عشقش را یک لحظه هم تنها نگذاشت گوبلز وزیر فرهنگ رژیم نازی طبق وصیت هیتلر پس از مردن آن دو ، اجساد آنها را در گودالی که از پرتاب بمب های متفقین پدید آمده بود آنها را با بنزین سوزاند و سپس خود همسر و فرزندانش به شکل دسته جمعی خودکشی کردند .اوا براون هنگام مرگ فقط 33 سال داشت او فقط مدت 24 ساعت همسر رسمی عشقش بود. نام اوا براون زنی که تنها 24 ساعت همسر قانونی آدولف هیتلر بود در کنار نام او در تاریخ ثبت شد . اوا براون دختری که همه وجودش برای تعالی آلمان در تب و تاب بود در تمام سالهایی که هزاران جنایت و انگ انگلیس و اسرائیل و آمریکا به هیتلر چسباندن نامش پاک ماند . چون قلب او سپید و پاک بود به قول متفکرین بزرگ :
ستایشگران میهن مردان و زنان آزاده اند . اوا براون ستایشگر کشورش بود و در این راه تا آخر راه را پیمود و برای همین امروز محبوب صدها میلیون آدم میهن میهن پرست در سرتاسر جهان است .

اینکه میگن اون اجساد سوخته مال هیتلر نبوده و با این صحنه سازی فرار کرده
راسته؟
جایی اثبات شده؟
__________________

زندگی شیرین است، بهانه اش را باید یافت
زندگی زیباست، زیباییش را باید ساخت
داداش شمال شهر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
کاربر زیر تشکر کرده از داداش شمال شهر برای ارسال پست مفیدش :
قدیمی 09-19-2017, 09:51 PM   #6
anoosh
پیشکسوت نجباد
 
anoosh آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Apr 2010
محل سکونت: در غربت
جنسیت: مرد
وضعیت تاهل: مجرد
متولد: 6 مرداد
نوشته ها: 8,030
بازیکن برتر در بازی های:
تعداد تشکر ها از سایرین: 17,048
تشکر شده 30,643 مرتبه در 8,096 پست
امتیازها: 371,762, سطح: 100
امتیازها: 371,762, سطح: 100 امتیازها: 371,762, سطح: 100 امتیازها: 371,762, سطح: 100
صعود به سطح بالا: 0%, 0 امتیاز نیازدارید
صعود به سطح بالا: 0% صعود به سطح بالا: 0% صعود به سطح بالا: 0%
فعالیت: 11%
فعالیت: 11% فعالیت: 11% فعالیت: 11%
anoosh به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

مسافری در شهر بلخ جماعتی را ديد كه مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی گورستان میبرند و آن بيچاره مرتب داد و فرياد میزند و خدا و پيغمبر را به شهادت میگيرد؛
كه والله، بالله من زندهام!
چطور ميخواهيد مرا به خاك بسپاريد؟

اما چند نفر كه پشت سر تابوت هستند، بیتوجه به حال و احوال او رو به مردم كرده ومیگويند:
پدرسوخته ی ملعون دروغ میگويد. مُرده.

مسافر حيرت زده حكايت را پرسيد.

گفتند: اين مرد فاسق و تاجری ثروتمند و بدون وارث است. چند مدت پيش كه به سفر رفته بود، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضی بلخ شهادت دادند كه ُمرده و قاضی نيز به مرگ او گواهی داد. پس يكي از مقدسين شهر زنش را گرفت و يكی ديگر اموالش را تصاحب كرد. حالا بعد از مرگ برگشته و ادعای حيات میكند. حال آنكه ادعاي مردی فاسق در برابر گواهی چهار عادل خداشناس مسموع و مقبول نمیافتد. اين است كه به حكم قاضی به قبرستانش میبريم، زيرا كه دفن ميّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعاً جايز نيست.

