کاربر گرامی ورود شما را به سایت نجباد دات کام خیر مقدم عرض می نماییم ، جهت استفاده از تمامی امکانات سایت می بایست عضو شوید ، برای عضویت اینجا کلیک کنید .    
خوش آمدید به انجمن های نجف آباد خانه | خوانده شده ها را علامت  گذاری کن | نمایش رهبران سایت | رادیو آنلاین | بازی آنلاین | کلوب نجف آباد
نجف آباد


بازگشت   نجف آباد > انجمن های عمومی > مباحث آزاد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع
قدیمی 02-09-2011, 06:56 PM   #1
golrose
کاربر ویژه
 
golrose آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
جنسیت: زن
نوشته ها: 698
بازیکن برتر در بازی های:
تعداد تشکر ها از سایرین: 752
تشکر شده 2,385 مرتبه در 719 پست
امتیازها: 5,165, سطح: 46
امتیازها: 5,165, سطح: 46 امتیازها: 5,165, سطح: 46 امتیازها: 5,165, سطح: 46
صعود به سطح بالا: 8%, 185 امتیاز نیازدارید
صعود به سطح بالا: 8% صعود به سطح بالا: 8% صعود به سطح بالا: 8%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
پیش فرض لقمان راگفتند ادب از کی آموختی، گفت از بی ادبان

لقمان راگفتند ادب از که آموختی، گفت از بی ادبان .هرآنچه از ايشان
درنظرم ناپسند آمد ازفعل آن پرهيز کردم .
golrose آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 3 کاربر تشکر کردند از golrose برای ارسال پست مفیدش :
قدیمی 07-13-2011, 09:54 AM   #2
Golchehr
پیشکسوت نجباد
 
Golchehr آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
محل سکونت: NGF CITY
جنسیت: زن
نوشته ها: 3,428
بازیکن برتر در بازی های:
تعداد تشکر ها از سایرین: 5,398
تشکر شده 13,216 مرتبه در 3,667 پست
Golchehr به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض لقمان راگفتند ادب از کی آموختی، گفت از بی ادبان

لقمان را دوستانی بود بسیار ... همه ناباب و خفن ... تا نیمه شب به عیش و مستی و رجعت به منزل، هنگام سحر !

بزرگان شهر، وی را خرده گرفتند که این چه رسمی است لقمان ؟! تو را سزاوار نباشد این همه علافی و خماری و عیش و مستی !

لقمان بیاندیشید و فرمود : ... " من زین دوستان ناباب و بی ادب ، ادب آموزم ... هرکار ناپسند دیدمی به وی ، آنکار ، پیشه خود نکردمی ! "

و اینچنین بود که تمام مردان شهر به صفاسیتی و عیش و نوش و گمار پرداخته تا کسب ادب نمایند !

حتماً بارها این ضرب المثل را شنیده اید: ادب از که آموختی ؟ از بی ادبان. ادب به معنای دانش ،فرهنگ، معرفت، روش پسندیده و خوی خوش می باشد. سعدی ماجرای این ضرب المثل رادر باب دوم گلستان، چنین بیان نموده است:
لقمان را گفتند: ادب از که آموختی؟ گفت از بی ادبان ؛ هرچه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردم.
نگیرند از سر بازیچه حرفی
کزان پندی نگیرد صاحب هوش
وگر صد باب حکمت پیش نادان
بخوانند آیدش بازیچه در گوش
اگر بخواهیم این حکایت را به ساده بیان کنیم ، می توانیم بگوییم : از لقمان پرسیدند : از چه کسی ادب را یاد گرفتی؟ گفت: از افراد بی ادب ، به این ترتیب که کارهای زشت آنها را دیدم اما انجام ندادم. افراد دانا هر حرفی که می شنوند از آن پند می گیرند اماافراد نادان اگر صد جمله و سخن حکمت آمیز هم بشنوند، آن را شوخی و بازیچه می پندارند و پند
نمی گیرند.
بسیاری از گفته های شیخ سعدی، به شکل ضرب المثلهای رایج در آمده اند و مردم آنها را در گفتگوهای خود به کار می برند.مانند:
*یکی را گفتند: عالِِمِ بی عمل به چه مانَد؟ گفت: به زنبور بی عسل.
زنبور درشت بی مروت را گوی
باری، چو عسل نمی دهی نیش مزن.