احمد_شاملو
__________________
...
anoosh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 09-19-2017, 09:55 PM   #7
anoosh
پیشکسوت نجباد
 
anoosh آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Apr 2010
محل سکونت: در غربت
جنسیت: مرد
وضعیت تاهل: مجرد
متولد: 6 مرداد
نوشته ها: 8,030
بازیکن برتر در بازی های:
تعداد تشکر ها از سایرین: 17,048
تشکر شده 30,643 مرتبه در 8,096 پست
امتیازها: 371,762, سطح: 100
امتیازها: 371,762, سطح: 100 امتیازها: 371,762, سطح: 100 امتیازها: 371,762, سطح: 100
صعود به سطح بالا: 0%, 0 امتیاز نیازدارید
صعود به سطح بالا: 0% صعود به سطح بالا: 0% صعود به سطح بالا: 0%
فعالیت: 11%
فعالیت: 11% فعالیت: 11% فعالیت: 11%
anoosh به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

نام: a.jpg نمایش: 8 اندازه: 631 بایت
نقل قول:
نوشته اصلی توسط داداش شمال شهر نمایش پست ها
اینکه میگن اون اجساد سوخته مال هیتلر نبوده و با این صحنه سازی فرار کرده
راسته؟
جایی اثبات شده؟

از بررسی مستندات و روایت ها می توان نتیجه گرفت که با توجه به نقص مدارک درباره چگونگی مرگ و سرنوشت هیتلر، مستند نبودن و تضاد فرضیات و این امکان که شاهدان عینی ماجرا برای حفظ جان هیتلر، داستان خودکشی او را ساخته اند، نمی توان با قاطعیت اظهار کرد که هیتلر خودکشی کرده است. علاوه بر این، انشتار اسناد محرمانه fbi به بسیاری مورخین اطمینان داد که نه تنها هیتلر خودکشی نکرد، بلکه تا سن 75 یا 95 سالگی در آرژانتین زندگی کرده است.

تردید نیست که پیدا کردن جنازه هیتلر، پس از سقوط برلین، مهمترین ماموریت ارتش سرخ بوده است، زیرا در غیر این صورت بحرانی سیاسی پدید می آمد. از طرفی، تنها اسناد موجود در مورد خودکشی هیتلر، توسط نیروهای اطلاعاتی ارتش سرخ شوروی در اختیار مورخین قرار گرفته است. این در حالی است که حتی افسران ارشد ارتش سرخ نیز اجازه حضور در مکان تحقیق روی جنازه کشف شده را نداشتند و تنها تعداد بسیار انگشت شماری از اعضای ارتش و برخی سیاست مداران شوروی از نتایج واقعی تحقیقات باخبر شدند.

نابودشدن ناگهانی و غیرقابل پیش بینی جسد هیتلر توسط دولت روسیه نیز می تواند ثابت کننده این ادعا باشد که دولت شوروی پس از جنگ، برای حفظ آبروی خود و ممانعت از تبدیل شدن هیتلر به یک اسطوره، خبر و اسناد خودکشی او را جعل کرده است. همه این روایت های پرتناقض و فرضیات پرتضاد سبب شد تا ماجرای مرگ هیتلر برای همیشه به یک معما تبدیل شود.
__________________
...
anoosh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 09-20-2017, 01:43 AM   #8
داداش شمال شهر
پیشکسوت نجباد
 
تاریخ عضویت: Mar 2011
محل سکونت: خیلی دور خیلی نزدیک
جنسیت: مرد
شهرت: داداشی
وضعیت تاهل: مجرد
متولد: یه غروب پاییزی
نوشته ها: 2,583
بازیکن برتر در بازی های:
تعداد تشکر ها از سایرین: 1,458
تشکر شده 14,907 مرتبه در 3,681 پست
امتیازها: 43,692, سطح: 100
امتیازها: 43,692, سطح: 100 امتیازها: 43,692, سطح: 100 امتیازها: 43,692, سطح: 100
صعود به سطح بالا: 37%, 6,308 امتیاز نیازدارید
صعود به سطح بالا: 37% صعود به سطح بالا: 37% صعود به سطح بالا: 37%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط anoosh نمایش پست ها
[تنها کاربران سایت امکان مشاهده این قسمت را دارند. ]


از بررسی مستندات و روایت ها می توان نتیجه گرفت که با توجه به نقص مدارک درباره چگونگی مرگ و سرنوشت هیتلر، مستند نبودن و تضاد فرضیات و این امکان که شاهدان عینی ماجرا برای حفظ جان هیتلر، داستان خودکشی او را ساخته اند، نمی توان با قاطعیت اظهار کرد که هیتلر خودکشی کرده است. علاوه بر این، انشتار اسناد محرمانه fbi به بسیاری مورخین اطمینان داد که نه تنها هیتلر خودکشی نکرد، بلکه تا سن 75 یا 95 سالگی در آرژانتین زندگی کرده است.