مرا گفتند ادب از که آموختی:گفتم در کودکی ز چوب پدر و گریه های مادر در نو نهالی از درس معلم وتنبیه مدیر و در نوجوانی از عشق به یار و سیاست رخنه در افکار .
ولی در دوره کاری فهمیدم که هر چه رشته بودم پنبه گشت و هر آن چه آموختم باد هوا چو هر چه از ادب در انبان داشتم به پشیزی نمی ارزید .
Golchehr آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 4 کاربر تشکر کردند از Golchehr برای ارسال پست مفیدش :
قدیمی 04-22-2012, 11:12 PM   #3
منوچهر
نجبادی اصیل
 
منوچهر آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Apr 2012
جنسیت: مرد
نوشته ها: 1,330
بازیکن برتر در بازی های:
تعداد تشکر ها از سایرین: 2,599
تشکر شده 6,296 مرتبه در 1,430 پست
پیش فرض

در نیمروزی گرم که مردم در خواب قیلوله بودند جمعی از فرشتگان که لقمان قادر به رؤیت آنها نبود، نظر لقمان را در مورد خلافت و پیغمبری خدا جویا شدند.

لقمان در پاسخ فرشتگان گفت: اگر خدای متعال مرا به قبول این امر خطیر امر کند، فرمان او را با دیده منت خواهم پذیرفت و امید و یقین دارم که در آن صورت او مرا در این کار یاری خواهد کرد و علم و حکمتی که لازمه این وظیفه باشد به من عطا خواهد کرد و مرا از خطا و اشتباه حفظ می کند، ولی اگر اختیار رد یا قبول این امر با من باشد، از پذیرش این مسئولیت بزرگ عذر خواهم خواست و عافیت را اختیار می کنم. چون فرشتگان علت امتناع لقمان از پذیرش این مسئولیت را جویا شدند، لقمان گفت: حکومت بر مردم اگر چه منزلتی عظیم دارد، ولی کاری بس دشوار است و در جوانب آن فتنه ها و بلاها و لغزشها و تاریکی های بیکرانی وجود دارد که هر کس را خدا به خود واگذارد گرفتار آن شود و از صراط مستقیم و راه رستگاری منحرف گردد و هر کس از آنها برهد به فلاح و رستگاری نائل خواهد شد. خواری و گمنامی دنیا در برابر عزت و بزرگواری آخرت گوارا است ولی اگر هدف کسی جاه و جلال دنیوی باشد، دنیا و آخرت هر دو را از کف خواهد داد، زیرا عزت و نعمت دنیا موقت و عاریه است و چنین کسی به نعمت و عزت جاودان اخروی نیز دست نخواهد یافت. فرشتگان که به عقل سرشار لقمان پی بردند او را تحسین کردند و خدای تعالی او را مورد لطف و عنایت قرار داد و سرچشمه حکمت خود را بر لقمان روان ساخت تا سیل حکمت و نور معرفت بر زبان و بیان لقمان جاری گردد و تشنگان حقیقت را در خور استعدادشان از زلال معرفت و حکمت خود سیراب سازد و در این میان فرزند برومند لقمان که نظر پدر را به خود معطوف داشته بود، بیشتر مورد خطاب او قرار می گرفت گرچه نصایح لقمان بیشتر جنبه عمومی داشت.

منوچهر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
کاربر زیر تشکر کرده از منوچهر برای ارسال پست مفیدش :
پاسخ

برچسب ها
??, ???????, لقمان, لقمان بی ادبان, کی, گفت, آموختی،, ادب, ادبان, از, بی, راگفتند


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

(نمایش همه کاربرانی که از این موضوع دیدن کرده اند : 18
alish, Ario, ebrahimjan, freshteh, golrose, hamidrossonero, mazaheri, mehdi, MSN, mw3mw3, nima s, soheil
ابزارهای موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML فعال است

انتخاب سریع یک انجمن


اکنون ساعت 09:27 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.
Powered by vBulletin Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd.

کاری از گروه سایت های نجف آباد

 


از اینجا قالب خود را انتخاب کنید

 
با مرورگر نجباد
نجباد را مرور کنید
دریافت نسخه 2.1