تردید نیست که پیدا کردن جنازه هیتلر، پس از سقوط برلین، مهمترین ماموریت ارتش سرخ بوده است، زیرا در غیر این صورت بحرانی سیاسی پدید می آمد. از طرفی، تنها اسناد موجود در مورد خودکشی هیتلر، توسط نیروهای اطلاعاتی ارتش سرخ شوروی در اختیار مورخین قرار گرفته است. این در حالی است که حتی افسران ارشد ارتش سرخ نیز اجازه حضور در مکان تحقیق روی جنازه کشف شده را نداشتند و تنها تعداد بسیار انگشت شماری از اعضای ارتش و برخی سیاست مداران شوروی از نتایج واقعی تحقیقات باخبر شدند.

نابودشدن ناگهانی و غیرقابل پیش بینی جسد هیتلر توسط دولت روسیه نیز می تواند ثابت کننده این ادعا باشد که دولت شوروی پس از جنگ، برای حفظ آبروی خود و ممانعت از تبدیل شدن هیتلر به یک اسطوره، خبر و اسناد خودکشی او را جعل کرده است. همه این روایت های پرتناقض و فرضیات پرتضاد سبب شد تا ماجرای مرگ هیتلر برای همیشه به یک معما تبدیل شود.
با تشکر از توضیحات جامع وکامل
واقعا دم هیتلر گرم
همه کارش تحسین برانگیز بوده و هست
آفرین
__________________

زندگی شیرین است، بهانه اش را باید یافت
زندگی زیباست، زیباییش را باید ساخت
داداش شمال شهر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
کاربر زیر تشکر کرده از داداش شمال شهر برای ارسال پست مفیدش :
قدیمی 09-20-2017, 07:56 AM   #9
nima s
پیشکسوت نجباد
 
nima s آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
محل سکونت: جايي نزديك شیطان
جنسیت: مرد
نوشته ها: 3,253
بازیکن برتر در بازی های:
تعداد تشکر ها از سایرین: 17,843
تشکر شده 16,888 مرتبه در 3,845 پست
امتیازها: 77,148, سطح: 100
امتیازها: 77,148, سطح: 100 امتیازها: 77,148, سطح: 100 امتیازها: 77,148, سطح: 100
صعود به سطح بالا: 24%, 22,852 امتیاز نیازدارید
صعود به سطح بالا: 24% صعود به سطح بالا: 24% صعود به سطح بالا: 24%
فعالیت: 10%
فعالیت: 10% فعالیت: 10% فعالیت: 10%
پیش فرض

گوبلز وزیر فرهنگ رژیم نازی طبق وصیت هیتلر پس از مردن آن دو ، اجساد آنها را در گودالی که از پرتاب بمب های متفقین پدید آمده بود آنها را با بنزین سوزاند و سپس خود همسر و فرزندانش به شکل دسته جمعی خودکشی کردند
......
از این یه تیکش میشه چنین نتیجه ای گرفت
__________________
هواتو کردم , منه حیرون تو این روزا هواتو کردم ,
هوایی میشم همون روزا که میبینم هوامو داری ,
میخوام بیام تو آسمون دورت بگردم
nima s آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 2 کاربر تشکر کردند از nima s برای ارسال پست مفیدش :
پاسخ

برچسب ها
كوتاه, هاي, داستان, طعم عشق به میهن


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

(نمایش همه کاربرانی که از این موضوع دیدن کرده اند : 12
anoosh, eliyaomid, Golchehr, guitarist, mashhossein, nima s, pourya, SIAWASH, آرادسون
ابزارهای موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML فعال است

انتخاب سریع یک انجمن

موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
کوتاه ترین داستان ممکن anoosh شعر و داستان 2 12-28-2014 06:11 PM
داستان درویش و گم شدن کیسه زر در کشتی بی سرزمین تر از باد شعر و داستان 0 05-13-2011 01:21 PM
داستان كوتاه setara2543 شعر و داستان 0 09-15-2010 04:13 PM
داستان كوچك setara2543 شعر و داستان 1 09-05-2010 09:58 PM
بهرام صادقي نويسنده نامدار معاصر Xman بایگانی 0 04-27-2010 09:17 AM


اکنون ساعت 09:14 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.
Powered by vBulletin Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.

کاری از گروه سایت های نجف آباد

 


از اینجا قالب خود را انتخاب کنید

 
با مرورگر نجباد
نجباد را مرور کنید
دریافت نسخه 2.1